🔴کانال سراسری عربی و معارف
علائم تانیث عبارتند از:(تاء-الف مقصور-الف و همزه ممدود)
🔘از راه های زیر می توان به مونث بودن اسمی که مجرد از علامت تانیث است پی برد:
♦️۱-توسط ضمیر مونثی که به اسم مونث باز می گردد،مانند:
الکتفُ نَهَشتُهَا/شانه را گزیدم
شاهد مثال بر روی ضمیر ها بوده که به کتف بر می گردد.
♦️۲-آنچه همانند ضمیر باشد،همچون آوردن صفتی مونث برای اسم مونث،مانند:
اَکَلتُ کتفاً مَشویهً/شاهد مثال بر روی کلمه مشویه می باشد که صفت برای کتفا بوده و با تا تانیث استعمال شده و نشان دهنده مونث بودن موصوف خود است.
♦️۳-توسط برگردانیدن تاء تانیث به هنگام مصغر ساختن اسم مونث،مانند:
کُتَیفَه/شانه کوچک
یُدَیَّه/دست کوچک
💠منبع💠
شرح ابن عقیل
لینک کانال سراسری عربی و معارف
در ایتا👈
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی
در سروش👈
https://sapp.ir/tagavi73
تبلیغ فراموش نشود🙏
#ضمایر
🔴 ۱. ضمایر مفرد
🔴 ۲.ضمایر جمع
🌷
🔴 ۱. ضمایر مفرد :
1⃣ «من» 👈 « أنا »:
🙆أنا طالبة : من دانشجو هستم
👦أنا تلميذ : من دانش آموزم
🌱🍄🌱
2⃣ «تو» 👈« أَنتَ»/ «أَنت»ِ :
أنتَ معلّم : تو معلمى👨
أنتِ طالبة : تو دانشجويى 👸
🌱🍄🌱
3⃣ «او» 👈 «هُوَ / هيَ» :
👶هو جائِعٌ : او گرسنه است
🙋هي حاضِرة : او حاضر است
🔴٢. ضماير جمع :
4⃣ «ما » 👈 « نَحنُ » :
👬👭نحن تلامیذ: ما دانش آموزيم
👬👬 نحن لاعبون : ما بازيكن هستيم
👭👭 نحن مسافرات : ما مسافريم
🌱🍄🌱
5⃣ «شما» 👈 «أَنتُما» /« أَنتُمْ» /« أنتُنَّ »:
أنتما طالبان : شما دوتا دانشجوييد 👬
أنتما طالِبَتان : شما دوتا دانشجوييد 👭
أنتم طالِبونَ : شما دانشجوييد 👬👬👬
أنتُنّ طالبات : شما دانشجوييد 👭👭
🌱🍄🌱
6⃣«آنها» 👈« هُما »/ «هُمْ »/ «هُنَّ »:
هما طالِبان 👬
هما طالبَتان👭
هم طالبون 👬👬
هُنّ طالبات 👭👭
لینک کانال سراسری عربی و معارف
در ایتا👈
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی
در سروش👈
https://sapp.ir/tagavi73
تبلیغ فراموش نشود🙏
چرا هر رکعت نماز دو سجده دارد⁉️
🌹✨از اميرالمؤمنين امام على(عليه السلام) از فلسفه سجده اول سؤال شد، حضرت فرمود:
1️⃣ سجده اول به اين معنا است که خدايا اصل ما از خاک است.
2️⃣و معناى سر برداشتن از سجده اين است که خدايا ما را از خاک خارج کردى.
3️⃣و معناى سجده دوم، اين است که خدايا دو باره ما را به خاک برمى گردانى.
4️⃣و سربرداشتن از سجده دوم به معناى اين است که خدايا يک بار ديگر در قيامت از خاک بيرونمان خواهى آورد...
📚علل الشرايع، شيخ صدوق، ج ۱، ص ۲۶۲
لینک کانال سراسری عربی و معارف
در ایتا👈
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی
در سروش👈
https://sapp.ir/tagavi73
تبلیغ فراموش نشود🙏
فهمیدیم دورافتاده ترین روستاها برای معلمان است با کمترین امکانات و مزایا...
