eitaa logo
کانال سراسری عربی و معارف
1.7هزار دنبال‌کننده
112 عکس
60 ویدیو
517 فایل
انبوهی از مطالب درسی و نمونه سوال طرح درس و پاورپوینت جزوه های درسی و نکات مهم بحث های کنکوری کتب "عربی و معارف" دوره اول و دوم متوسطه کانال عربی و معارف درایتا و تلگرام eitaa.com/tagavi73 telegram.me/tagavi73 @tagavi1373 جهت ارتباط با ادمین
مشاهده در ایتا
دانلود
✅نکته ی طلایی تست های ترجمه تست احتمالی کنکور ⚜«مضارع التزامی» تعریف: در دستور زبان فارسی به مضارعی که همراه با (التزام یعنی همراهی) شک، تردید،تاکید، آرزو،تمنا، امید،شرط و ... باشد مضارع التزامی گفته می شود. ⚜نحوه ی ساخت: « می» از ابتدای مضارع اخباری حذف می شود و گاهی اوقات در ابتدای فعل «ب» افزوده می شود: باید درس بخوانم شاید برویم ♦️تذکر مهم: همیشه فعل مضارع التزامی با «ب» آغاز نمی شود. اگر موفق شوی ... ⚜در زبان عربی در موارد زیر فعل باید به صورت مضارع التزامی ترجمه شود(طبق کتابهای درسی): الف. فعل امر غائب و متکلم(امر بلام) لندرس‌° : باید درس بخوانیم لیجتهدوا: باید تلاش کنند نکته: لام الامر به صورت «باید» ترجمه می شود. ب. فعل نهی غائب و متکلم لا یضحک°: نباید بخندد لا نرجع°: نباید باز گردیم لا یقولوا: نباید بگویند تذکر: امر و نهی غائب و متکلم در دستور زبان فارسی وجود ندارد. ج. در ساختار جمله ی شرطیه، فعل شرط به صورت مضارع التزامی و جواب شرط به صورت مضارع اخباری یا مستقبل ترجمه می شود: إن تنصروا الله ینصرکم: اگر خدا را یاری کنید ، شما را یاری می کند(خواهد کرد) ♦️نکته ی مهم: اگر فعل شرط و جواب شرط ماضی هم باشند مطابق قاعده ی فوق ترجمه می شوند: إذا صبرت ظفرت: هر گاه صبر کنی ،پیروز می شوی (خواهی شد) د. فعل های مضارع منصوب (بجز «لن» که آینده ی منفی ترجمه می شود) به صورت مضارع التزامی ترجمه می شوند: أن: که، اینکه/ کی (لکی): تا،برای اینکه/ حتی: تا ، تا اینکه/ ل ناصبه: تا، برای اینکه أرید أن أقول الحق: می خواهم که حق را بگویم. أدرس کثیرا کی أنجح: بسیار درس می خوانم تا موفق شوم‌ إصبروا حتی تنالوا أهدافکم: صبر کنید تا به هدفهایتان دست یابید. نذهب الی المکتبة لندرس فیها به کتابخانه می رویم تا در آنجا درس بخوانیم. ه‍.در ساختار جمله ی وصفیه، اگر فعل اول (جمله ی اصلی) مضارع و فعل دوم (جمله ی وصفیه) نیز مضارع باشد، جمله ی وصفیه به صورت مضارع التزامی یا اخباری ترجمه می شود: اللهم، انی‌أعوذ بک من نفس لا تشبع: پروردگارا، همانا به تو پناه می برم از نفسی که سیر نشود(سیر نمی شود) و.در حروف مشبهة بالفعل، لیت (ای کاش) و لعل (شاید و امید است)، اگر خبر آنها فعل مضارع باشد ،به صورت مضارع التزامی ترجمه می شوند: لیت المومنین یتحدون جمیعا: ای کاش مؤمنان همگی متحد شوند. لعل أبی یرجع من السفر الیوم: شاید امروز پدرم از سفر باز گردد. کانال سراسری عربی و معارف در تلگرام و ایتا همراه شماست لینک تلگرامی: https://telegram.me/tagavi73 لینک ایتا: https://eitaa.com/tagavi73
