کلاس هفتم برای من یه شعر بود،یه شعری که ساختمش،خوندمش،بارها و بارها.اصلا انگار یه آدم جدید وایساد داخل من نفس کشیدن از اون به بعد،انگار زندگی معنای جدیدی بهم بخشید،آهنگای اون موقع،کلیپا،حتا فکرای تو سرمم دقیق یادم میاد،یسری موقع هاهم مثل کلاس هفتمِ من خیلی خاصن همونطور که گفتم یه شعر اما یادت که میاد میبینی غمگین ترین شعر جهانو خونده بودی یه شعری که هنوزم معنای غم و زیبایی رو برات تداعی میکنه.
اگر بتونم راحت تو چشمای آدمای غریبه یا ادمایی که دوستشون دارم نگاه کنم و باهاشون صحبت کنم زندگیم بهشت میشه:)
هیچی مثل اون دختری که فقط صلاح خودش،راحتیه خودش،منفعت خودش و همه چیز رو برای خودش میخواد جذاب نیست.