و پاداش و حقوق و وام آنچنانی مال بانک ها و اداراتی است که تابستان زیر کولر و زمستان کنار وسایل گرمایشی می نشینند و کار ارباب رجوع را به فرداها حواله می کنند!
فهمیدیم چوب تنبیه معلم دیگر زمزمه محبتش نیست، ابزاری است برای دیه گرفتن و پرکردن تیتر روزنامه ها و زیرنویس شبکه های تلویزیونی.
فهمیدیم معلم شدن آرزوی کیف رنگی بچه هایمان نیست، آرزوی آنان دکتر شدن و تیغ زدن مردم و درآمد ماهیانه و یک شبه پولدار شدن است.
اما ما در کلاس درسمان یاد داده بودیم انسان بودن و انسانیت کمال آدمی است نه دنیا دوستی و مال طلبی؛
وقتی موضوع انشای کلاسمان (علم بهتر است یا ثروت) بود خواستیم به کودکان بفهمانیم که اولویت با علمی است که انسان بسازد که بالاترین ثروت هاست. اما نشد...
دیگر موضوع انشاها چنگی به دل نمی زد چون هیچ وقت یک با یک برابر نشد و هیچ چیز سر جای خودش نبود.
جوانی مان در لابلای کتب درسی گم شد و هیچ کس در هیچ کتابی ننوشت که؛
معلم درس داد
معلم عمر داد
معلم جوانی داد
و معلم جان داد...
هیچ کس ننوشت معلمی زیر آوار ماند...
معلمی در رودخانه به خاطر کودکان غرق شد...
معلمی جهت رسیدن به مدرسه در برف و کولاک مرد...
معلمی در کلاس درس برای نسوختن کودکان گرفتار حریق بخاری نفتی شد و سوخت...
معلمی در کلاس درس، قلبش ایستاد...
معلمی با همقطارانش در بین راه مدرسه تصادف کرد و مرد...
و معلمی کیلومترها راه را به عشق بچه ها پیاده رفت
و معلمی...
*اما همه نوشتند معلمی شاگردش را کتک زد!*
دانستیم مطالبات و معوقات و ندادن پاداش بازنشستگی از آن معلم است
و وام بانکی و هتل های چند ستاره و حقوق های نجومی مال بندگان بهتر خداست!
و اینک مائیم با آرزوهای از دست رفته، عمری سپری شده و خانواده ای که همیشه شرمنده قناعت و سکوتشان بوده ایم.
*اما یادمان باشد ما همیشه معلمیم.*
همان که بزرگترین کارخانه آدم سازیست و همه بدهکارش هستند بدهی که هرگز صاف نمیشود... بله افتخار ما این است که عمرمان را در راه کسب مال و ثروت یاپست و مقام صرف نکرده ایم بلکه با سربلندی فریاد میزنیم ما معلمیم وبه این عنوان درخشان و کارنامه درخشان تر
می بالیم...
❓️چرا لقب امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه) «أباصالح» است؟
🔷آیتالله مکارم شیرازی در اینباره میفرماید: اینکه به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) ، اباصالح میگویند، به سبب این نیست که فرزندی به نام «صالح» دارد؛ زیرا «اب» در لغت عرب، تنها به معنای پدر نیست بلکه به معنای صاحب نیز هست. «اباصالح»، یعنی کسی که صالحانی در اختیار دارد.
🔷لقب اباصالح از آیۀ قرآن گرفته شده است؛
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ. چون آیه، بشارتِ حاکمیت جهان را داده و این بشارت برای صالحان است که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه)، صاحب و فرماندۀ آنهاست.
✨البته امام صادق(علیهالسلام) در روایتی میفرماید:
هرگاه راه را گم کردی، صدا بزن «یا صالح» یا بگو «یا اباصالح» ما را به راه راست هدایت کنید تا خدا شما را مورد رحمت قرار دهد.
