حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است
کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد
_جناب حافظ_
بود آیا که در میکدهها بگشایند؟
گره از کار فروبسته ما بگشایند؟!
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
_جناب حافظ_
وای توی برنامه جدیدی که مدرسه داده بهمون
روزی حول و حوش دوازده ساعت باید برای نهایی بخونیم
همچو وحشی رفت جانم در هوایش حیف، حیف
خو گرفتم با جفای او غلط کردم، غلط
_جناب وحشی بافقی _
به هر جا می رسم افسانه ی عشق تو می گویم
به این افسانه گفتن عاقبت افسانه خواهم شد
_جناب وحشی بافقی _
بکش و بسوز و بگذر، منگر به اینکه عاشق
به جز اینکه مهر ورزد، گنهی دگر ندارد
_جناب وحشی بافقی_
من بودم و دل بود و کناری و فراغی
این عشق کجا بود که ناگه به میان جست
_جناب وحشی بافقی_
عشق یعنی خنداندن کسی حتی اگر خودت نتوانی در آن لحظه یک لبخند کوچک بزنی (:
_مستند_
https://eitaa.com/taezlmsf/592+
گیرم که به دریا نرسیدی چه غم ای رود!
خوش باش که یک چند در این"راه" دویدی...