💠[احكام فعل مضارع]
🔆 فعل مضارع را از فعل ماضى مىسازند به اين نحو كه از چهار حرف يعنى:
(ى- ت- أ- ن) كه بنام حروف «أتين» يا «نأتى» یا «تینا» یا «أنیت»معروف هستند استفاده كرده و آنها را بر سر فعل ماضى داخل نموده و فاء الفعل را كه بعد از آنها قرار مىگيرد ساكن مىكنند چنانچه در مضارع «نَصَرَ» مىگويند: يَنْصُرُ.
🔆اين حروف هميشه مفتوح هستند مگر در مضارع مجهول و مضارع معلوم چهار باب به ترتيب ذيل:
🔻باب افعال/ همچون:/ يُكْرِمُ.
🔻باب تفعيل/ همچون:/ يُصَرِّفُ.
🔻باب مفاعله/ مثل:/ يُقاتِلُ.
🔻باب فعلل/ مانند:/ يُدَحْرِجُ.
🔆در فعل مضارع بين ارباب فنّ اتّفاق است كه اين فعل معرب است مگر در دو صيغه:
🔸الف: جمع مؤنّث غائب/ مانند:/ يَضْرِبْن.
🔸ب: جمع مؤنّث حاضر/ مثل:/ تَضْرِبْنَ.
🔆فعل مضارع داراى مختصّاتى است كه در افعال ديگر وجود ندارد و آنها عبارت اند از:
🔹الف: دخول سين بر آن مانند: سَيَضْرِبُ.
🔹ب: دخول سوف بر آن مثل: سَوفَ يَضْرِبُ.
🔹ج: دخول لَمْ بر آن همچون: لَمْ يَضْرِبْ.
🔹د: دخول نواصب بر آن و آنها چهار حرف هستند به اين شرح:
1️⃣أنْ:/ مانند:/أنْ يَضْرِبَ.
2️⃣لنْ:/ مثل:/ لَنْ يَضْرِبَ.
3️⃣كىْ:/ نظير:/ كَىْ يَضْرِبَ.
4️⃣إذَنْ:/ چون:/ إذَنْ يَضْرِبَ.
🔆فعل مضارع نيز همچون فعل ماضى داراى چهارده صيغه است بهمان شرحى كه در آنجا گذشت با اين اضافه كه
🔺(ياء=یَـ / یُـ) را بر سر چهار صيغه به اين ترتيب:سه صيغه مذكّر غائب و يك صيغه جمع مؤنّث غائب، داخل نموده و
🔺 (تاء=تَـ/تُـ) را بر سر هشت صيغه يعنى: دو صيغه مفرد و تثنيه مؤنّث غائب و جميع شش صيغه مخاطب درآورده و
🔺 (همزه=أ) را بر سر متكلّم وحده و
🔺(نون=نَـ / نُـ) را بر سر متكلّم مع الغير در مي آورند.
☄️صرف فعل مضارع از ماده «نصر»☄️
🔶مذكّر غائب/
1️⃣يَنْصُرُ/ يارى مىكند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده.
2️⃣يَنْصُرانِ/ يارى مىكنند دومرد غائب در زمان حال يا آينده.
3️⃣يَنْصُرُونَ/ يارى مىكنند مردان غائب در زمان حال يا آينده.
🔷مؤنّث غائب/
4️⃣تَنْصُرُ/ يارى مىكند يك زن غائب در زمان حال يا آينده.
5️⃣تَنْصُرانِ/ يارى مىكنند دو زن غائب در زمان حال يا آينده.
6️⃣يَنْصُرْنَ/ يارى مىكنند زنان غائب در زمان حال يا آينده.
🔸مذكّر حاضر/
7️⃣تَنْصُرُ/ يارى مىكنى تو يك مرد حاضر در زمان حال يا آينده.
8️⃣تَنْصُرانِ/ يارى مىكنيد شما دو مرد حاضر در زمان حال يا آينده.
9️⃣تَنْصُرُونَ/ يارى مىكنيد شما مردان حاضر در زمان حال يا آينده.
🔹مؤنّث حاضر/
🔟تَنْصُرِينَ/ يارى مىكنى تو يك زن حاضر در زمان حال يا آينده.
1️⃣1️⃣تنْصُرانِ/ يارى مىكنيد شما دو زن حاضر در زمان حال يا آينده.
2️⃣1️⃣تَنْصُرْنَ/ يارى مىكنيد شما زنان حاضر در زمان حال يا آينده.
🔺متكلّم وحده/
3️⃣1️⃣أنْصُرُ/ يارى مىكنم من در زمان حال يا آينده.
🔻متكلّم مع الغير/
4️⃣1️⃣نَنْصُرُ/ يارى مىكنيم ما در زمان حال يا آينده.
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
🌺[انكسار نون التّثنية و انفتاح نون الجمع]🌺
⁉️فإن قيل: فلم كسروا نون التّثنية، و فتحوا نون الجمع؟
✅قيل: للفرق بينهما.
⁉️فإن قيل: فما الحاجة إلى الفرق بينهما مع تباين صيغتيهما؟
✅قيل: لأنّهم لو لم يكسروا نون التّثنية، و يفتحوا نون الجمع؛ لالتبس جمع المقصور في حالة الجرّ و النّصب، بتثنية الصّحيح، ألا ترى أنّك تقول في جمع مصطفى: رأيت مصطفين، و مررت بمصطفين؛ قال اللّه تعالى: وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ{آیه 47 سوره«38» جزء 23 نزول مکی} فلفظ مصطفين؛ كلفظ: زيدين، فلو لم يكسروا نون التّثنية، و يفتحوا نون الجمع؛ لالتبس هذا الجمع بهذه التّثنية.
⁉️فإن قيل: فهلّا عكسوا، ففتحوا نون التّثنية، و كسروا نون الجمع، و كان الفرق حاصلا؟
✅قيل: لثلاثة أوجه:
1️⃣الوجه الأوّل: أنّ نون التّثنية تقع بعد ألف، أو ياء مفتوح ما قبلها، فلم يستثقلوا الكسرة فيها، و أمّا نون الجمع، فإنّها تقع بعد واو مضموم ما قبلها، أو ياء مكسور ما قبلها، فاختاروا لها الفتحة؛ ليعادلوا خفّة الفتحة ثقل الواو و الضّمّة، و الياء و الكسرة، و لو عكسوا ذلك؛ لأدّى ذلك إلى الاستثقال، إمّا لتوالي الأجناس، و إمّا للخروج من الضّمّ إلى الكسر.
2️⃣و الوجه الثاني: أنّ التّثنية قبل الجمع، و الأصل في التقاء السّاكنين الكسر، فحرّكت نون التّثنية بما وجب لها في الأصل، و فتحت نون الجمع؛ لأنّ الفتح أخفّ من الضّمّ.
3️⃣و الوجه الثّالث: أنّ الجمع أثقل من التّثنية، و الكسر أثقل من الفتح، فأعطوا الأخفّ الأثقل، و الأثقل الأخفّ؛ ليعادلوا بينهما.
🔹منبع: أسرار العربیة إبن أنباری/ص66
💠 فعل مضارع بخاطر شباهت وزنی و عروضی که به اسم دارد ، معرب شناخته شده است .
🔺فعل مضارع 14 صیغه دارد از کل صیغه های مضارع تنها دو صیغه ( 6/12 ) جمع مؤنث دائما مبنی بر سکونند بخاطر اتصال آن دو به ضمير جمع مؤنث ( ن )
🔺وبقیه صیغه های مضارع معرب و مرفوع هستند .
🔺صيغه های 1/4/7/13/14 که متصل به ضمير بارز فاعلی نیستند مرفوع اند
🔺اما صیغه های( 2/5/8/11/ مثنى اند حرف ( ن ) در آخِر صیغه های مزبور نشانه اعراب فرعی مضارع . و ( ا ) ضميراست
🔺و در صیغه های ( 3/9/10/) حرف ( ن ) نشانه مرفوع بودن مضارع ، و ( و / ی ) ضمير متصل مرفوعی اند
🔺به فعل های مضارع که اخرشان حرف ( ن ) وجود دارد به غیر از دو صیغه جمع مؤنث ، نون اعراب یا همان نون عوض رفعی گفته می شود واین افعال را ، افعال خمسه می نامد.
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
💥معانی ماه های قمری💥
🌕🌖🌗🌘🌑🌒🌓🌔🌕
🔻معانی الشهور القمریّة🔻
1️⃣محرَّم : سُمّي بذلک لأنّ العرب قبل الإسلام حرّموا القتال فیه .