💫بنابر روایت ذکرشده که در کتابهای معتبر روایی آمده، معلوم میشود اگر انسان در راهی حرکت کند و به هر دلیلی راه را گم کند و نداند که از کدامسو باید برود، میتواند «صالح» یا «اباصالح» را صدا بزند و درخواست راهنمایی کند.
💠در روایت آمده است: «یا اباصالح ارشدونا»، لفظ «ارشدونا» جمع است که معلوم میشود گروهی به این کار (هدایت مردم) مشغول هستند. از برخی روایات میتوان نتیجه گرفت که عدهای از این افراد، از جنیان هستند؛ خداوند آنها را موکل زمین، برای راهنمایی مردم قرار داده است.
🔅علامه مجلسی از پدر خویش نقل میکند: وقتی امیراسحاق استرآبادی در راه گم میشد، همین جمله را به زبان میآورد. آنگاه کسی به او کمک میکرد. امیراسحاق میفهمد که او امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) بوده است.
♻️محدث نوری در حکایت دیگری از ملاعلی رشتی چنین نقل میکند: یکی از اهلتسنن، مادری شیعه داشت و از او شنیده بود که لقب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) «اباصالح» است و گمشدهها را هدایت میکند. روزی او راه را گم میکند و از «اباصالح» کمک میطلبد. آنگاه کسی را مییابد که وی را تا نزدیکی روستایشان هدایت میکند و او نیز شیعه میشود.
✅بنابر دو حکایتی که سند معتبری دارند، «اباصالح» شامل امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) نیز میشود. حتی میتوان گفت، ایشان فرد اصلی این روایت هستند و جنیان و دیگران به فرمان ایشان، مردم را هدایت میکنند و گاهی نیز خود حضرت این امر را عهدهدار میشود و گمراهان را هدایت میکند. برای اطلاع بیشتر میتوانید به کتاب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) اباصالح چرا؟ نوشتۀ علی هجرانی رجوع نمایید.
📚بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۷۶.
📚 جنة المأوی، حکایت ۴۷.
📚سورۀ انبیاء، آیۀ ۱۰۵.
📚 من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۲۹۸، ح۲۵۰۶.
📚الامان من اخطار الاسفار، سید بن طاووس، ص ۱۲۳، باب نهم.
لینک کانال سراسری عربی و معارف
در ایتا👈
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی
در سروش👈
https://sapp.ir/tagavi73
تبلیغ فراموش نشود🙏
باسلام و وقت بخیر
خدمت اعضای کانال "یادآوری میکنم که کانال تلگرامی ما بهیچ وجه فعالیتی نخواهد داشت!
لطفاااااا دوستان و همکاران خود را به کانال های جدید و متفاوت ما
در ایتا و سروش_ دعوت کنید🙏
لینک کانال سراسری عربی و معارف
در ایتا👈
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی
در سروش👈
https://sapp.ir/tagavi73
سپاس از همراهی شما عزیزان🙏
✅ ادغام
💠 هر گاه نون ساكنه يا تنوين به يكي از شش حرف ( ي رم ل و
ن ) برخورد كند ادغام مي شوديعني نون ساكنه ازجنس حرف
يرملون شده و بجاي نون ساكن آن حرف دوبار يا بشدت تلفظ مي شود
💠 مانند مَن يَشَاءُ كه خوانده مي شود مَيََّشاءُ و مِن رَبّهِم =
مِرَّبِهّم . مِن° مَا – مِمّا . يَكُن° لَهُ = يَكلّهُ و مُحَمَّدٍ وَالِه =
مُحَمَّدِوَّالِه و شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ = شَجَرَةِ مُّبارَكَةٍ .مِن° نُورِ= مِنُّورِ
💠 بايد دانست كه ادغام در مورد دو حرف ( ر – ل ) ازحروف
يرملون را ادغام كامل ( بدون غُنِة) گويند مانند يُبَيّن لَنا .هُديً لِلمُتَّقِينَ.
مِن رَبِهّم. غَفُوٌر رَحِيم. ودر مورد چهار حرف ديگر
(ينمو) ادغام را ناقص (باغُنة) گويند مانند اِن يَّقُولُوا اَن نَقولَ
هُديَ مِّن رّبِهِم هُديَ وَرَحمَةً
⚠️. تذكر اگر نون ساكنه و حرف يرملون در يك كلمه باشد
ادغام نيست و لازم است نون اظهار شود مانند دُنيا قِنوان
صِنوان بُنيان
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
تبلیغ کانال هامون فراموش نشه🙏
💠[احكام فعل مضارع]
🔆 فعل مضارع را از فعل ماضى مىسازند به اين نحو كه از چهار حرف يعنى:
(ى- ت- أ- ن) كه بنام حروف «أتين» يا «نأتى» یا «تینا» یا «أنیت»معروف هستند استفاده كرده و آنها را بر سر فعل ماضى داخل نموده و فاء الفعل را كه بعد از آنها قرار مىگيرد ساكن مىكنند چنانچه در مضارع «نَصَرَ» مىگويند: يَنْصُرُ.
🔆اين حروف هميشه مفتوح هستند مگر در مضارع مجهول و مضارع معلوم چهار باب به ترتيب ذيل:
🔻باب افعال/ همچون:/ يُكْرِمُ.
🔻باب تفعيل/ همچون:/ يُصَرِّفُ.
🔻باب مفاعله/ مثل:/ يُقاتِلُ.
🔻باب فعلل/ مانند:/ يُدَحْرِجُ.
🔆در فعل مضارع بين ارباب فنّ اتّفاق است كه اين فعل معرب است مگر در دو صيغه:
🔸الف: جمع مؤنّث غائب/ مانند:/ يَضْرِبْن.
🔸ب: جمع مؤنّث حاضر/ مثل:/ تَضْرِبْنَ.
🔆فعل مضارع داراى مختصّاتى است كه در افعال ديگر وجود ندارد و آنها عبارت اند از:
🔹الف: دخول سين بر آن مانند: سَيَضْرِبُ.
🔹ب: دخول سوف بر آن مثل: سَوفَ يَضْرِبُ.
🔹ج: دخول لَمْ بر آن همچون: لَمْ يَضْرِبْ.
🔹د: دخول نواصب بر آن و آنها چهار حرف هستند به اين شرح:
1️⃣أنْ:/ مانند:/أنْ يَضْرِبَ.
2️⃣لنْ:/ مثل:/ لَنْ يَضْرِبَ.
3️⃣كىْ:/ نظير:/ كَىْ يَضْرِبَ.
4️⃣إذَنْ:/ چون:/ إذَنْ يَضْرِبَ.
🔆فعل مضارع نيز همچون فعل ماضى داراى چهارده صيغه است بهمان شرحى كه در آنجا گذشت با اين اضافه كه
🔺(ياء=یَـ / یُـ) را بر سر چهار صيغه به اين ترتيب:سه صيغه مذكّر غائب و يك صيغه جمع مؤنّث غائب، داخل نموده و
🔺 (تاء=تَـ/تُـ) را بر سر هشت صيغه يعنى: دو صيغه مفرد و تثنيه مؤنّث غائب و جميع شش صيغه مخاطب درآورده و
🔺 (همزه=أ) را بر سر متكلّم وحده و
🔺(نون=نَـ / نُـ) را بر سر متكلّم مع الغير در مي آورند.
☄️صرف فعل مضارع از ماده «نصر»☄️
🔶مذكّر غائب/
1️⃣يَنْصُرُ/ يارى مىكند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده.
2️⃣يَنْصُرانِ/ يارى مىكنند دومرد غائب در زمان حال يا آينده.
3️⃣يَنْصُرُونَ/ يارى مىكنند مردان غائب در زمان حال يا آينده.
🔷مؤنّث غائب/
4️⃣تَنْصُرُ/ يارى مىكند يك زن غائب در زمان حال يا آينده.
5️⃣تَنْصُرانِ/ يارى مىكنند دو زن غائب در زمان حال يا آينده.
6️⃣يَنْصُرْنَ/ يارى مىكنند زنان غائب در زمان حال يا آينده.
🔸مذكّر حاضر/
7️⃣تَنْصُرُ/ يارى مىكنى تو يك مرد حاضر در زمان حال يا آينده.
8️⃣تَنْصُرانِ/ يارى مىكنيد شما دو مرد حاضر در زمان حال يا آينده.
9️⃣تَنْصُرُونَ/ يارى مىكنيد شما مردان حاضر در زمان حال يا آينده.
🔹مؤنّث حاضر/
🔟تَنْصُرِينَ/ يارى مىكنى تو يك زن حاضر در زمان حال يا آينده.
1️⃣1️⃣تنْصُرانِ/ يارى مىكنيد شما دو زن حاضر در زمان حال يا آينده.
2️⃣1️⃣تَنْصُرْنَ/ يارى مىكنيد شما زنان حاضر در زمان حال يا آينده.
🔺متكلّم وحده/
3️⃣1️⃣أنْصُرُ/ يارى مىكنم من در زمان حال يا آينده.
🔻متكلّم مع الغير/
4️⃣1️⃣نَنْصُرُ/ يارى مىكنيم ما در زمان حال يا آينده.
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
🌺[انكسار نون التّثنية و انفتاح نون الجمع]🌺
⁉️فإن قيل: فلم كسروا نون التّثنية، و فتحوا نون الجمع؟
✅قيل: للفرق بينهما.
⁉️فإن قيل: فما الحاجة إلى الفرق بينهما مع تباين صيغتيهما؟
✅قيل: لأنّهم لو لم يكسروا نون التّثنية، و يفتحوا نون الجمع؛ لالتبس جمع المقصور في حالة الجرّ و النّصب، بتثنية الصّحيح، ألا ترى أنّك تقول في جمع مصطفى: رأيت مصطفين، و مررت بمصطفين؛ قال اللّه تعالى: وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ{آیه 47 سوره«38» جزء 23 نزول مکی} فلفظ مصطفين؛ كلفظ: زيدين، فلو لم يكسروا نون التّثنية، و يفتحوا نون الجمع؛ لالتبس هذا الجمع بهذه التّثنية.
⁉️فإن قيل: فهلّا عكسوا، ففتحوا نون التّثنية، و كسروا نون الجمع، و كان الفرق حاصلا؟
✅قيل: لثلاثة أوجه:
1️⃣الوجه الأوّل: أنّ نون التّثنية تقع بعد ألف، أو ياء مفتوح ما قبلها، فلم يستثقلوا الكسرة فيها، و أمّا نون الجمع، فإنّها تقع بعد واو مضموم ما قبلها، أو ياء مكسور ما قبلها، فاختاروا لها الفتحة؛ ليعادلوا خفّة الفتحة ثقل الواو و الضّمّة، و الياء و الكسرة، و لو عكسوا ذلك؛ لأدّى ذلك إلى الاستثقال، إمّا لتوالي الأجناس، و إمّا للخروج من الضّمّ إلى الكسر.
2️⃣و الوجه الثاني: أنّ التّثنية قبل الجمع، و الأصل في التقاء السّاكنين الكسر، فحرّكت نون التّثنية بما وجب لها في الأصل، و فتحت نون الجمع؛ لأنّ الفتح أخفّ من الضّمّ.
3️⃣و الوجه الثّالث: أنّ الجمع أثقل من التّثنية، و الكسر أثقل من الفتح، فأعطوا الأخفّ الأثقل، و الأثقل الأخفّ؛ ليعادلوا بينهما.
🔹منبع: أسرار العربیة إبن أنباری/ص66
💠 فعل مضارع بخاطر شباهت وزنی و عروضی که به اسم دارد ، معرب شناخته شده است .
🔺فعل مضارع 14 صیغه دارد از کل صیغه های مضارع تنها دو صیغه ( 6/12 ) جمع مؤنث دائما مبنی بر سکونند بخاطر اتصال آن دو به ضمير جمع مؤنث ( ن )
🔺وبقیه صیغه های مضارع معرب و مرفوع هستند .