نکته ی بسیار بسیار مهم ترجمه در موارد زیر فعل باید به صورت ماضی استمراری ترجمه شود(طبق کتاب های درسی): الف. کان + مضارع کان الطلاب یدرسون بدقة: دانش آموزان به دقت درس می خواندند. ب.در ساختار جمله ی وصفیه،فعل اول(جمله ی اصلی) ماضی و فعل دوم (جمله ی وصفیه) مضارع باشد. شاهدت طلابا یخرجون من الصف: دانش آموزانی را دیدم که از کلاس خارج می شدند. ج. در ساختار جمله ی حالیه فعل اول (جمله ی اصلی) فعل ماضی و فعل دوم (جمله ی حالیه) مضارع باشد. جاءت التلمیذات و هن یضحکن: دانش آموزان آمدند در حالی که می خندیدند. د.لیت + ماضی جمله با لیت (از حروف مشبهة بالفعل ) آغاز شود و خبر آن فعل ماضی باشد. لیت أصدقائی اجتهدوا فی دروسهم: ای کاش دوستانم در درسهایشان تلاش می کردند. کانال سراسری عربی و معارف در تلگرام و ایتا همراه شماست لینک تلگرامی: https://telegram.me/tagavi73 لینک ایتا: https://eitaa.com/tagavi73
❓راه تشخیص اسم فاعل از صفت مشبهه وبالعكس چیست❓ ❓راه تشخیص صفت مشبهه از صیغه مبالغه وبالعكس چیست❓ ❇️ این دو سوال کلیدی خیلی از اذهان را درگیر کرده،متحیر می سازد وخصوصا مبتدیان را به زحمت می اندازد... در این مجال، به همه دوستان دوتا کد می دهم که فهمش بسیار آسان است و خیلی مشکل‌گشا. ❇️ کد اول برای سوال اول: 🔸هرگاه درترجمه ى فارسی واژه ای عربی بر وزن فاعل،پسوند"نده" آمد،آن وزن فاعل، اسم فاعل است،مانند:ضارب:زننده.قاتل:کشنده. 🔸اما اگر پسوند یادشده یعنی"نده"در ترجمه وزن فاعل نیامد،چنین وزنی قطعا صفت مشبهه است(هرچند بر وزن فاعل باشد)مانند:طاهر:پاک،ظاهر:روشن.صالح: شایسته. 🔴اشکال:مگر طاهر به معنی پاک کننده نیست؟ پاسخ: خير. پاک کننده معادل مُطَهِّر-اسم فاعل باب تفعیل-است چنان که واژه"ظاهر"نیز صفت مشبهه است به معنی روشن و آشکار؛که اسم فاعلش می شود"مُظْهِر"-بر وزن مکرم- ازباب افعال به معنی ظاهر کننده یا آشکار کننده. ❇️ پس این طور نیست که هر کلمه ای بر وزن فاعل باشد لزوما اسم فاعل باشد،بل باید دید آیا دارای آن کد"نده" هست يا نيست؛اگر دارا بود،اسم فاعل است وگرنه صفت مشبهه است بروزن فاعل. از این جاست که نتیجه می گیریم صفت مشبهه می تواند بر وزن فاعل هم بیاید والبته بر اوزان و قالب های دیگر مثل فعیل(کریم)و فعال(جَبان)...نيز مى آيد. ❇️ جمع بندی پاسخ سوال اول: 🔸فاعل مشترک است بین اسم فاعل و صفت مشبهه.پس این گونه نیست که هر کلمه ای که بروزن فاعل باشد،اسم فاعل باشد؛چنان که خیلی ها چنین می پندارند! 🔸پسوند"نده"نشانه فاعلیت و کنندگی است که به"بن" فعل امر می پیوندد و اسم فاعل می سازد مانند:"زن"(بن فعل امر از مصدر زدن)که"وقتی"نده"را به او داديم مى شود: زننده-معادل ضارب. 