2️⃣صفر : سُمّي بذلک لأنّ دیارالعرب کانت تَصفرُ فیه أي تخلو من أهلها ؛ لخروجهم فیه منها لیبحثوا عن الطعام والکلأ و یُسافروا هَرَبا من حَرّ الصَّیف .
3️⃣ربیع الأوّل : سُمّي بذلک لأنّ تسمیته جاءت في الربیع فلزمه ذلک الاسم .
4️⃣ربیع الآخر : سُمّي بذلک لأنّ تسمیته جاءت في الربیع أیضا فلزمه ذلک الاسم ، و یقال فیه « ربیع الآخر » و لا یقال « ربیع الثاني » لأنّ الثاني یوحي بوجود ثالث ، بینما لا یوجد غیر ربیعین .
5️⃣جمادَی الأولی : سُمّي بذلک لأنّ تسمیته جاءت في الشتاء ، حیث یتجمّدُ الماء فلزمه ذلک الاسم .
6️⃣جمادَی الآخرة : سُمّي بذلک لأنّ تسمیته جاءت في الشتاء أیضا ، فلزمه ذلک الاسم . و یقال فیه «جمادی الآخرة » و لا یقال « جمادی الثانیة » لأنّ الثانية توحي بوجود ثالثة ، بینما لا یوجد إلّا جُمادیان .
7️⃣رجب : سُمّي بذلک لأنّ العرب کانوا یعظّمونه بترک القتال فیه ، یقال : رجب الشيء أي هابَه وعظّمه .
8️⃣شعبان : سُمّي بذلک لأنّ العرب کانوا یتشعّبُون فیه أي یتفرّقون للحرب و الإغارة بعد قعودهم في شهر رجب .
9️⃣رمَضان : سُمّي بذلک اشتقاقا من الرَّمضاء ، حیث کانت الفترة التي سُمّيت به شدیدة الحرّ ؛ یقال رمضت الحجارة ... إذا سَخَنت بتأثیر الشمس .
🔟شوّال : سمّي بذلک لأنّ تسمیته جاءت في فترة تشوّلت فیها ألبان الإبل « أي : نقصت و جفّ لبنها ».
1️⃣1️⃣ذو القِعدة : سُمّي بذلک لأنّ العرب کانوا یقعُدون فیه عن الحرب و القتال علی اعتباره من الأشهُر الحُرُم.
2️⃣1️⃣ذو الحِجّة : سُمّي بذلک لأنّ العرب عرفوا الحج و زیارة الکعبة في هذا الشهر .
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
#بلاغت
#الفاظ_مکرر_در_قرآن
💠 طبقهبندی الفاظ مکرر در قرآن
🔸الفاظ مکرر در قرآن را میتوان از لحاظ «شمار تکرار در کل قرآن» و نیز از «لحاظ تعداد الفاظ مکرر در مواضع خاص» طبقهبندی کرد.
← شمار تکرار در کل قرآن
🔹الفاظ مکرر از لحاظ شمار تکرار در کل قرآن بدین شرح است :
🔻این الفاظ را میتوان در سه دسته جای داد :
● ۱. الفاظ حایز کمترین شمار تکرار؛
● ۲. الفاظ حایز بیشترین شمار تکرار؛
● ۳. سایر الفاظ مکرر.
←← تکرار دوبار الفاظ
🔸الفاظی که در سراسر قرآن تنها دو بار به کار رفتهاند، از دسته نخستاند.
←← تکرار بیشترین الفاظ
🔹الفاظی که حایز بیشترین شمار تکرارند.
← تعداد الفاظ مکرر در مواضع خاص
🔸الفاظ مکرر از لحاظ تعداد واژههای تکرار شده در مواضع خاص، بدین شرح است :
🔹در این جا، سخن از آن نیست که یک واژه در سراسر قرآن، چند بار به کار رفته است؛ بلکه سخن از تکرار یک واژه یا واژههای یک آیه در مواضع خاصی از قرآن است. برای مثال گفته میشود چرا واژه «النّاس» در آخرین سوره قرآن چندبار تکرار شده است؛ و یا چرا بخشی از آیه ۴۸ سوره بقره در آیه ۱۲۳ همین سوره مکرر گشته است؛ و یا چرا آیه «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» عیناً و با شمار زیادی در سوره «الرحمن» تکرار شده است.
🔸این الفاظ، ابتدا به دو دسته کلی تقسیم میشوند :
● أ. یک لفظ مکرر؛
● ب. بیش از یک لفظ مکرر.
🔹قسم نخست، خود با توجه به محل تکرار به دو گونه قابل تقسیم است :
● ۱. در یک آیه یا در چند آیه متوالی؛
● ۲. در مواضع مختلف از قرآن.
🔸قسم دوم نیز با توجه به کل الفاظ آیات به دو نوع قابل تقسیم است :
● أ. در حد تمام الفاظ آیات؛
● ب. در حد برخی الفاظ آیات.
❓طرح یک پرسش
🔹با توجه به اینکه از نظر متخصصان علوم بلاغی، استفاده از الفاظ مکرر، بدون فایده، مخل بلاغت است، تبیین و تفسیر وقوع چنین پدیدهای در قرآن در موارد بسیاری حتی در حد تکرار تمام الفاظ آیه چیست؟
🔻برای این پرسش، دو پاسخ داریم :
🔶 پاسخ اول
🔸اگر فرض بگیریم هرگونه تکراری مخالف با بلاغت است، باز هم دلیلی بر وجود عیب و نقص در قرآن کریم نیست؛ زیرا میتوان گفت که از نظر قرآن، اصل، دنبال کردن هدفی است که قرآن برای آن نازل شده است و تا جایی که بلاغت مانع پیاده کردن هدفش نباشد، از آن سود میجوید. اگر به فرض، در برخی موارد اجرای قواعد بلاغی با هدف اصلیاش سازگاری نداشته باشد، بدیهی است که دنبال کردن هدف اصلی بر رعایت موازین بلاغی مقدم خواهد بود.
☑️ باید به این نکته توجه داشت که وجه اعجاز قرآن کریم منحصر در «بلاغت» نیست؛ بلکه قرآن از جهات گوناگون معجزه است؛ چنانچه در موارد خاصی، رعایت وجوه دیگر اعجاز قرآن، مقتضیِ عدم رعایت قواعد بلاغی بوده است، این امر خللی به اعجاز قرآن وارد نمیکند.
🔷 پاسخ دوم
🔹با دقت و تدبر در آیات قرآن میتوان اسرار و حکمتهای وجود این الفاظ را در قرآن یافت.
بررسی این آیات با توجه به دستهبندی نوع اول یعنی «از لحاظ تعداد تکرار در کل قرآن» به بحث اعجاز عددی منجر میشود که در زمینه ی آن پژوهشهایی از سوی بعضی از دانشمندان انجام گرفته است.
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
#بلاغت
#الفاظ_مکرر_در_قرآن
💠 فواید کاربرد الفاظ مکرر در قرآن
← یک لفظ در دو یا چند آیه متوالی
🔸فایده مکرر بودن یک لفظ در دو یا چند آیه متوالی
🔻پژوهشگران درباره فایده وجود این نوع، شش دلیل ذکر نمودهاند :
● ۱. مقبولیت کلام؛
● ۲. ترس از فراموشی مخاطب در صورت طولانی شدن کلام؛
● ۳. تعظیم و تهدید؛
● ۴. مدح؛
● ۵. استبعاد؛
● ۶. شیوع و اهمیت داشتن در جامعه.
← یک لفظ در مواضع مختلف
🔹فایده مکرر بودن یک لفظ در مواضع مختلف
🔸بررسی اینگونه الفاظ همان روش تفسیر موضوعی است که برخی دانشمندان با استفاده از این روش به تفسیر قرآن پرداختهاند. مفسر پس از جمعآوری آیات مربوط به یک لفظ یا موضوع خاص، همه آنها را همچون مواردی که درهم میآمیزند؛ پیش روی خود قرار داده، در معانی آنها تفقه نموده، نسبت آنها را با یکدیگر کشف و از میان آنها نتیجهگیری و هدف را آشکار میکند.
← تمام الفاظ یک یا چند آیه
🔹فواید مکرر بودن تمام الفاظ یک یا چند آیه
🔸از میان ۷۲ آیه مکرر قرآن کریم، تنها سه آیه مکررِ سورههای «الرحمن»، «مرسلات» و «قمر» که به سبب تکرار زیاد در یک سوره به خودی خود توجه انسان را جلب میکنند، مورد عنایت پژوهشگران قرار گرفته است. سایر موارد به خاطر فاصله زیاد محل تکرار، نظری را به خود جلب ننموده، تاکنون هیچگونه تحقیقی درباره آنها انجام نشده است.
🔹فایده ذکر شده از طرف بیشتر دانشمندان درباره آیات مکرر در این سه سوره، «تأکید» است که تعمیم آن نیز به تمام آیات مکرر صحیح نیست؛ زیرا آیهای که در سراسر قرآن فقط دو بار ذکر شده است، چگونه میتواند موجب تأکید شود؟! برای خواننده قرآن که آیهای را یک بار در جایی و سپس با فاصلهای نسبتاً زیاد در جایی دیگر میبیند و یا اصلاً سورهای را در یک زمان و سوره دیگری را در زمان دیگر میخواند، چگونه میتواند تأکید احساس شود؟
🔸آیه مکرر در حکم هدف و مقصود اصلی سوره است. به تعبیر دیگر، آیه مکرر به منزله گلِ سرسبد آن سوره بود. شاید آیات در حال تبیین و توضیح و ارائه نمونههایی برای درک بهتر و کاملتر همان آیه میباشند.
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
🔻تفاوت اطلع و تعال🔻
علامه طباطبائى فرمودند:
🔸ما اگر قابل فهم حقائق قرآن، و ادراك مقامات انسانهاى كامل نمىبوديم به ما خطاب نمىفرمودند كه تَعالَوْا.
🔸در ادبيات فصيح عرب، اگر كسى مثلا در دامنه كوه است و بخواهد ديگرى را امر كند كه به قلّه كوه بالا برود به او مىگويد: «اطلع»؛ يعنى بالا برو.
🔸در مدينه بودم. ديدم شاگرد شوفر در گرداگرد ماشين پى در پى به مسافرين داد مىزد: اطلع. اطلع؛ يعنى بالا برويد، سوار شويد.
🔸و اگر آنكس در قلّه كوه است و ديگرى در دامنه كوه و بخواهد او را امر كند كه به قلّه كوه بيا به او مىگويد: «تعال»؛ يعنى بالا بيا، كه مشتق از «علو» است، و آن را به حسب مذكّر و مؤنّث بودن مخاطب، و افراد و تثنيه و جمع آن صيغههاى گوناگون است.
🔸حق (سبحانه) به زبان سفير كبيرش خاتم انبياء و آل او به ما فرمود: بالا بياييد؛ اگر ما قابل و لايق نبوديم كه نداى آنان را لبّيك بگوييم، حاشا كه ما را به گزاف دعوت كنند، و حاشا كه دهان عصمت به سخريّه باز شود. و لكن اين مطلب شريف نه بدان معنى است كه كسى هوس كند مثلا به مقام ختمى نائل شود.
منبع: هزار و یک کلمه، جلد6، ص 45، علامه حسن زاده آملی.
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
ارزش مقام معلم در جهان ؛
ایتالیا 🇮🇹:
سه گروه نباید پشت چراغ قرمز بمانند؛
آمبولانس،آتش نشانی،معلمان.
فرانسه 🇫🇷 :
ثروتمندان در محدود ی شهرک فرهنگیان خانه میخرند تا به همسایگی با معلمان افتخار کنند.
سوئد 🇸🇪:
فرزند اولم پزشک است،اما بچه دومم فکر بهتری دارد او میخواهد معلم شود.
آلمان 🇩🇪 :
"مرکل" خطاب به پزشکان معترض؛
شما توقع نداشته باشید که حقوق شما از حقوق معلمانی که شما را تربیت کرده اند،بیشتر باشد .
انگلستان 🇬🇧:
این بچه نابغه است،او توان معلمی دارد.
ایران 🇮🇷 :
چرا معلم ها تابستون ها حقوق میگیرن ....!
