نقد فیلم روسی چالش (در فضا)
در تماشای فیلم روسی چالش (در فضا) شما نه تنها شاهد یک ماجرای جذاب نفسگیر و پرفراز و نشیب هستید بلکه موفق می شوید جامعهای عاری از رذایل و مملو از فضایل انسانی را ببینید
برخلاف فیلمهای اکشن آمریکایی در فیلم روسی چالش (در فضا) شما به جای رقابت ناسالم و متوحشانه رایج در سینمای غرب اینجا رفاقت و ایثار میبینید آن جا که مرد جراح همکارش را که یک زن است به جای خودش معرفی می کند تا به فضا برود و او را لایقتر برای انجام این ماموریت میداند
در فیلم روسی چالش (در فضا) برخلاف فیلمهای مملو از خیانت هالیوودی شما شاهد یک سلسله مراتب عقلانیت و منطق هستید بدون لجبازی آن جا که بالاترین مقامات نظامی و استراتژیک در مقابل تلاش جراح از غرور خود میگذرند و متواضعانه گوش به فرمان او میسپارند
در فیلم روسی چالش در فضا برخلاف فیلمهای مرگبار آمریکایی اینجا همه افراد در پایان ماموریت سالم به وطن برمی گردند و هیچ کس قربانی نژادهای برتر نمیشود
بنظر میآید پیام اصلی فیلم چالش (در فضا) این است که وجود زن حتی در فضا باعث تداوم زندگی و نجات حیات است برخلاف پیام فیلمهای هالیوود که وجود زن فراتر از ایجاد لذت جنسی نیست
کارگردان فیلم پرجاذبه چالش در فضا تکنیکهای رایج فیلمنامهنویسی هالیوود را شکسته و طرحی انسانمحور درانداخته است
لازم به ذکر است که این فیلم اولین فیلم ساخته شده در فضا میباشد و گوی رقابت را از رقیب یعنی هالیوود ربوده است
تحلیل استراتژیک سینما
نقد فیلم عنصر پنجم
می گویند بدن انسان از چهار عنصر آب و باد و آتش و خاک آفریده شده ولی آنچه جسم انسان را زندگی میدهد عشق است محبت است دوستی است
و آنچه بین انسان ها دشمنی و جنگ ایجاد کرده فقدان عشق و دوستی بوده است
فیلم عنصر پنجم در قالب یک داستان علمی تخیلی میخواهد مسئله بقای بشر را به محبت و عشق میان انسان ها گره زند
این فیلم مشخصاً به وجود زن به عنوان مظهر مهر و عاطفه تاکید دارد
نگاه لوک بسون کارگردان این فیلم همچون فیلم های دیگرش مانند لئون و نبرد آخر نگاهی زمینی است و صرفاً بقای مسالمت آمیز بر روی زمین را یادآور میشود
در هر سه فیلمی یاد شده یعنی عنصر پنجم لئون و نبرد آخر نابودی زن نابودی بقای بشریت است ولیکن بقای بشریت را چیزی بیشتر از زندگی مادی انسان معرفی نمی کند
زندگی در نگاه کارگردان فیلم عنصر پنجم یک زندگی ساده و بدون جنگ و خونریزی است بعبارتی زندگی فقط شامل لذت در آسایش و آرامش است
از جمله نکات کلیدی فیلم عنصر پنجم ادعای جانشین خدا بودنِ کشیش یهودی است آن جا که موجودات فضایی کلید نجات بشریت را در اختیار یک کشیش یهودی قرار می دهند که از قضا دستی در ترور به وسیله سمّ هم دارد
همچنین کارگردان فیلم عنصر پنجم تلاش دارد نیویورک را مرکز فرماندهی کهکشان معرفی کند مانند بسیاری از فیلم های هالیوودی قبل و بعد از خودش
از سویی دیگر کارگردان فیلم عنصر پنجم در آن دوران پیشرفت تکنولوژی در غرب چینیها را آدمهایی متحجر و عقب مانده نشان میدهد آنجاکه مرد چینی رستوران سیارش را بر یک کشتی بسیار قدیمی بنا نهاده است
همچنین در فیلم عنصر پنجم تروریست های وحشی یا همان موجودات شورشی فضایی افرادی معرفی میشوند که به خاطر شرف دست به هر جنایت فجیعی میزنند
لوک بسون یکی از تئوری های متوحشانه آمریکا را در این فیلم این گونه توصیف می کند که مقداری خرابی برای تقویت زندگی لازم است