🔺صيغه های 1/4/7/13/14 که متصل به ضمير بارز فاعلی نیستند مرفوع اند
🔺اما صیغه های( 2/5/8/11/ مثنى اند حرف ( ن ) در آخِر صیغه های مزبور نشانه اعراب فرعی مضارع . و ( ا ) ضميراست
🔺و در صیغه های ( 3/9/10/) حرف ( ن ) نشانه مرفوع بودن مضارع ، و ( و / ی ) ضمير متصل مرفوعی اند
🔺به فعل های مضارع که اخرشان حرف ( ن ) وجود دارد به غیر از دو صیغه جمع مؤنث ، نون اعراب یا همان نون عوض رفعی گفته می شود واین افعال را ، افعال خمسه می نامد.
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
💥معانی ماه های قمری💥
🌕🌖🌗🌘🌑🌒🌓🌔🌕
🔻معانی الشهور القمریّة🔻
1️⃣محرَّم : سُمّي بذلک لأنّ العرب قبل الإسلام حرّموا القتال فیه .
2️⃣صفر : سُمّي بذلک لأنّ دیارالعرب کانت تَصفرُ فیه أي تخلو من أهلها ؛ لخروجهم فیه منها لیبحثوا عن الطعام والکلأ و یُسافروا هَرَبا من حَرّ الصَّیف .
3️⃣ربیع الأوّل : سُمّي بذلک لأنّ تسمیته جاءت في الربیع فلزمه ذلک الاسم .
4️⃣ربیع الآخر : سُمّي بذلک لأنّ تسمیته جاءت في الربیع أیضا فلزمه ذلک الاسم ، و یقال فیه « ربیع الآخر » و لا یقال « ربیع الثاني » لأنّ الثاني یوحي بوجود ثالث ، بینما لا یوجد غیر ربیعین .
5️⃣جمادَی الأولی : سُمّي بذلک لأنّ تسمیته جاءت في الشتاء ، حیث یتجمّدُ الماء فلزمه ذلک الاسم .
6️⃣جمادَی الآخرة : سُمّي بذلک لأنّ تسمیته جاءت في الشتاء أیضا ، فلزمه ذلک الاسم . و یقال فیه «جمادی الآخرة » و لا یقال « جمادی الثانیة » لأنّ الثانية توحي بوجود ثالثة ، بینما لا یوجد إلّا جُمادیان .
7️⃣رجب : سُمّي بذلک لأنّ العرب کانوا یعظّمونه بترک القتال فیه ، یقال : رجب الشيء أي هابَه وعظّمه .
8️⃣شعبان : سُمّي بذلک لأنّ العرب کانوا یتشعّبُون فیه أي یتفرّقون للحرب و الإغارة بعد قعودهم في شهر رجب .
9️⃣رمَضان : سُمّي بذلک اشتقاقا من الرَّمضاء ، حیث کانت الفترة التي سُمّيت به شدیدة الحرّ ؛ یقال رمضت الحجارة ... إذا سَخَنت بتأثیر الشمس .
🔟شوّال : سمّي بذلک لأنّ تسمیته جاءت في فترة تشوّلت فیها ألبان الإبل « أي : نقصت و جفّ لبنها ».
1️⃣1️⃣ذو القِعدة : سُمّي بذلک لأنّ العرب کانوا یقعُدون فیه عن الحرب و القتال علی اعتباره من الأشهُر الحُرُم.
2️⃣1️⃣ذو الحِجّة : سُمّي بذلک لأنّ العرب عرفوا الحج و زیارة الکعبة في هذا الشهر .
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
#بلاغت
#الفاظ_مکرر_در_قرآن
💠 طبقهبندی الفاظ مکرر در قرآن
🔸الفاظ مکرر در قرآن را میتوان از لحاظ «شمار تکرار در کل قرآن» و نیز از «لحاظ تعداد الفاظ مکرر در مواضع خاص» طبقهبندی کرد.
