زمزمه کرد
خیلی چیز عجیبیه نه ؟
اینکه روحت به یک مکان وصل بشه حتی اگر تمام وقتت رو اونجا نگذرونده باشی ...
گفتم : نه عجیب نیست حداقل برای من (:
پرسید چطور؟
گفتم شاید دقایقی که اونجا بودی دقایق کلیدی بوده ... لحظه ی رشدت لحظه ی شکستنت لحظه ی پیروز شدنت
مسئله زمانی که گذروندی نیست مسئله چیزیه که تجربه کردی!(:
_مستند_
خوندم یه جا که از حضرت پرسیدن آقا برای چی تو میدون با خودتون یه اسب نمیبرین ...؟!
فرمودن که اسب یا برای کسیه که میخواد دشمنش رو تعقیب کنه بره دنبالش بکشتش یا از دشمنش فرار کنه!
من نه کسی هستم که پشت به دشمن کنم و فرار کنم نه اینکه اگر کسی از دستم فرار کرد برم دنبالش ...
اسب میخوام چیکار؟(((:
من بیش از این آشفته ی روی توام جانان من
درمان شده در خاک قبرم گر بخوانی فاتحه
_فراری_