حال ِمن ، حال غریبیست که هنگام غروب . .
شدّت غربتِ خود را دو برابر می دید : ' )
لکنت میاندازد نگاهت در زبانم
دردت به جا... دردت به جا... دردت به جانم . .
❤️
حیفم میآید شبها بخوابم.
شب باید بیدار ماند.
گاهی بهسلامتی ستارهها شرابِ حافظِ شیراز نوشید.
حرف زد.
گریه کرد.
شب باید کتاب خواند.
فیلم دید.
شب باید عاشق شد.
#فاضل_ترکمن
˙
❤️
ز هوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد
دلا دیوانه شو، دیوانگی هم عالمی دارد..!🌚 ️
🌈✨
#تلنگر
هروقت تونستی
کفش های کسی روکه
باهاش مشکل داری
روجفت کنی
اون روز ادم شدی . . بزرگ شدی ...
#استادپناهیان
خلاصه زندگی تو ایران همین یه بیت بود:
"یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند"
اَندر دل من، مهر تو چون علمِ یقین است
بر دیدهی من، نام تو چون نقش نگین است
امّید وصال تو مرا عمر بیفزود
خودْ وصل چه چیز است که امّید چنین است؟!
#سنایی
🌹🌹🌹
اسفند، اردیبهشتیترین حالتِ زمستان است...
از همان ماه های خوبِ خدا که جان میدهند برای دل را به خیابان زدنهای بیهوا و قدم زدنهای طولانی ...
انگار تمامِ آدمها، تنپوشی از مهربانی به تن کرده اند و لبهای تمام عابران شهر، در صمیمانه ترین حالتِ لبخند است .
اسفند، به گرگ و میشِ صبح میمانَد،
به خورشیدی در آستانهی طلوع،
و به رنگهای بنفش و سرد و بی روحی، در آستانهی سبز شدن ...
اسفند یعنی زمستان رفتنیست ،
یعنی بهار، در راه است ...