و امروز مثال این خرابی میتواند خرابی یک باریکه به نام غزه باشد که گویا برای تقویت زندگی جنایتکاران صهیونیست لازم است
و این است هالیوود که ملغمهای است از فلسفه مادی به علاوه تبلیغ صهیونیسم و ادعای فرماندهی جهان توسط آمریکا و نهایتاً تبلیغ شعارهای فمینیستی برای تداوم بقای لیبرالیسم
تحلیل استراتژیک سینما
نقد فیلم روسی چالش (در فضا) در تماشای فیلم روسی چالش (در فضا) شما نه تنها شاهد یک ماجرای جذاب نفسگ
لینک دانلود
فیلم چالش در فضا را در تلوبیون ببینید
http://www.telewebion.ir/episode/0xc1f04ba
هدایت شده از آی نقد | inaghd.ir
29.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️نقد و بررسی فیلم نهنگ
🔸دارن آرونوفسکی کارگردانی است که آثار سینمایی عرفانی با رویکرد کابالیستی تولید می کند و تصور اینکه فیلم تحسین شده او یعنی فیلم نهنگ، صرفا یک درام روانشناختی با سوژه یک مرد چاق است، اشتباه است
🔸آرونوفسکی با توسل به شبهات و تحریفات مسیحیت و نقص های این آیین، زیرآب کل ادیان و دینداری را می زند. اینکار در لفافه و بطن داستان وی بیان نمی شود بلکه صراحتا آن را مطرح می کند
ویدئوی کامل👇
https://www.aparat.com/v/mpxgw63
🆔@inaghd_ir
#آی_نقد #آرونوفسکی #نقد_فیلم #نهنگ
تحلیل استراتژیک سینما
فساد سیستماتیک فرانسه و بلوغ سیاسی نسل Z
نقد فیلم آدمکش KILLER2024
دختری کارتنخواب به استخدام یک مرد شرور درمیآید تا برایش چشمبسته آدم بکشد
دختر اما فقط یک شرط دارد و آن این است که مقتول مستحق مرگ باشد
به مرور دخترک قاتل به بلوغ سیاسی رسیده و در مقابل کارفرمایش طغیان میکند
در روایتی موازی یک پلیس سالم که مردی سیاهپوست است نیز با رسیدن به بصیرت و آگاهی سیاسی متوجه فساد سیستماتیک حکومت فرانسه میشود
به بصیرت رسیدن دختر قاتل و پلیس سالم همزمان میشود با بینا شدن زنی کور که شاهد ماجرای مرکزی داستان بوده است
فیلم آدمکش killer2024 یکی از شاهکارهای هنری جانوو میباشد
از فیلمبرداری فوق حرفهای تا موسیقی اعجاب برانگیز و نهایتاً تدوین بسیار ملایم و خدشهناپذیر فیلم همه و همه دست به دست هم میدهند تا تو بتوانی یک فیلم زیبا ، مفرح و قصهدار را مشاهده کنی و همچنین روایت جانووی کارگردان را از فساد حکومت فرانسه در تعامل با شاهزادگان فاسد عربستانی را به تماشا بنشینی
فیلم با بیشترین دیالوگهای انگلیسی میتوانست داستانش را در جایی غیر از فرانسه روایت کند ولی عمداً فرانسه را انتخاب میکند تا تو بفهمی اوضاع سیاسی این کشور به ظاهر متمدن ولی کثیف چقدر بهم ریخته و آلوده است
فیلم در مورد دختری کم سن و سال یا همان نسل زد است که ابتدا کورکورانه وارد ماجراهای فسادآلود میشود ولی در نهایت به بلوغ و بصیرتی والا میرسد
این داستان یک خطی در واقع وضعیت فعلی جوانان کشور فرانسه و در حقیقت کل غرب است
وضعیتی که میتوان نام بشکه باروت در وسط معرکه آتشبازی را روی آن گذاشت
بشکه باروتی که در شرف انفجار است
جانوو این کارگردان چینی که پس از آموختن بالاترین تکنیکهای سینما همچون یک جاسوس علمی آموزههایش را به هموطنانش در چین منتقل کرد اکنون در قامت یک مبارز سیاسی دست به ساخت آثاری به ظاهر سرگرمکننده و در واقع افشاگرانه و سیاسی زده است
حرف آخر اینکه اگر چه متن فیلم آدمکش KILLER2024 داستان تکراری قاتل اجارهای است ولی زیرمتن فیلم تعامل فسادانگیز این روزهای سران فرانسه با شاهزادگان فاسد عربستان است
تحلیل استراتژیک سینما
فساد سیستماتیک فرانسه و بلوغ سیاسی نسل Z نقد فیلم آدمکش KILLER2024 دختری کارتنخواب به استخدام یک
🌐لینک دانلود
فیلم آدمکش The Killer 2024 با دوبله فارسی - آپ تی وی
https://www.uptvs.com/contents/the-killer-2024.html
هدایت شده از داستان شب
حمید با من خیلی مهربان بود تا آن شب تا آن نیم ساعت لعنتی
حمید من را زیباترین زن دنیا میدانست ولی فقط تا آن شب سیاه و آن نیم ساعت لعنتی همان نیم ساعتی که همه آرزویش را دارند همان نیم ساعتی که باعث نابودی زندگی من حمید من و عشق من شد
حمیدی که در تمام دو سال عقد لحظه شماری می کرد که بیاید خانه ما و من را ببیند و به قول خودش تمام غم های عالم را با تماشای چشمان آسمانی رنگ من فراموش کند همان حمید در همان نیم ساعت شوم با من سرد شد دیگر مرا ندید دیگر مرا زیبا ندید چه برسد که زیباترین زن عالم باشم
چند بار از بلندگوی تالار اعلام کردند که داماد میخواهد بیاید برای عکس گرفتن با عروس لطف حجابتان را رعایت کنید
آن لحظه من مثل تمام عروسهای عالم خوشحال شدم که بالاخره با هزار زحمت جشنمان را در تالاری بزرگ و زیبا گرفتیم و حالا میتوانیم عکسهای عروسی مان را در نمایی زیبا جاویدان کنیم اما چه عروسی چه عکسی
حمید آمد کنارم ایستاد ، چند دقیقه اول سرش پایین بود خیلی خوشحال شدم حجب و حیای او ولی دختر خاله خودم اولین زنی بود که مثلاً آمد به حمید و من تبریک بگوید
با ناز سلام کرد گفت حمید آقا تبریک میگم بهتون خلاصه دخترخاله خوشگل مون رو به شما سپردیم مواظبش باشین خیلی نازنینه البته شما هم خیلی نازنین هستین
وای پروین وای پروین این چگونه صحبت کردنی بود که آن شب با حمید من داشتی بعدها حمید گفت هنوز صدای زیبای پروین و کلمات قشنگش توی گوش من است کاش صدای پسرانه تو به دختر خالهات می رفت
دخترها و زنهای جوان فامیل آمدند و در مقابل حمید رژه رفتند خودنمایی کردند عکس گرفتند قهقهه زدند شوخی کردند شعر دسته جمعی خواندند داماد را به رقص واداشتند و نهایتاً خودشان را در آلبوم عکس ما ماندگار کردند در فیلم هایمان ثبت شدند
همهی آنها ناجوانمردانه در آن نیم ساعت لعنتیِِ عکس گرفتن و کادو دادن حمید مهربان من را از من دزدیدند دلش را از من برگرداندند
نیم ساعتی که چشم های بسته حمید من را به زیبایی های من بر وجود من بر مهر و محبت لحن صحبتهای عاشقانه من برای همیشه بست
حمید از آن شب به بعد غمناک شد افسرده شد عصبی شد ناشکیبا شد تا دو ماه بعد از عروسی مان که بالاخره زبان باز کرد و گفت آنچه را که نباید می گفت
گفت که در زندگیاش تا آن شب آن همه زن زیبا و دلربا را یکجا ندیده بود گفت که ای کاش میشد همان شب در همان تالار همسر آینده اش را در بین آن همه زن انتخاب کند نه آنکه مادرش برود یک نفر را برایش انتخاب کند مثل لپ لپ
من حرف های حمید را تحمل می کردم می گفتم حافظه اش به مرور آن شب و آن زنان آرایش کرده و گریم شده و پروتز گذاشته را فراموش می کند ولی فراموش نکرد که نکرد
بعدها فهمیدم چند تا از عکس های دسته جمعی عروسیم را در کشوی میزش قایم کرده بود و بعضی وقت ها به آن نگاه می کرده است
زندگی ام تباه شد طلاق گرفتیم او رفت سراغ یک انتخاب به قول خودش با چشمان باز و من به احترام تمام عشق های پاک پای به هیچ تالار عروسی نگذاشتم