🔴نكته: کد یادشده به ثلاثی مجرد اختصاص ندارد،بل در ثلاثی مزید نیز هست،مانند: مُکْرِم(اکرام کننده)پس این واژه ی مکرم اسم فاعل است برخلاف مثلا مُفْلِح(رستگار) که در اين جا"نده"دیده نمی شود،پس صفت مشبهه است نه اسم فاعل-بله فقط وزنش فاعل است در ثلاثی مزید. دو مثال دیگر از ثلاثی مزید:مستخرج (استخراج کننده)پس اسم فاعل است ازباب استفعال. برخلاف کلمه مستقیم(راست)که صفت مشبهه است نه اسم فاعل-که خیلی ها اشتباه می کنند و این کلمه را اسم فاعل باب استفعال می گیرند-بله فقط وزنش بر فاعل آمده؛اما اسم فاعل نیست چون"نده" ندارد؛زیرا گفتیم که مستقیم یعنی "راست" ونه راست كننده،زیرا راست کننده معادل "مُقَوِّم"است که اسم فاعل باب تفعیل می باشد. ❇️ كد دوم براى سوال دوم: 🔸اگر دیدید وزن"فعیل"در کلام عرب وزن"فاعل" داشت،این وزن فعیل شما صیغه مبالغه است مانند قدير که قادر دارد.قادر یعنی توانا یا توانمند؛اما قدیر یعنی پرتوان،بسیارتوانمند،و مانند علیم که عالم دارد؛عالم یعنی داننده،اما علیم یعنی پردان،بسیار دانا که مبالغه است. به این آیه بسیارزیبا وشیوا بنگرید:"فوقَ كلِّ ذی علمٍ علیم"؛(ٌبالا دست هر داننده ای،پردانی هست) در این آیه،واژه ذی علمٍ یعنی دانا که مساوی است با عالم؛ اما واژه علیم برتر است از ذی علم یا عالم! چرا؟چون صیغه مبالغه است.که شما به طور صریح و شفاف می بینید که در این آیه بین اسم فاعل یعنی کلمه "ذی علمٍ" که همان عالم است وبین كلمه"علیم" که صیغه مبالغه است،جمع صورت گرفته است و می گوید:علیم فوق عالم است! 🔸اما اگر وزن مزبور یعنی فعیل، وزن فاعل نداشت-یعنی در کلام عرب وزن فاعل برایش به کار نرفته است-این فعیل شما صفت مشبهه است مثل:کریم که کارِم ندارد یعنی به کار نرفته است و مثل جمیل که جامل ندارد. 🔴تذکار:جستار یادشده پیرامون"فاعل" و "فعیل"(به معنای فاعل بود) بنابر این، اگر وزن"فعیل" به معنای "مفعول" بود-مانند"قتیل" که به معنی"مقتول"است ویا اگر وزن"فعیل"در ثلاثی مجرد به معنی اسم فاعل در ثلاثی مزید بود مانند "بدیع"فی قوله تعالی:"بدیعُ السّماواتِ والارض"(بقره/١١٧)که به معنی"مُبْدِع"(پدید آورنده) است،وهمین طور اگر وزن"فعیل" در ثلاثی مجرد به معنی اسم مفعول در ثلاثی مزید آمد؛مانند"سعیر"فی قوله تعالی: "وکفی بجهنم سعیراً"(نساء/۵۵)که به معنی "مُسَعَّر"است-یعنی آتش برافروخته-ازمحل بحث خارج است. کانال سراسری عربی و معارف در تلگرام و ایتا همراه شماست لینک تلگرامی: https://telegram.me/tagavi73 لینک ایتا: https://eitaa.com/tagavi73
برای دروس: عربی _پیام های آسمان_قرآن پایه هفتم و هشتم و نهم عربی_دین و زندگی فلسفه و منطق پایه دهم و یازدهم و دوازدهم بصورت کاملا استاندارد طبق بودجه و بارم مطابق با آخرین تغییرات طرّاحان: @tagavi73
کانال سراسری عربی و معارف در تلگرام همراه شماست لینک تلگرامی: https://telegram.me/tagavi73
