eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
13.2هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
16.1هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
🥧زردچوبه‌ی خشک بیماری آلزایمر را درمان میکند ! به همین دلیل است که در هندوستان تنها 5% از مردم بالای 60 سال مبتلا به بیماری آلزایمر هستند ولی درکشورهای دیگر بسیار بیشتر است ! 💥اگر مکررا دچار سرماخوردگی و آنفلوانزا میشوید: 🥛شیر زردچوبه خواص ✨آنتی‌اکسیدانی آن به بدن شما کمک میکند که بهتر علیه باکتری‌ها و ویروس‌هایی که باعث عفونت میشوند، مبارزه کند. @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
سرنوشت اولین سماور ساز ایرانی... فریدون آدمیت در کتاب امیر کبیر و ایران ؛ داستان جالبی را از قول محمد علی فروغی نقل میکند: بدین ترتیب که در بار فرانسه هدایایی برای شاه و صدراعظمش فرستاد. سماور امیر کبیر کوچکتر و از جنس نقره و منبت کاری شده بود. غیر از این دو سماور ؛ ملک التجار روسیه نیز ، دو سماور با یکدست ظروف چای خوری برای امیر به ارمغان آورد . امیر ؛ یکی از زبردست ترین صنعتگران ایرانی را که اصفهانی بود احضار کرد و از او خواست تا نظیر آنرا بسازد . استاد صنعتگر اصفهانی ، بخوبی از پس کار بر آمد و امیر او را شادمانه نواخت و سپس سرمایه ای در اختیارش قرار داد تا به تولید سماور بپردازد و انحصار ساخت سماور را تا چندین سال به او واگذار کرد . اما از بد روزگار ؛ امیر از صدارت برکنار شد . پس از برکناری امیر ؛ کار آن صنعتگر به تباهی رسید . زیرا ماموران بسراغ سماور ساز رفتند و سرمایه ای را که امیر در اختیارش گذاشته بود ، را مطالبه کردند . او نیز چون سرمایه را صرف تهیه لوازم کار نموده بود ؛ حتی با فروش کل زندگیش نتوانست تمام سرمایه را برگرداند . و مقداری از آن باقی میماند . ماموران دولتی ، استاد هنرمند را به بازار برده و میگردانند و آنقدر بر سر و رویش کوبیدند که کم کم رهگذران بر او رحم کردند و هر کس سکه ای پرداخت تا سرانجام، بدهی او پرداخت شد . اما اصابت ضربات چوب بر سر او باعث نابینایی او گردید و بقیه عمر را به گدایی نشست @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
عارفی به شاگردانش گفت: بر سر دنیا کلاه بگذارید (دنیا را فریب دهید) پرسیدند : چگونه؟ فرمود: نان دنیا را بخورید ولی برای آخرت کار کنید. @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
✨چرا بعضی از  مومنین در گرفتاریندو بعضی از  کافرین  در راحتی  و اسایش؟ ⁉️همیشه این سوال هست که چرا مؤمنین با اینکه اهل  عبادت هستند، اما بعضا در  گرفتاری  و  رنج  هستند و در مقابل کسانی که به خدا اعتقادی ندارند در  ثروت  و راحتی هستند و خدا کاری به آنها ندارد؟ 📜در این روایت به این سوال پاسخ داده میشود: ❣ امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمودند که خدای عزوجل می‌فرماید: به عزت و جلالم سوگند،  من بنده‌ای را که می‌خواهم رحمت کنم، او را از دنیا بیرون نمی‌برم مگر اینکه بابت هر خطا و گناهی که کرده  کفاره  آنرا بگیرم. من بنده‌ام را به بیماری در بدنش  و یا تنگی در  روزیش  و یا ترس در دنیایش  مبتلا کنم تا کفاره خطایش  باشد، پس اگر باز چیزی بماند، مرگ  را بر او سخت گردانم (تا  آمرزیده  و پاک بمیرد و پس از مرگ دچار عذاب نشود) ✳️و به عزت و جلالم سوگند، من بنده‌ گنهکاری را که بخواهم عذاب کنم از دنیا بیرونش نمی‌برم تا پاداش هر عمل نیکی که کرده را بدهم، پاداش او را بوسیله تندرستی  در بدنش و یا فراخی در  روزی اش و یا به آسودگی  و گشایش در دنیایش بدهم و اگر چیزی باقی بماند مرگ را بر او آسان  نمایم. 📚 کلیات احادیث قدسی، صفحه۱۰۸   «» @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
حدیث قدسی ؛ قال الله تعالی عزّوجلّ: ای آدم ! اگر این‌ها (اهل بیت علیهم‌ السلام) نبودند ، نه تو را می‌آفریدم و نه بهشت و جهنم را ، و نه آسمان و زمین را. منبع : 👇 (کتاب شریف معانی‌الاخبار124) قدسی ✨خدا‌مهربان‌است✨ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
💐مهربانی دانه ایست که حتی اگر ندونی اونو کجا کاشتی یه روزی به بار میشینه ودرختی میشود که زیر سایه ان خستگی در خواهی کرد 🌹سلام🌹 صبح جمعه بخیر درخت مهرتون پربار و زندگیتون پر از سعادت و آسایش الهی آمین💐 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
مراسم عروسی بود پیرمردی در گوشه سالن تنها نشسته بود که داماد پیشش آمد و‌ گفت: سلام استاد آیا منو می‌شناسید. معلم بازنشسته جواب داد: خیر عزیزم فقط می‌دانم مهمان دعوتی از طرف داماد هستم. و داماد ضمن معرفی خود گفت: چطور آخه مگه میشه منو فراموش کرده باشید یادتان هست سال‌ها قبل ساعت گران قیمت یکی از بچه‌ها گم شد و شما فرمودید که باید جیب همه دانش‌آموزان را بگردید و گفتید همه باید رو به دیوار بایستیم و من که ساعت را دزدیده بودم از ترس و خجالت خیلی ناراحت بودم که شما ساعت را از جیبم بیرون می‌آورید و جلوی دیگر معلمین و دانش‌آموزان آبرویم را می‌برید، ولی شما ساعت را از جیبم بیرون آوردید ولی تفتیش جیب بقیه‌ی دانش‌آموزان را تا آخر انجام دادید و تا پایان آن سال و سال‌های بعد در اون مدرسه هیچ کس موضوع دزدی ساعت را به من نسبت نداد و خبردار نشد و شما آبروی من را نبردید. استاد گفت : باز هم شما را نشناختم! ولی واقعه را دقیق یادم هست (چون من موقع تفتیش جیب دانش‌آموزان چشم‌هایم را بسته بودم)… تربیت و حکمت معلمین، دانش‌آموزان را بزرگ می‌نماید. درود بفرستیم به همه معلمیني كه با روش درست و آموزش صحيح هم بذر علم و دانش را در دل و جان شاگردان مي كارند و هم تخم پاكي و انسانيت و جوانمردي را... @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
دولت معتاد دولت مثل اون معتادا شده که پول مواد ندارن بعد شروع میکنن طلا جواهر زنشون و اثاثیه خونه رو میفروشن. یه روز میاد شرکتای درِ پیت خودش رو میفروشه، یه روز میاد ساختمون و زمیناشو میفروشه یه روز میاد قراردادای ۲۰ ساله و ۲۵ ساله با کشورای دیگه میبنده یه روز میاد حباب کاذب تو بورس ایجاد میکنه پول مردم رو جذب کنه یه روز میاد میگه نفت میدم بهتون سه سال بعد ولی شما الان پول بدید به من کم بیارن ما رو هم میفروشن. @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
در زمان‌های گذشته، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند، خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی‌تفاوت از کنار تخته سنگ می‌گذشتند؛ بسیاری هم غر می‌زدند که این چه شهری است که نظم ندارد؛ حاکم این شهر عجب مرد بی‌عرضه‌ای است و... با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط بر نمی‌داشت نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد. ناگهان کیسه‌ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل آن سکه‌های طلا و یک یادداشت پیدا کرد. پادشاه در آن یادداشت نوشته بود: هر سد و مانعی می‌تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد! @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
✍️ از صبح که چشم باز می‌کنی، تا شب که چشم فرو می‌بندی، چند کلمه، خرج می‌کنی ؟ آری خرج ... - کلماتی که از ما صادر می‌شوند، خرج دارند! ومحل تأمین این هزینه، روحِ ماست ... کلمات از روح کَنده می‌شوند ... برای همین هم هست که کلام بعضی‌ها آرامت میکند و کلام بعضی‌ها، منقبضت ... ※ مراقب باش، آنقدر کلمه خرج نکنی، که روحت، سر سجاده، توانِ بلند شدن نداشته باشد... یا آنقدر با اظهار نظرهای بیهوده، از روحت هزینه ندهی، که وقت خواب، جانِ پرواز بسمت خوابهای زیبا را از آن بگیری ... ✓ امروز، از همین الآن ... تا شب، کلماتت را داشته باش! ★ هرجایی که می‌شود حرف نزنی ... نزن! و هرجا که باید حرف بزنی؛ به کوتاهترین اما نغزترین و پرمهرترین کلام، پاسخت را به زبان بیار ... موفق باشی دوست من ✋ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
زندگي تكرار بازي هاي ما در كودكي ست يك نفر مادر يكي هم باز بابا مي شود چشم مي بندي كه يعني توي بازي شب شده پلك بر هم مي زني و زود فردا مي شود گاه خود را پشت نقشي تازه پنهان مي كني گاه شيرين است بازي گاه دعوا مي شود مي شماري تا ده و ديگر كسي دور تو نيست چشم را وا مي كني و گرگ پيدا مي شود اين تويي طفلي كه گم كرده ست راه خانه را مي گريزد هي زمين مي افتد و پا مي شود گاه بايد چشم بست و مثل يك كودك گريست چيست چاره؟ لا اقل آدم دلش وا مي شود تو همان طفلي كه نقاشيش كفتر بود و صحن ودلت اين روزها تنگ است... آيا مي شود؟... @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🌸امروزتون شادمان تر از هر روز 🍃🌸الهی دلتون پر از شادی خونتون پر از عشق 🍃🌸عشقتون پر از صداقت نونتون پر از برکت 🍃🌸زندگيتون پر از صمیمیت و امیدتون به خدا باشه آدینه تون زیبا و دلتون شاد🌸🍃 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh