هدایت شده از آیِھ ؛
باید که بپرسی مزه ی عشق علی را ،
از میثم تمّار که منصور درآمد .
من خراباتیم از من سخن یار مخواه
گنگم از گنگ پریشان شده گفتار مخواه
_ امام خمینی_
ما كه جز وصل تو چيزي نخواستيم ز جهان
پس چرا دم از جدايي ميزني اي جانِ جان؟
مگر از چشمانم هربار نخواندي خواستنت را
تو خود مرهمي بر دل سوخته من..
تو خود شعري و من مصرع ناتمام توام
چاره من ،چاره تو، چاره ما ميشود وصل نهان…
_یه تیکه از قلبم_
کاش، از حلقه ی زلفت گرهی وا می شد
تا چو من، زاهد دل گمشده، رسوا می شد
_امام خمینی_