تنها دفعهای که من قرعهکشی برنده شدم اون جایی بود که ؛
آسمان بار امانت نتوانست کشید . .
تو آبرنگ هر دو سه رنگی رو که باهم قاطی میکنی آخرش یه ته رنگی از قهوه ای پیدا میکنه، آدم یاد تلاش هاش تو زندگی میفته
آره عباس معروفی آره ؛
منم اگر می دانستم دنیا اینقدر شلوغ است ، نمی آمدم . .
به نظر من مهم نیست آدم تو زندگی چیکاره میشه. مهم اینه که هر کارهای میشه، تو اون کار، خوب باشه. سعی کنه بهترین باشه. بیش از همصنفا و همحرفههای خودش تلاش کنه. بیشتر بخونه، بیشتر یاد بگیره. من معتقدم در کماقبال ترین حرفهها و رشتهها هم، اگر بهترین باشی، آیندهت تضمینه.
تهرون اینطوریه که یه خیابون اینورتر برفه، یه خیابون اونورتر بارونه، یه خیابون پایینتر فقط سوز میاد ، یه خیابون بالاتر توی مه گیر کرده و آخر همون خیابون برفیه ، آفتابیه :||
فرزندم سلام؛ حالت را نمیپرسم چون هیچکدام از احوالت بر من پوشیده نیست. و از تو نسبت به تو آگاهترم؛ همهی حال و هوایت را میدانم.
بهانهی خندههایت ، دلخوشیهای ریز و درشتت، دلبستگیها و علایقت، غمها دلواپسیها، دغدغه و نگرانیهایت، مشغلهها و خستگیهایت.
میدانم گاهی چقدر میرنجی ، بیپناه میشوی. اما، بدان در جهان کسی هست كه به تو فکر میکند و نگران ِتوست. دنیا کوچكتر از آن است ك بخواهد احوال ِفرزندم را برهم بریزد!
درست است ك رسمش بیوفایی است و مرامش فریب و در بساطش آرامشی نیست ،
اما ، آرام باش و بدان ك پدر در کنار توست.
با غمت غمگین میشوم با تبت تب میکنم
درد میکشی درد میکشم؛ دعایت را آمین میگویم و برایت دعا میکنم مگر نه این است كه من پدرم و حتی، مهربانتر از پدر تنهایت نمیگذارم.
هر زمان گرفتار شدی صدایم کن...
من در کنار تو هستم در همین نزدیکی ؛))
- پدرتحجـتابنالحسـن.
تَبْتیل . . 🇵🇸🇮🇷
برف بارید به این شهر، کجایی بی من؟ کاش سردت نشود،دل نگرانم، برگرد..
به ابر ها گفتن برف بباره که مشارکت انتخابات بالا بره . .
کار خودشونه . .
یه جمله قشنگی خوندم تو کتاب "اوضاع خیلی خراب است" نوشته مارک منسن ؛
میگفت:
چیزی به نام «تغییرِ بدون درد» و «رشدِ بدون ناراحتی» وجود ندارد . . 🌱