روز معلم مبارک! دست تمام معلم های زحمتکش و دلسوز رو می بوسیم 🙏
💫 @tagavi73
⁉️ما الفرقُ بينَ اسمِ التفضيل و أفعل التفضيل؟
✅إنَّ إسمَ التفضیلِ یکونُ جملةً اسمیةًو أفعلَ التفضیلِ یکون جملةً فعلیةً
✳️شرح:
🔸يشبه اسم التفضيل فعل التعجب في شيئين :
1/ الوزن
2/و الجمود
حيث أن كليهما على وزن أفعل ، كما أن فعل التعجب لامضارع له ولا أمر ، أما صيغة أفعل ب فإنها على أرجح الأقوال فعل ماض جاء على صيفة الأمر ، واسم التفضيل لا يثنى ولا يجمع إذا خلا من (ال) والإضافة . فإن اقترن بأل وجب مطابقته للمفضل افرادا وتثنية وجمعا وتذكيرا وتأنيثا ، تقول زيد الأفضل ، وهند الفضلى ، والزيدان الأفضلان .... وهكذا ، وإذا أضيف إلى معرفة جاز فيه لزوم حال الإفراد والتذكير وأن يطابق المفضل ، وإذا أضيف إلى نكرة لزم حالة الإفراد والتذكير أيضا .
🔹الغرض من التفضيل والتعجب " معنى التفضيل والتعجب " اسم التفضيل يصاغ على وزن «أَفعل» للدلالة على أَن شيئين اشتركا في صفة وزاد أَحدهما فيها على الآخر
⚡️مثل: كلاكما طويلان لكن محمدأطول منك
" أمّا التعجب فهو استعظام زيادة في وصف الفاعل خَفِيَ سببها وخرج بها المتعجّبُ منه عن نظائره أو قل نظيره.صياغتهما : صيغة اسم التفضيل تكون على " أفعل" ،
⚡️نحو : " محمد أطول من علي "
أمّا التعجب فله صيغتان ( أفْعِل به ،
⚡️نحو : " أكرم بالعرب .
وماأفْعِله ،
⚡️نحو : " ما أقبح البخل " )شروط اشتقاقهما:لا يصاغ اسم التفضيل أو صيغتا التعجب إلا مما توفرت فيه الشروط السبعة الآتية:أن يكون:
1️⃣فعلاً ثلاثياً
2️⃣ تاماً
3️⃣ متصرفاً
4️⃣ قابلاً للتفاوت (المفاضلة)
5️⃣ مبنياً للمعلوم
6️⃣ مثبتاً غير منفي
7️⃣فإِن نقص شرطا من هذه الشروط توصلت إلى التعجب ومثله اسم التفضيل بذكر مصدرها بعد صيغة تعجب مستوفية للشروط.
♋️إعرابهما :
☄️اسم التفضيل يعرب حسب موقعه من الإعراب
⚡️نحو : محمد أطول من علي "
أطول : خبر المبتدا مرفوع وعلامة رفعه الضمة الظاهرة على آخره .
⚡️نحو : مررت بأفضل طالب "
أفضل : اسم مجرور وعلامة جره الفتحة نيابة عن الكسرة لأنه ممنوع من الصرف .
☄️أمّا صيغتا التعجب فلكل صيغة إعراب خاص :
1️⃣ما: اسم نكرة تامة بمعنى شيء مبنية على السكون في محل رفع مبتدأ.
أقبح: فعل ماص مبني على الفتح والفاعل ضمير مستتر تقديره يعود على ما.
البخل: مفعول به منصوب وعلامة نصبه الفتحة الظاهرة على آخره
🔥والجملة الفعلية في محل رفع خبر المبتدأ.🔥
2️⃣ أكرم: فعل ماض جاء على صورة الأمر مبني على الفتح المقدر منع من ظهوره السكون الذي اقتضته هذه الصورة.
ب: حرف جر زائد. العرب: فاعل مجرور لفظا مرفوع محلا.
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
تبلیغ کانال هامون فراموش نشه🙏
💠[تقسيم پنجم: ثلاثى- رباعى]
📍فعل از نظر تعداد حروف بر دو قسم است:
🔸ثلاثى و 🔹رباعى.
🔸ثلاثى: آنستكه داراى سه حرف باشد
⚡️مانند: ضَرَبَ، يَضْرِبُ، أَضْرَبَ.
🔹رباعى: آنستكه داراى چهار حرف باشد
⚡️نظير: دَحْرَجَ، يُدَحْرِجُ
📍و هر كدام از ايندو بر دو قسم مىباشند:
🔵مجرّد،🔴مزيد.
🔵مجرد: آنستكه تمام حروفش اصلى بوده و مشتمل بر زوائد نباشد
همچون: ضرب، يدحرج.