باسلام همکاران ارجمند بدلیل بیماری کرونا و تعطیلی مدارس فیلم های آموزشی دروس را در کانال تلگرامیم قرار دادم آیدی کانال تلگرامی: @tagavi73 حتمااا بپیوندید🙏
طریقه ی ساخت فعل امر : 1⃣مرحله ی اول :حرف مضارعه (ت)را از اول فعل حذف میکنیم 2⃣مرحله ی دوم :در این مرحله باید دید فاء الفعل (اولین حرف از ریشه ی فعل) حرکت دارد یا خیر . اگر ساکن بود ،همزه ای در اول فعل قرار میدهیم ،اما اگر متحرک بود ،به سراغ مرحله ی سوم میرویم . 3⃣مرحله ی سوم : در این مرحله به حرکت عین الفعل (دومین حرف از ریشه ی فعل)نگاه میکنیم .اگر ضمه داشت ،همزه را ضمه میدهیم .اما در صورتی که حرکت آن غیر از ضمه بود ،همزه را کسره میدهیم . 4⃣در مرحله ی آخر فعلمان را مجزوم میکنیم . یعنی حرکت حرف آخر را ساکن میکنیم و اگر نون داشت ، آن را حذف می کنیم (بجز صیغه 12 ) پس به طور خلاصه : تَفْتَحُ 1⃣فْتَحُ 👈2⃣افتحُ3⃣👈اِفْتَحُ4⃣👈اِفْتَحْ . _________________ ⚠️تذکر همزه ای که در امر میاوریم ،در باب افعال فتحه میگیرد. کانال سراسری عربی و معارف در تلگرام و ایتا همراه شماست لینک تلگرامی: https://telegram.me/tagavi73 لینک ایتا: https://eitaa.com/tagavi73
⛔️ کلماتی که اگر در نماز غلط اداء شوند‌ معانی آنها تغییر می کند: معنى درست: الرَّحمنِ الرَّحيم (بخشنده و مهربان) معنى غلط: اَلرَّهمنِ الرَّهيم (مرهم گذار) درست:الحمدللّه (ستايش مخصوص خداست) غلط: الهمد: (هلاك و خاموشي) درست: اَلعالَمين (جهانيان) غلط: اَلعالِمين: (دانشمندان) درست: نَستَعين (ياري مي جوييم) غلط: نَستئين (طلب وقت مي كنيم) درست: نَعبُد (عبادت مي كنيم) غلط: نئبُد (هميشه مي مانيم) درست: اَنعَمت (نعمت دادي) غلط: اَنئَمت (ناله ضعيف درآوردي) درست: مُستَقيم (راست) غلط: مُستَغيم (طلب ابري شدن آسمان) درست: اَحَد (یگانه) غلط:اَهَد (زمين گود) درست: المَغضُوب (غضب شده) غلط: المَقضُوب (شاخه بريده شده) درست: عَلى (بر) غلط: اَلا (آگاه باش) درست:اَلضّالين (گمراهان) غلط:ذالین (خوارشدگان) درست: صالِحین (شايستگان) غلط:سالِحین (غلط كنندگان) درست:قل (بگو) غلط: غل (بگیر. هلاک کن) درست:مُحَمّد (ستوده) غلط: مُهَمّد (هلاك شده) درست: صَمد (بى نياز) غلط: سمَد (ايستاده متحير) درست: صلّ (درود بفرست) غلط: سلّ (شمشیر بكش) درست: سُبحان (منزه) غلط: سُبهان (عقل او را بخاطر پیریش می گیریم) درست: بِحَمدِه (به ستايش او) غلط: بِهَمدِه (به هلاك كردن او) درست: عَظيم (بزرگ) غلط:عَزيم (اراده كننده) 👈به اشتراک بگذارید تا حداقل دراین موارد اشتباهی نداشته باشیم👉 کانال سراسری عربی و معارف در تلگرام و ایتا همراه شماست لینک تلگرامی: https://telegram.me/tagavi73 لینک ایتا: https://eitaa.com/tagavi73
  اوزان پر کاربرد جمع مکسر: جمع مکسر جمعی است که با تغییر شکل مفرد کلمه ساخته میشود که این تغییر یا حرکت است یا در تعداد حروف و یا در حرکت و حروف هر دو. برای جمع مکسر وزنهای گوناگونی وجود دارد که در این نوشتار به پر کاربردترین آنها اشاره میشود. 1-   « أفعُل»: اسم سه حرفی بر وزن « فَعل» غالباً بر این وزن جمع مکسر بسته میشود. مانند: نَفس       أنفُس   -  عَین       أعیُن  -  نَجم         أنجُم 2-   « أفعال»: اسم سه حرفی بر وزن « فَعل و فُعل و فَعَل و فِعَل و فَعِل» بر این وزن نیز جمع مکسر بسته میشود. مانند: ثَوب       أثواب   -  قُفل      أقفال  - جَمَل      أجمال   -   بَیت       أبیات   - عِنَب       أعناب  - کَبِد      أکباد      3-   « أفعِلَة»: اسمهای چهار حرفی که حرف زائد آنها حرف مد باشد ( الف- و- ی)و نيز موصوف باشند نه وصف، اغلب بر این وزن جمع بسته میشوند.مانند:طَعام      أطعِمَة – إمام       أئِمَّة  - سُؤال       أسئِلَة  -     عَمُود       أعمِدَة  -  عَزیز        أعِزَّة  -  دلیل         أدِلَّة   4-   « فُعُل»: از برخی اسمهای فوق بر این وزن نیز جمع مکسر ساخته میشود. مانند: کِتاب      کُتُب – سَبیل        سُبُل  -  سَریر        سُرُر 5-   « فُعَل»: این وزن برای جمع اسمی به کار میرود که بر وزن « فُعلَة» باشد. مانند: غُرفَة      غُرَف – أمَّة        أمَّم  -  حُجَّة        حُجَج 6-   « فِعَل»: جمع اسمی که بر وزن « فِعلَة» باشد جمع مکسر آن بر این وزن ساته میشود. مانند:    قِطعَة       قِطَع  -  نِعمَة       نِعَم  -  نِقمَة         نِقَم  7-    « فَعَلَة»: این وزن برای جمع بستن صفتی که لامالفعلش حرف صحیح باشد(حرف علّه نباشد) به کار میرود. مانند: کاسِب      کَسَبَة  –  عامل       عَمَلَة  –  وارِث         وَرَثَة 8-   «فَعلَی»: برای جمع بستن برخی صفات بر وزن «فَعِیل» استفاده میشود. مانند: مَریض      مَرضَی – شَتیت       شَتَّی  -  قَتِیل       قَتلَی  10-« فُعّال»: این وزن برای جمع صفت مذکر بر وزن «فاعِل» به کار میرود. مانند: کاتِب       کُتّاب – تاجِر      تُجّار  - زائِر        زُوّار  - کافِر       کُفّار 9-« فُعَّل»: برای جمع بستن صفات بر وزن فاعل از این وزن استفاده میشود. مانند: ساجِد       سُجَّد       –راکِع       رُکَّع 11-« فِعال»: این وزن برای جمع بستن بسیاری از اسمها و صفتها به کار میرود. مانند:  کریم و کریمَة      کِرام - سَبُع(درنده)      سِباع - جَبَل      جِبال  - ثَمَرَة       ثِمار – ذِئب      ذِئاب 12-« فُعول»: با استفاده از این وزن بسیاری از اسمهای سه حرفی جمع میشوند. مانند: قَلب       قُلوب – عِلم      عُلوم – عَین      عُیون – نَفس      نفُوس – رَأس      رُؤُوس 13-«فِعلان»: جمع برخی اسمها و نیز به ندرت بعضی از صفتها بر این وزن میآید. مانند: نار      نِیران – عُود(چوب)       عِیدان – صَبِیّ(خردسال)      صِبیان – قِنوْ(خوشه‌خرما)      قِنوان 14-«فُعلان»: جمع برخی اسمها و صفتها بر این وزن است. مانند: جِدار      جُدران – شابّ      شُبّان شُجاع       شُجعان 15-«فُعَلاء»: أغلب برای جمع صفاتی که بر وزن «فَعیل یا فاعِل» باشند، از این وزن استفاده میشود. مانند: عَلِیم      عُلَماء – شَریک      شُرَکاء – بَخیل      بُخَلاء – رَفیق      رُفَقاء - صالِح       صُلَحاء  16-«أفعِلاء»: این وزن جمعی است برای برخی صفات که یا معتل العین باشند و یا مضاعف. مانند: نَبِیّ      أنبیاء – عَزیز      أعِزّاء  - قریب       أقرِباء – شدید      شدائد 17-«فَعالِل»: برای جمع بستن برخی اسمهای چهار حرفی مجرّد(بدون حرف زائد)و یا ثلاثی مزید از این وزن استفاده میشود. مانند:– دِرهَم       دَراهِم – جَعفَر       جَعافِر  -  سُنبُل       سَنابِل 18-«فَعالیل»: جمعی است برای اسمهای چهار حرفی با حرف زائد، پنج حرفی، سه حرفی با حرف زائد و یا پنج حرفیکه حرف چهارم آن حرف مدّ باشد. مانند: دینار      دَنانیر – عُصفُور      عَصافیر    فِردوس      فَرادیس – قِندیل       قَنادیل 19-«أفاعِل»: وزنی است برای جمع بستن اسم یا صفات بر وزن«أفعَل»(البته بجز صفت مشبهه مانند أحمَر،أسوَد و... زیرا این صفات مشبهه بر وزن «فُعل» جمع بسته میشوند.) مانند: أَکبَر    أَکابِر             أَفضَل       أَفاضِل – أَقرَب        أَقارِب - أَصبَع        أصابِع – أنمَلة(بندانگشت)       أنامِل 20-«أفاعِیل»: برای جمع اسم یا صفتی که حرف چهارمش حرف مدّ باشد. مانند:    أُسلُوب        أَسالِیب – أُنشُودَة        أَناشید – إبرِیق(آفتابه)       أَباریق 21-«مَفاعِل»: برای جمع بستن اسم چهار حرفی که اول آن میم(م)زائد داشته باشد. مانند: مَجلِس      مَجالِس – مَقبَرَة      مَقابِر – مَرتَع       مَراتِع – مَکرمَة       مَکارِم @tagavi73👈
ترکیب تو عربی دو جوره اضافی و وصفی اضافی : مضاف و مضاف الیه وصفی : موصوف و صفت فرقشون : اولا اینو بدونید که در بیرون میتونید مضاف الیه رو به تنهایی نشون بدین ولی صفت رو نمیشه بدون موصوف نشون داد مثلا کتاب خواندنی : خواندنی رو نمیشه به تنهایی بیرون نشون داد چون صفته ولی کتاب علی : علی رو میشه بیرون نشون داد نشانه های کمکی : دو تا اسم ال دار و هم حرکه = صفت و موصوف دو تا اسم تنوین دار و هم حرکه = صفت و موصوف اسم بدون ال و تنوین + اسم ال دار یا بدون ال با حالت مجروری = مضاف و مضاف الیه... مضاف الیه همیشه مجروره یعنی با ِ یا ٍ یا ینِ یا ینَ میاد ... تو ترجمه صفت و موصوف میشه "است" گذاشت کتاب خواندنی است تو ترجمه مضاف و مضاف الیه برعکسشون کنید و "دارد" بذارید کتاب علی : علی کتاب دارد همکاران محترم لطفااااا لینک کانال رو به اشتراک بگذارید لینک کانال سراسری عربی و معارف در ایتا👈 https://eitaa.com/tagavi73 بهترین کانال علمی و درسی عربی و معارف موجود در ایتا...
