شاید یه روزی تونستم تموم عشقِ تو وجودمو که لحظه لحظه شعله های آتشش پربار تر و سوزان تر میشه رو به کسی که در پی خاموش کردنش نباشه هدیه بدم و هردو به این آتیش بازی تا آخر عمرمون نگاه کنیم.
احمق الان باید هردومون باهم راجب موشکا نگران میبودیم ولی حیف که من یه شعرمو تو سواد خوندن نداری(نمیدونم مخاطبش کیه)