دقت کردید امسال
بعد افطار چهارشنبه سوریه
بعدش سحری
چند روز بعدهم، بعد افطاری و سحری تحویل ساله
فردای شب قدر هم سيزده بدره
من همین الان دارم تسمهتایم پاره میکنم😂
مریضمون یک دختر ۲۵ ساله بود برای لیپو ابدو. متأهل و بدون فرزند. گفتم فکراتو کردی دیگه؟ بچه دار بشی هزینه و عملت دود میشه میره هواها!
خندید گفت نسل بشر باید منقرض بشه من و شوهرم هم میخواهیم با بچه دار نشدن این تصمیم رو عملی کنیم.
ایرانیا واقعا خیلی باهوشن که فکر میکنن با بچه دار نشدن اونا نسل بشر منقرض میشه،نه عزیزم فقط به جای شما افغانیا جایگزین میشن توی این مملکت که اونام به وسعت مور و ملخ بچه دار میشن و زیادن
ماکسی راهم نداریمعاشقی خرجش کنیم
حیفازآن شعری که داردخرجغمهامیشودッ🫠💔"
تَبْتیل . . 🇵🇸🇮🇷
ماکسی راهم نداریمعاشقی خرجش کنیم حیفازآن شعری که داردخرجغمهامیشودッ🫠💔"
نا امیدی چیه بابا ؟!
تا علی هست به دل ؛ قلب تپیدن دارد..
اگر کسی را دیدید که از کوچکترین چیزها لذت میبرد ؛
محو طبیعت میشود ؛
کمتر سخت میگیرد ؛
میبخشد ؛
میخندد ؛
میخنداند ؛
و با خودش در یک صلح درونی است
او نه بی مشکل است نه الکی خوش!
او طوفانهای هولناکی را در زندگی پشت سر گذاشته و قدر آنچه امروز دارد را میداند او یاد گرفته است که لحظه به لحظه ی زندگی را در آغوش بگیرد .
حسین جان؛
اگر به دامنِ وصل تو دست ما نرسيد،
كشيدهايم در آغوش، آرزوى تو را
میگفت: همهی عالم تو زيارت عاشورا میگن: "بابي انت و امي" پدر و مادرمون فدات حسین، بعد سيدالشهدا به حضرت عباس ميفرماد بنفسي انت...
تَبْتیل . . 🇵🇸🇮🇷
اگر کسی را دیدید که از کوچکترین چیزها لذت میبرد ؛ محو طبیعت میشود ؛ کمتر سخت میگیرد ؛ میبخشد ؛ م
از امپراطورهای اسفندماهی عاجزانه تقاضا میکنم با خدا وارد مذاکره بشن و یه صحبتی در ارتباط با آب و هوای تهران داشته باشن .
ترک خوردیم سر صبحی . .
"هر چیزی" که از #دنیا ،
نصیب انسان میشود ؛
نه تنها او را مستغنی نمیکند ؛
بلکه نسبت به آنچه ندارد تشنه تر میشود . .
_امیرالمومنینعلیعلیهالسلام
وقعهصفین،ج۱،ص۱۰۴
فکر میکردم اگر “فلان اتفاق” بیفته، میمیرم،
فلان اتفاق افتاد و نَمُردم.
فکر میکردم اگر “فلان دوستم” با من قطع ارتباط کنه، میمیرم،
فلان دوستم با من قطعِ ارتباط کرد و نَمُردم.
فکر میکردم اگر “فلان رشته” قبول نشم، میمیرم،
فلان رشته قبول نشدم و نَمُردم.
فکر میکردم اگر “فلان شرکت” مصاحبهی منو قبول نکنه و استخدام نشم، میمیرم،
فلان شرکت استخدامم نکرد و نَمُردم.
فکر میکردم اگر از مادرم، پدرم، خواهرم و بهترین دوستم، “فلان حرف” رو بشنوم، میمیرم،
از تکتکِ این آدما، فلان حرفو شنیدم و نَمُردم.
فکر میکردم اگر “بیپول” باشم، بمیرم،
از همیشه بیپولتر شدم و نَمُردم.
فکر میکردم اگر “فلان عشق” از یادم بره، بمیرم،
عشق فراموشم شد و نَمُردم.