🔴مزيد: آنستكه غير از حروف اصلى داراى زوائدى نيز باشد
مانند: أكْرَمَ، يَتَدَحْرَجُ.
💠[ابواب ثلاثى مجرد]
📍فعل ثلاثى مجرّد داراى شش باب است زيرا ماضى آن از سه حال خارج نيست:
1️⃣آنكه عين الفعلش مفتوح باشد يعنى: فَعَلَ.
2️⃣آنكه عين الفعلش مكسور باشد يعنى: فَعِلَ.
3️⃣آنكه عين الفعلش مضموم باشد يعنى: فَعُلَ.
در صورتيكه عين الفعل آن مفتوح باشد مضارعش يا مفتوح العين بوده و يا مكسور العين و يا مضموم العين مىباشد.
و اگر عين الفعل آن مكسور باشد مضارعش يا مكسور العين بوده و يا مفتوح العين ميباشد.
و اگر مضموم العين باشد مضارعش فقط مضموم العين است.
💠[اصول و فروع
شش باب ثلاثى مجرّد بر دو قسم است:
🔸اصول و 🔹فروع.
🔸اصول: عبارتند از سه بابى كه عين الفعل ماضى در آنها با عين الفعل مضارع فرق مىكند يعنى:
فَعَلَ، يَفْعِلُ/ مانند:/ ضَرَبَ، يَضْرِبُ.
فَعَلَ، يَفْعُلُ/ مانند:/ نَصَرَ، يَنْصُرُ.
فَعِلَ، يَفْعَلُ/ مانند:/ عَلِمَ، يَعْلَمُ.
🔹فروع: عبارتند از سه باب ديگر كه عين الفعل ماضى در آنها با عين الفعل مضارع همانند است يعنى:
فَعَلَ، يَفْعَلُ/ مانند:/ مَنَعَ، يَمْنَعُ.
فَعُلَ، يَفْعُلُ/ مانند:/ شَرُفَ، يَشْرُفُ.
فَعِلَ، يَفْعُلُ/ مانند:/ حَسِبَ، يَحْسُبُ.
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
تبلیغ کانال هامون فراموش نشه🙏
💠[نکته]
☄️ علماء صرف و لغت شش مثال از مثالهاى معروف را انتخاب كردهاند، و اين شش باب را به آن مثالها ناميده و معرفى ميكنند، و حرفى از حروف اصول آن مثالها را به عنوان علامت آن باب در كتابهاى لغت گذاردهاند، و آن شش مثال اين است:
1️⃣ضرَبَ، يَضْرِبُ، و علامتش" ض" است،
هرفعلى كه از باب" فَعَلَ، يَفْعِلُ" باشد، ميگويند از باب" ضَرَبَ، يَضْرِبُ " است.
2️⃣ نصَرَ، يَنْصُرُ، و علامتش" ن" است،
هرفعلى كه از باب" فعل يفعل" باشد، ميگويند از باب" نَصَرَ، يَنْصُرُ " است.
3️⃣ منَعَ، يَمْنَعُ، و علامتش" ع" است،
هرفعلى كه از باب" فَعَلَ، يَفْعَلُ " باشد، ميگويند از باب" مَنَعَ، يَمْنَعُ" است.
4️⃣ علِمَ، يَعْلَمُ، و علامتش" ل" است،
هرفعلى كه از باب" فَعِلَ، يَفْعَلُ " باشد، ميگويند از باب"عَلِمَ، يَعْلَمُ " است.
5️⃣ شرُفَ، يَشْرُفُ، و علامتش" ر" است،
هرفعلى كه از باب" فَعُلَ، يَفْعُلُ" باشد ميگويند: از باب" شَرُفَ، يَشْرُفُ " است.
6️⃣حسِبَ، يَحْسُبُ، و علامتش" س" است،
هرفعلى كه از باب" فَعِلَ، يَفْعُلُ " باشد، ميگويند از باب" حَسِبَ، يَحْسُبُ " است.
☄️ولى هريك از ابواب ثلاثى مزيد و رباعى مجرد و رباعى مزيد را بنام مصدرش مي نامند.
🔸ابوابی را که اصول خوانند؛ حركت عين ماضى، مخالف حركت عين مستقبل است.
🔹ابوابی را که را فروع خوانند، حركت عين ماضى، موافق حركت عين مستقبل است.