← شمار تکرار در کل قرآن
🔹الفاظ مکرر از لحاظ شمار تکرار در کل قرآن بدین شرح است :
🔻این الفاظ را میتوان در سه دسته جای داد :
● ۱. الفاظ حایز کمترین شمار تکرار؛
● ۲. الفاظ حایز بیشترین شمار تکرار؛
● ۳. سایر الفاظ مکرر.
←← تکرار دوبار الفاظ
🔸الفاظی که در سراسر قرآن تنها دو بار به کار رفتهاند، از دسته نخستاند.
←← تکرار بیشترین الفاظ
🔹الفاظی که حایز بیشترین شمار تکرارند.
← تعداد الفاظ مکرر در مواضع خاص
🔸الفاظ مکرر از لحاظ تعداد واژههای تکرار شده در مواضع خاص، بدین شرح است :
🔹در این جا، سخن از آن نیست که یک واژه در سراسر قرآن، چند بار به کار رفته است؛ بلکه سخن از تکرار یک واژه یا واژههای یک آیه در مواضع خاصی از قرآن است. برای مثال گفته میشود چرا واژه «النّاس» در آخرین سوره قرآن چندبار تکرار شده است؛ و یا چرا بخشی از آیه ۴۸ سوره بقره در آیه ۱۲۳ همین سوره مکرر گشته است؛ و یا چرا آیه «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» عیناً و با شمار زیادی در سوره «الرحمن» تکرار شده است.
🔸این الفاظ، ابتدا به دو دسته کلی تقسیم میشوند :
● أ. یک لفظ مکرر؛
● ب. بیش از یک لفظ مکرر.
🔹قسم نخست، خود با توجه به محل تکرار به دو گونه قابل تقسیم است :
● ۱. در یک آیه یا در چند آیه متوالی؛
● ۲. در مواضع مختلف از قرآن.
🔸قسم دوم نیز با توجه به کل الفاظ آیات به دو نوع قابل تقسیم است :
● أ. در حد تمام الفاظ آیات؛
● ب. در حد برخی الفاظ آیات.
❓طرح یک پرسش
🔹با توجه به اینکه از نظر متخصصان علوم بلاغی، استفاده از الفاظ مکرر، بدون فایده، مخل بلاغت است، تبیین و تفسیر وقوع چنین پدیدهای در قرآن در موارد بسیاری حتی در حد تکرار تمام الفاظ آیه چیست؟
🔻برای این پرسش، دو پاسخ داریم :
🔶 پاسخ اول
🔸اگر فرض بگیریم هرگونه تکراری مخالف با بلاغت است، باز هم دلیلی بر وجود عیب و نقص در قرآن کریم نیست؛ زیرا میتوان گفت که از نظر قرآن، اصل، دنبال کردن هدفی است که قرآن برای آن نازل شده است و تا جایی که بلاغت مانع پیاده کردن هدفش نباشد، از آن سود میجوید. اگر به فرض، در برخی موارد اجرای قواعد بلاغی با هدف اصلیاش سازگاری نداشته باشد، بدیهی است که دنبال کردن هدف اصلی بر رعایت موازین بلاغی مقدم خواهد بود.
☑️ باید به این نکته توجه داشت که وجه اعجاز قرآن کریم منحصر در «بلاغت» نیست؛ بلکه قرآن از جهات گوناگون معجزه است؛ چنانچه در موارد خاصی، رعایت وجوه دیگر اعجاز قرآن، مقتضیِ عدم رعایت قواعد بلاغی بوده است، این امر خللی به اعجاز قرآن وارد نمیکند.
🔷 پاسخ دوم
🔹با دقت و تدبر در آیات قرآن میتوان اسرار و حکمتهای وجود این الفاظ را در قرآن یافت.
بررسی این آیات با توجه به دستهبندی نوع اول یعنی «از لحاظ تعداد تکرار در کل قرآن» به بحث اعجاز عددی منجر میشود که در زمینه ی آن پژوهشهایی از سوی بعضی از دانشمندان انجام گرفته است.
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73