داستان عمارت شمس العماره !
شمس العماره ساختمانی در هفت طبقه با محاسبه زیرزمین با معماری ایرانی و اسلوب فرنگی که پس از بازگشت ناصرالدین شاه از سفر اول فرنگ بنا می گردد.
می گویند که چون پایه های مرتبه اول آن به زیر نعل درگاه(پایه بنا) میرسد میرزا مهدی خان معمار آن، آنها را ذرع و پیمان کرده ، اندازه هایشان را برای ناصرالدین شاه می فرستد و خود گم شده شش ماه و به روایتی تاچند سال ناپدید می گردد تا آنکه دستگیرش ساخته وبه حضور شاه می آورند و چون مورد خطاب و عتاب معطل گذاردن کار واقع می شود ، قبل از هر جواب از شاه درخواست اندازه ها را می کند که آنها را آورده با پایه ها به مقیاس بیاورند و چون چنین می کنند معلوم می شود هر یک از پایه ها،از چهار انگشت،تا یک وجب و زیادتر افت کرده فرو نشسته است و با همین عمل دلیل غیبت و تعطیل کار را توجیه نموده می گوید بنایی که می بایست تا اندازه افت بکند اگر با شتاب و عجله کار بپایان میرسید معلوم بود چه بر سر آن می آمد و وقفه در خدمت و غیبت و اختفا ی اینجانب از آن جهت بوده که شِفته ها جوش خورده و بنیانی که تا انقراض عالم و ظهور حضرت حجت باید پابرجا باشد.
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
❖═▩ஜ••🌸🍃••ஜ▩═❖
#داستان_آموزنده_واقعی
💠درسی از مکتب حضرت اباالفضل العباس(ع)
⭐️ ماجرای داش علی مست و روضه حضرت عباس(ع) ....
یکى از جاهلهاى محل ما «داش على» بود که چند سال پیش فوت شد، در زمان حیاتش یک روز من از توى بازار رد مىشدم، دیدم داش على بازار را قُرقُ کرده و چاقویش را هم دستش گرفته و یک نفس کش جرأت نطق نداشت، آن روزها هنوز ماشین و اتومبیل نبود، من با قاطر به مجالس سوگواری حضرت سیدالشهدا(ع ) مىرفتم، از سرگذر که رد شدم متوجه شدم که مرا دید و تا چشمش به من افتاد، گفت: از قاطر پیاده شو، پیاده شدم، گفت: کجا مىروى؟
دیدم مست مست است و باید با او راه رفت، گفتم: به مجلس روضه مىروم! گفت: یک روضه ابوالفضل همین جا برایم بخوان، چون چارهاى نداشتم، یک روضه اباالفضل(ع ) برایش خواندم، داش على بنا کرد گریه کردن، اشکها روى گونهاش مىغلتید و روى زمین مىریخت، چاقویش را غلاف کرد و قرق تمام شد، بعد فهمیدم همان روضه کارش را درست کرده و باعث توبهاش شده بود.
چند سال بعد داش على مرد، چند شب بعد از فوتش او را در خواب دیدم، حال او را پرسیدم ،کانال ذکرهای گره گشا مثل اینکه مىدانست مىخواهم وضع شب اول قبرش را بپرسم،
گفت: راستش این است که تا آمدند از من سؤالهایی بکنند، سقائى آمد، مقصودش حضرت ابوالفضل(ع) بود و فرمود: داش على غلام ما است، کارى به کارش نداشته باشد
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
❖═▩ஜ••🍃🌸••ஜ▩═❖
آیه قرآن دزد را زاهد و عارف كرد
فضیل عیاض در ابتدای جوانی یكی از راهزنان و سارقان و غارتگران و دزدان و بدكاران و هرزهگران و عیّاشان مشهور زمان خود بود كه هر كس اسم او را میشنید، لرزه به اندامش میافتاد كه در آن زمان حتّی سلطان و خلیفه وقت هارون الرشید هم از دست او ناراحت بود و ترس داشت.
روزی از روزها سوار بر اسب آمد كنار نهری ایستاد تا اسبش آب بخورد كه ناگهان چشمش به دختر بسیار زیبائی افتاد كه مشك خود را به دوش گرفته و میخواست كنار نهر بیاید و آب بردارد.
عشق و محبّت آن دختر به قلبش رخنه كرد و چشم از آن دختر برنداشت تا وقتی كه دختر مشك را پُر از آب كرد و راه خود را گرفت و رفت، به نوكران و بادمجان دورقاب چینهایش دستور داردتا او را تعقیب كرده و بعد به پدر و مادر دختر خبر دهند كه دختر را شب آماده كرده و خانه را خلوت نموده زیرا فضیل، راغب آن زیبارو شده، نوكران فضیل پس از تعقیب آن دختر، به در خانه ایشان رسیدند و در خانه را زدند و گفتههای فضیل را به آنها ابلاغ نمودند.
تا این خبر به گوش پدر و مادر دختر رسید بسیار ناراحت و متوحّش و لرزان گردیدند و چون چارهای نداشتند یك عده از پیران و ریش سفیدان شهر را دعوت كردند و با آنها مشورت نمودند كه چه كنیم؟
آنها گفتند: بیا و دخترت را فدای یك شهر كن، زیرا اگر فضیل به مقصود خود نرسد، همه این شهر را به غارت برده و همه چیز را به آتش میكشد، پدر و مادر از روی ناچاری دختر را مهیا كرده و خانه را خلوت نمودند.