📙 اسم کلمه ای است که مفهوم مشخص و با معنایی دارد و به انجام دادن کار در یک زمان خاص دلالت نمی کند. 🔰 نشانه های اسم : ۱- داشتن ال: المعلم - القوم ۲- داشتن تنوین تلمیذاً - علمٍ - رجلٌ ◀️ "ال" و تنوین با هم در یک کلمه جمع نمی شود. ۳-  داشتن علامت تأنیث ة در آخر واجبة  -  طاعة ۴- داشتن حرف جر قبل از خود "مجرور به حرف جر بودن" فی کتابِ - إلی بیت ۵- داشتن حروف ندا قبل از خود "منادا شدن" یا الله: حرف ندا ( یا - أیا ......) ۶- مجرور شدن "گرفتن کسره" این علامت و حرکت فقط برای اسم است. ۷- داشتن الف ممدود در آخر "اء" ماء - سماء - صحراء ۸- اسم اشاره هذا، تلک ۹- اسم موصول الذی ، مَن، ما ۱۰- ضمایر هو، انا ۱۱- اسم علم(خاص) علی، ایران ۱۲- دو اسم کنار هم که می تواند مضاف و مضاف الیه و یا موصوف و صفت باشد. ◀️ برای شناخت آنها کافی است کسره مابین آنها رابرداشته و در آخر جمله تان، است را قراردهید. اگر جمله شما معنی و مفهوم داشت دو اسم پشت سرهم، صفت و موصوفند و اگر معنی و مفهوم نداشت، مضاف و مضاف الیه می باشند. قلمُ مجیدٍ: قلمِ مجید قلم، مجید است این عبارت معنی ندارد پس قلمِ مجید مضاف و مضاف الیه است. کتاب ٌ جمیل ٌ : کتابِ زیبا کتاب، زیبا است این عبارت معنی دارد پس موصوف و صفت می باشد ۱۳- کلمات سه حرفی ساکن الوسط العِلم - الفَهم ۱۴- از راه معنی جدار: دیوار لینک کانال سراسری عربی و معارف در ایتا👇 https://eitaa.com/tagavi73 بهترین کانال عربی و معارف در ایتا
✅● انواع جمله: ( جمله اسمیّه و جمله فعلیّه ) @tagavi73 💠الف) جمله اسمیّه: هر جمله ای که با اسمی مرفوع آغاز گردد و آن اسم مرفوع، نقش مبتدا را داشته باشد جمله اسمیه می باشد. مثال:اَلصَّلاةُ واجِبَةٌ عَلِیٌّ یَذْهَبُ اَلحَمدُ لِلّهِ @tagavi73 ♦️« فرمول جمله اسمیّه= مبتدا+خبر+..» 🍃🍃🍃 ◀️مبتدا : اسمی است مرفوع و ( غالباً ) معرفه که معمولا در آغاز جمله اسمیّه واقع می شود تا این که در مورد آن خبری داده شود. مانند ( الصلاة ، علِیٌّ ، اَلحمدُ ) در مثال های بالا . 🌸❓نکته مهم : مبتدا حتماً یک اسم است و نمی تواند بیشتر از یک کلمه باشد ولی گاهی با خود ، وابسته هایی مانند « مضاف الیه و صفت و ... » دارد : شَجَرَةُ الخُبزِ شَجَرةٌ استوائیّةٌ : ( شجرةُ مبتدا – الخُبزِ مضاف الیه ) الطالبُ المَشاغِب راسبٌ فی النِّهایة : ( الطالبُ مبتدا – المُشاغب صفت ) 🛎🖍تذکر : مبتدا جزو کلمات مرفوع است یعنی غالباً ــــُــٌــ ، انِ ( در مثنی ) ، ونَ ( در جمع مذکر سالم ) دارد : المُسلِمونَ مُدافِعونَ عَن حُقوقِ المَظلومینَ : المُسلِونَ مبتدا و مرفوع الاَخَوانِ ساعَدا اُمَّهُما فِی البَیتِ : الاَخوان مبتدا و مرفوع 🔴🔹خبر: کلمه یا کلماتی است مرفوع که غالباً بعد از مبتدا واقع می شود تا در مورد آن خبری داده و مفهوم آن را کامل کند. 📚 انواع خبر: ۱. خبر مفرد ۲. خبر جمله ( فعلیه و اسمیه ) ۳. شبه جمله 1) خبر مفرد : هرگاه خبر جمله اسمیّه ، یک اسم مفرد باشد خبر از نوع مفرد است. مثال: المومنونَ بعیدونَ عَنِ المنکر ( مومنان از منکر دور هستند ) 🍎🍎🍎🍐🍎 @tagavi73 🎲🎲چند نکته مهم ! : ☯1) در تشخیص نوع خبر، مضاف الیه و صفت و صله موصول دخالتی ندارند یعنی فقط مضاف، موصوف و موصول را در نظر می گیریم. ◀️خَیرُ الناسِ مَنْ یأخُذُ بِیَدِکَ فی المُشکِلاتِ ( بهترین مردم کسی است که در مشکلات دست تو را بگیرد ) 👈خیر مبتدا / مَن خبر ◀️ عَلِیٌ مُعَلِّمُ الثائرینَ ( علی معلم انقلابیان است ) علی مبتدا / معلم خبر / الثائرین مضاف الیه @tagavi73 ◀️اَنتَ تلمیذٌ مُجِدٌ ( تو دانش آموز کوشایی هستی ) انت مبتدا / تلمیذ خبر / مجد صفت ◀️المُسلِمُ مَنْ سَلِمَ النّاسُ مِنْ یَدِهِ ( مسلمان کسی است که مردم از دستش در امان اند ) ☯2) هرگاه خبر مفرد، مشتق باشد باید از نظر جنس ( مذکر و مونث ) و تعداد ( مفرد- مثنی- جمع ) با مبتدا مطابقت کند ولی اگر جامد باشد چنین مطابقتی لازم نیست. ◀️ التلمیذتان مسرورتان فی الصَّف ( مسرورتان خبر « مشتق » ، التلمیذتان مبتدا ) ◀️العِلمُ خَزانَة ( العلم مبتدا و خزانه خبر « جامد » ) ◀️ العلماءُ سِراجُ الاُمَّةِ ( العلماء مبتدا و سراج خبر « جامد ») ◀️المومِنُ صادِقٌ ( المومن مبتدا و صادق خبر « مشتق » ) 🔵🔸نکته : حالتهای مختلف اسم تفضیل پس از مبتدا : 🔹الف) اگر بدون ( ال ) با ( مِن ) بیاید مفرد مذکر بکار می رود خواه مبتدا مذکر باشد خواه مونث : مثال : فاطمةُ افضلُ من مریمَ 🔹ب) اگر همراه ( ال ) باشد از مبتدا پیروی می کند : مثال : کلمة الله هی العُلیا ( بر وزن فُعلی ) 🔹ج) اگر مضاف به اسم نکره باشد مفرد مذکر به کار می رود : مثال : هذِهِ افضلُ طالبَةٍ 🔹د) اگر مضاف به معرفه باشد مطابقت یا عدم مطابقت آن جایز است : مثال : هذِهِ فُضلی الطالبة / هذِهِ اَفضلُ الطالبة @tagavi73 🔹3) در صورتیکه مبتدا معرفه باشد ( شرط اول ) و خبر نیز معرفه باشد ( شرط دوم ) مابین مبتدا و خبر معرفه، یک ضمیر منفصل مرفوعی قرار می گیرد. ( هُوَ - هُما - هُم - هِیَ - ... ) که از نظر جنس ( مذکر - مونث ) و تعداد ( مفرد ، مثنی ، جمع ) با مبتدا مطابقت می کند که به آن فصل یا ضمیر عماد می گوییم. ضمیر فصل هیچ نقشی در جملات ندارد. ( به معنای فقط - تنها ) اللهُ هُوَ الغَنیّ : خداوند تنها بی نیاز است . ( الله مبتدا – الغنی ّ خبر ) 🔹4) هرگاه بعد از اسم های اشاره اسم بدون ( الـ ) بیاید نقش مفرد را می گیرد ولی اگر دارای ( الـ ) باشد دیگر خبر نیست بلکه مشارالیه است و خبر بعد از آن واقع می شود : 🔻الف) اگر جامد باشد : نقش عطف بیان 🔻ب) اگر مشتق باشد : نقش صفت 👈که در هر صورت اسم ال دار از نظر اعراب از اسم اشاره قبل از خود تبعیت می کنند . مثال: ◀️هذا الرَجُل ضاحِکٌ (الرجل عطف بیان « جامد») @tagavi73 ◀️هذا الطالِبُ ضاحِکٌ ( الطالب صفت «مشتق ») ◀️هذا کِتابٌ یُفیدُ الاِنسانَ ( کتاب خبر ، یفید جمله وصفیه ) ◀️هذَا الکتابُ یُفیدُ الانسانَ ( الکتاب عطف بیان ، یفید خبر ، جمله فعلیه ) ↙️🌸در ترجمه : مثال: ⬅️هذا العصفورُ . . . ترجمه : این گنجشک. . . ( جمله کامل نیست و احتیاج به خبر دارد) ⬅️ هذا عُصفورٌ . . . ترجمه : این گنجشک است. ( جمله کامل است ) 5)ترجمه خبر وقتی https://telegram.me/tagavi73