☄️و بعضى افعال كه از اين باب آمده از بابهاى ديگر نيز آمده است. فعل ثلاثى مجرد هرچه هست از اين شش باب بيرون نيست، ولى وزن اين بابها و مصادر آنها و معانى آنها قاعده كلى ندارد جز همان چند قاعده كه گفته شد، بلكه بايستى وزن و معنى و مصدر هرفعلى را از كتب لغت استخراج نمود.
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
تبلیغ کانال هامون فراموش نشه🙏
💠[ابواب ثلاثى مزيد]
🔶فعل ثلاثى مزيد آنستكه سه حرف آن اصلى بوده و بقيهاش زائد باشد و آن داراى ده باب مشهور است باينقرار:
1️⃣باب إفعال/ مانند:/ اَكْرَمَ، يُكْرِمُ، اِكْراما.
2️⃣ باب تَفعيل/ مانند:/ صَرَّفَ، يُصَرِّفُ، تَصْريفا.
3️⃣ باب مُفاعَله/ مانند:/ ضارَبُ، يُضارِبُ، مُضَارَبَه.
4️⃣ باب تَفَعُّل/ مانند:/ تَصَرَّفَ، يَتَصَرَّفُ، تَصَرُّفا.
5️⃣ باب تَفَاعُل/ مانند:/ تَشَابَهَ، يَتَشَابَهُ، تشابها.
6️⃣ باب اِفعِلّال/ مانند:/ اِحْمَرَّ، يَحْمَرُّ، اِحْمِرارا.
7️⃣ باب اِفتِعال/ مانند:/ اِكْتَسَبَ، يَكْتَسِبُ، اِكتِسابا.
8️⃣ باب اِنفِعال/ مانند:/ اِنصَرَفَ، يَنْصَرِفُ، اِنْصِرافا.
9️⃣ باب اِستِفعال/ مانند:/ اِسْتَفْهَمَ، يَسْتَفْهِمُ، اِسْتِفْهاما.
🔟 باب افعِيلال/ مانند:/ اِحْمَارَّ، يَحْمارُّ، اِحْمِيرارا.
☄️تبصره
🔺در سه باب اوّل يعنى:
باب افعال، باب تفعيل، و باب مفاعله يك حرف زائد بوده،
🔺و در پنج باب بعد يعنى:
باب تفعّل، باب تفاعل، باب افعلال، باب افتعال و باب انفعال دو حرف زائد گرديده.
🔻و در باب آخر يعنى:
باب استفعال و باب افعيلال سه حرف زياد شده است.
💠[ابواب رباعى]
🔲فعل رباعى آنستكه داراى چهار حرف اصلى باشد و آن بر دو قسم است:
◽️رباعى مجرّد: آنستكه هر چهار حرفش اصلى بوده و حرف زائد در آن نباشد.
◾️رباعى مزيد: آنستكه چهار حرفش اصلى و غير از حروف اصلى مشتمل بر زائد نيز باشد.
💠[باب رباعى مجرّد]
رباعى مجرّد داراى يك باب است باين شرح:
باب فَعْلَلَ/ مانند:/ دَحرَجَ، يُدَحرِجُ، دَحْرَجَة، دَحرَاجَا.
💠[ابواب رباعى مزيد]
رباعى مزيد داراى سه باب است باين شرح:
1️⃣باب تَفَعلَلَ/ مانند:/ تَدَحرَجَ، يَتَدَحرَجُ، تَدَحرُجَا.
2️⃣باب اِفْعِنْلال/ مانند:/ اِحْرَنْجَمَ، يَحْرَنْجِمُ، اِحْرِنجاما.
3️⃣باب افعلاّل/ مانند:/ اِقشَعَرَّ، يَقشَعِرُّ، اِقشعرارا.
🔆و از اين تقسيمات پنجگانهاى كه براى فعل نقل كرديم ميتوان استفاده كرد كه «قل» مبنى بوده يا بنابر رأى ديگر معرب است و نيز مشتق و متصرّف و غير صحيح يعنى اجوف و همچنين ثلاثى مجرّد و از باب اصول مىباشد.
لینک کانال سراسری عربی و معارف👇
https://eitaa.com/tagavi73
لینک کانال اختصاصی عربی👇
https://sapp.ir/tagavi73
تبلیغ کانال هامون فراموش نشه🙏