«پایان انزوای ایران»؛ تعبیر نیکی هیلی از سند همکاری ایران-چین
یک سیاستمدار تندرو ضد ایرانی در آمریکا سند همکاری ایران و چین را آغازگر شراکتی میان دو کشور تعبیر کرده به «پایان انزوای ایران» منجر خواهد شد.«نیکی هیلی»، نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل متحد از سند همکاری ایران و چین به عنوان تحولی یاد کرده که به «انزوای جهانی ایران» پایان میدهد.
هیلی با به اشتراک گذاشتن مطلبی از رسانه آمریکایی «آکسیوس» در توئیتر که در آن از همکاری ایران-چین به عنوان «تحول خطرناک» یاد شده نوشت: چین با ایران شریک شده تا به انزوای جهانی ایران پایان دهد.»
هیلی در ادامه پیام خود بخشی از مطلب آکسیوس که در آن درباره سند همکاری ایران و چین توضیح داده شده را نقل کرده است: «این همکاری، حضور چین در بخشهای بانکی، مخابرات، بنادر، خطوط ریلی و دهها پروژ دیگر را به شدت گسترش میدهد.»
@tahllilesiasi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
*«آمار باروری در ایران»*
🔷 بررسی نرخ باروری در ایران و مقایسه با چند کشور خاص و یک رژیم نامشروع!
🔶 همه میدانیم که نرخ باروری و فرزندآوری در ایران کاهش بسیاری داشته؛ اما این کاهش چگونه صورت گرفت؟
🔷 کشورهایی که ایرانیان را به فرزند کمتر تشویق میکنند در این زمینه چه وضعیتی دارند؟
🔴در میان این کشور ها، رژیم صهیونیستی به عنوان کشور شناخته نمیشود.
@tahllilesiasi
*امتیازهای اشکآور*
🔸مدتی قبل خاطرات وندی شرمن، رییس تیم مذاکره آمریکا در ایران با عنوان «بدون هراس» توسط انتشارات سروش منتشر شد؛ این در حالی است که از تیم مذاکرهکننده ایران غیر از مطالب شفاهی چیزی منتشر نشده است.
🔸شرمن در توضیح اصول کاریاش، استفاده از احساسات را مجاز میداند و معتقد است برای پیشبرد کارش لازم است؛
🔸وی همچنین در خاطراتش عنوان کرد: ما آنقدر با هم وقت گذرانده بودیم که دیگر نمیتوانستیم جنبههای انسانی یکدیگر را نادیده بگیریم... در زمانهای استراحت از جزئیات دشواریهای زندگی خود میگفتیم و با هم با مهربانی رفتار میکردیم» نتیجه این رفتارهای انسانی در خلال مساله حساسی چون برجام ممکن است ثمرات ناخوشایندی برای منافع یک ملت داشته باشد؛ «عراقچی نکتهای را که پیشتر بر سر آن توافق شده بود، به چالش کشید و اوضاع به هم ریخت... در آن لحظه صبر من به سر رسید و میشنيدم که دارم داد میزنم و برخلاف ارادهام اشک در چشمانم در حال جمع شدن بود... عراقچی و تختروانچی مبهوت مانده بودند... پس از سکوت طولانیمدت، عراقچی نکتهای را که به آن اعتراض کرده بود، پس گرفت. اشکهای من به او نشان داد که دیگر چیزی برای دادن به آنها وجود ندارد».
@tahllilesiasi
⭕️ملت شریف ایران یادتان هست؟
🔹تا همین چند مدت پیش ظریف، عراقچی و اساتید وابسته به این جریان به دروغ میگفتند اگر #FATF را نپذیریم، چین و روسیه با ایران کار نخواهند کرد
🔹حالا که در لیست سیاه FATF قرار گرفته ایم، چگونه در حال تدوین قراردادهای بلند مدت و چند صدمیلیاردی با #چین و #روسیه هستیم؟
🔺بازهم ادعاهای جریان غرب گرا چون رفع تحریم ها با برجام، فروپاشید
@tahllilesiasi
🔴نحوه "مینگذاری افکار عمومی" توسط رسانههای معاند
اسمش را میشود به طور خلاصه «مینگذاری افکار عمومی» گذاشت. اینکه آنقدر روی اعصاب مردم راه بروند که بتوانند همراهی قشر خاکستری جامعه را در حوادثی چون آبانماه سال گذشته بصورت حداکثری جلب کنند. باید هر ایرانی از ایرانی بودنش متنفر باشد.
هرچند این پروژه مدتهاست به عنوان یکی از ارکان مبارزه نرم علیه جمهوری اسلامی دنبال میشود، اما در ماههای اخیر، به طور معنادار و گسترده و متنوعی این مینگذاریها افزایش یافته و سازماندهیدار شده است.