شب هنگام، فضیل وارد شهر شد و قلّاب و كمند انداخت، از بالای دیوار پشت بام به روی بامهای دیگر رفت و تا به خانه دختر رسید همین كه خواست وارد منزل معشوقه خود گردد، یك وقت صدائی شنید، خوب كه گوش داد، شنید صدای قرآن میآید و یكی قرآن میخواند، توجّه خود را به این آیه جلب كرد. «أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ».
آیا وقت آن نرسیده كه قلوب مؤمنین به ذكر خدا خاضع و خاشع گردد. (دیگر دست از گناه بردارند و به یاد خدا باشند) این آیه چنان در او اثر كرد كه زندگیش را بیكباره دگرگون ساخت و از نیمه راه برگشت و از دیوار فرود آمد و با كمال اخلاص و صفای دل گفت: پروردگارا، آری نزدیك شده، هنگام خضوع و خشوع و از همانجا جرقه نور خدا دل او را روشن كرد و با خدا رابطه برقرار نمود. انشاء الله كه جرقههای نور الهی دلهای ما را نیز روشن و منّور كند.
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
هدایت شده از درمان با آیه های نور الهی وذکرهای گره گشا
❗️#اعتیادجرمنیست ، #بیماریست❗️
برگرفته از به روزترین روش های طب سنتی
🍏دارای تاییدیه سیب سلامت
🤐باایجاد بی میلی کامل به مواد
🔰باهمکاری پژوهشکده گیاهان دارویی
🔶ترک اعتیاد انواع مخدر
⭕️بدون درد و خماری
⭕️بدون بستری و استراحت
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
برای دریافت مشاوره رایگان به لینک زیر وارد شوید .👇👇
https://eitaa.com/joinchat/832045542Cc2942bfa55
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☕️در این عصر زیبای
🍁چهارشنبہ پاییزی
☕️آرزومندم
🍁دلتون آرام
☕️تنتون سالم
🍁زندگیتون شاد
☕️و ساز دنیا کوکِ
🍁خواستہهای قلبیتون باشہ
🍁عصرتون بخیر
☕️الهے دل مهربونتون
🍁هیچ وقت غم و غصه نبینہ
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#حدیث_روز
☀️امام جوادع:
💠توبه برچهارپایه استواراست: #پشیمانی به دل،
#استغفار به زبان،
کارو #جبران با اعضاء
وتصمیم که به گناه بازنگردد.
📚کشف الغمّه،ج۲،ص۳۴۹
➖〰➖〰➖〰➖〰➖〰➖
🔅 #امام_رضا_علیه_السلام :
🔸 صاحِبُ النِّعمَةِ يَجِبُ عَلَيهِ التَّوسِعَةُ عَلى عِيالِهِ .
🔹« برخوردار از نعمت، بايد خانواده اش را در رفاه قرار بدهد .»
📚 الكافي : ج ٤ ص ١١ ح ٥
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#احکام_شرعی
#احکام_محرمیت
⁉️ #ســــؤال :
1⃣ آیا با ازدواج مردى كه فرزند پسر دارد با زنى كه فرزند دختر دارد, آن پسر و دختر را بر یكدیگر محرم مىكند؟
2⃣ آیا آن پسر و دختر بر والدین و اجداد این زن و مرد محرم مىشوند؟
📢 #پـــاسخ :
1⃣ ازدواج آن مرد و زن، موجب محرمیت پسر و دختر نمىشود.
2⃣ پسر و دخترِ زن و مرد مذكور بر والدین و اجداد این زن و مرد محرم نیستند.
--------------------------------
استفتائات مقام معظم رهبری
#محرمیت
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#هرروزیک_آیه
🌹وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا
( الاحزاب ، آیه٣٩)
خداوند آنچه را که در قلب شماست می داند
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
🌷🍃🌷🍃🌷
🌺🧚♀️ #داستان_پندآموز
نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد. یک روز، او با صاحبکار خود موضوع را در میان گذاشت.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند.
صاحب کار از او خواست تا به عنوان آخرین کار، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار در حالت رودربایستی پذیرفت.
برای همین به سرعت و بی دقتی، به ساختن خانه مشغول شد و کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد. صاحب کار، برای دریافت کلید این آخرین کار، به آن جا آمد.
صاحب گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سال های همکاری!
نجار، شوکه شد و بسیار شرمنده شد
این داستان ماست. ما زندگیمان را می سازیم. هر روز می گذرد. گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که می سازیم نداریم، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه می فهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#پیام_سلامتی
⚛ شیر شتر برای درمان دیابت
مصرف مداوم شیر شتر در بهبود دیابت، کنترل فشار خون، گرفتگی عروق و پوکی استخوان نقش دارد.
شیر شتر دارای آهن بالا و ویتامین های گروه b و c است.
شیر شتر همچنین در درمان دیابت موثر است به دلیل اینکه پروتئینی شبه انسولین در شیر شتر وجود دارد.
👇👇🏿👇
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
✨﷽✨
✨ #پندانـــــــهـــ
حق الناس همیشہ پول نیست!
گاهے"دل"است!
دلےڪہ بایدبہ دست مےآوردیم ونیاوردیم!
دلےڪہ بایدمےدادیم و ندادیم!
دلےڪہ شڪستیم ورهاڪردیم!
خداازهرچہ بگذرد
از"حق الناس"نمےگذرد!
حواسمان باشد!❣
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh