همچو وحشی رفت جانم در هوایش حیف، حیف
خو گرفتم با جفای او غلط کردم، غلط
_جناب وحشی بافقی _
به هر جا می رسم افسانه ی عشق تو می گویم
به این افسانه گفتن عاقبت افسانه خواهم شد
_جناب وحشی بافقی _
بکش و بسوز و بگذر، منگر به اینکه عاشق
به جز اینکه مهر ورزد، گنهی دگر ندارد
_جناب وحشی بافقی_
من بودم و دل بود و کناری و فراغی
این عشق کجا بود که ناگه به میان جست
_جناب وحشی بافقی_
عشق یعنی خنداندن کسی حتی اگر خودت نتوانی در آن لحظه یک لبخند کوچک بزنی (:
_مستند_
https://eitaa.com/taezlmsf/592+
گیرم که به دریا نرسیدی چه غم ای رود!
خوش باش که یک چند در این"راه" دویدی...
+https://eitaa.com/taezlmsf/593
موجیم و وصل ما از خود بریدن است
مقصد بهانهای است، رفتن، رسیدن است
بعضی وقتا وقتی از یه آدم خداحافظی میکنیم ...
نه برای خودمون
بلکه به خاطر اون آدم ...
نمیتونیم تحمل کنیم بیشتر از این آسیب ببینه (:
_مستند _
دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم
نازنینا، تو چرا بی خبر از ما شده ای؟
_جناب شهریار_