بنظر میرسد عوامل مختلف معاند با نظام درصدد این هستند که بار دیگر با تمسک به رسانه، افکار عمومی را به سرمنزل مقصود خود رهنمون کنند و در این راه به نظر میرسد مدتی است با اقدامات خرابکارانه، ایجاد شایعات یا پررنگ کردن اخبار منفی افکار عمومی را ملتهب میکنند.
*فرزندکشی
ماجرای قتل رومینا
اواسط خردادماه بود که خبری مبنی بر قتل فجیع یک دختر 12ساله به دست پدرش و به وسیله داس، تبدیل به یکی از مهمترین محورهای رسانهای کشور شد و همین مساله بلافاصله به یکی از مهمترین عناوین خبری رسانههای بیگانه تبدیل شده و موجی از ناراحتی اجتماعی را در پی داشت.
رسانهها تا روزهای متمادی ابتدا به بررسی اصل حادثه و دلیل و چگونگی قتل و سپس به بررسی علل، زمینهها و ریشه این اتفاق پرداخته و سخنها در مورد آن گفتند.
ظاهرا ماجرا از این قرار بود که دختری 12ساله پس از دوستی با پسری که ظاهرا 28ساله بوده، قصد ازدواج با او را داشته ولی خانوادهاش با این وصلت مخالفت میکنند و به همین دلیل با آو فرار میکند ولی پس از شکایت پدر با عنوان آدم ربایی، دختر در دام قانون میافتد. پدر نیز با جلب نظر پلیس او را به خانه برده و در فرصتی سر او را با داس از تن جدا میکند.
ماجرا بسیار غمانگیز و ناراحت کننده است و قطعا ریشه در برخی ناهنجاریهای فرهنگی، اجتماعی و ای بسا اقتصادی دارد ولی سوال اینکه چرا به یکباره این ماجرای تلخ، از لای تمام اخبار فجیع صفحات حوادث روزنامهها سر از تیتر یک رسانهها درمیآورد.
اما رومینا تنها اولین زنجیره از سلسله پرداختهای رسانهای ضد انقلاب به مقوله قتل ناموسی بود ولی آخری نبود.
در حین گزارشهای پرطمطراق رسانهها در مورد رومینا، به یکباره خبر قتل دختر دیگری در کرمان به دست پدرش تبدیل به حلقه دوم این سلسله شد.
ریحانه عامری دختر 22ساله ای بود که بر اثر پرتاب یک میله توسط پدر، بواسطه حالت نامناسب روانی پدرش به قتل رسید و بار دیگر به صدر تحلیلهای رسانههایی چون بیبی سی فارسی تبدیل شد.
غیر از این دو مورد که بیش از همه مورد پرداخت رسانهای قرار گرفت، موارد متعدد دیگری هم از دل اخبار حوادث کشور بیرون کشیده شد که این مقال در پی تفصیل آن و بیان گسترده مصادیق نیست.
*آتشسوزیهای گسترده و مشکوک
آتشسوزی زاگرس
آتشسوزی جنگلهای زاگرس و مراتع و مناطق حفاظت شده در جنوب و غرب زاگرس اولین جرقه بود.
در دهههای اخیر یکششم مساحت جنگلهای زاگرس به دلایل گوناگون از بین رفتهاست. بر طبق آمارهای منابع طبیعی استان، ۷۵ فقره آتشسوزی در جنگلهای استان کهگیلویه و بویراحمد در سال ۹۵ رخ داد که در این آتشسوزیها ۹۵۰ هکتار از جنگلهای کهگیلویه و بویراحمد در آتش سوخت.
همچنین در سال ۹۶ نیز تا پایان آذرماه، ۱۱۰ آتشسوزی در جنگلها و مراتع استان رخ داد که در آنها، ۷۰۰ هکتار از جنگلهای استان در آتش سوخت.
در سال ۹۸ نیز ۳۶۴ هکتار از جنگلها و مراتع استان دچار آتشسوزی شدهاست. مدیرکل حفاظت محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد عامل اغلب آتشسوزیها را در سال گذشته عامل انسانی بیان کردهاست و به گفته وی یکی از دلایل اصلی آتشسوزی در این مناطق آتش زدن کاه و کلش مزارع کشاورزی است.
وزش باد شدید، دسترسی سخت منطقه، وسعت زیاد، شرایط بالای علوفهای مراتع، در کنار کمبود نیروی انسانی و تجهیزات پشتیبانی در عدم مهار و کنترل حریق نقش بسزایی دارند.
این آتشسوزیها باید جلوگیری و رسیدگی شود ولی اینکه امسال این آتشسوزی بولد میشود، سوال برانگیز است. رسانه دولتی انگلیس که همواره در پوششی خیرخواهانه پروژههای بزرگ امنیتی و سیاسی را بصورت نرم دنبال میکند، به صورت گسترده این آتشسوزیها را پوشش داد.
این آتش سوزی هم مانند ماجرای رومینا در پرونده قتل ناموسی، اولین بود ولی آخرین نبود.
جنگلهای شمال
جنگلهای شمال هم اواخر خردادماه بود که دچار حریق شد و اینبار هم رسانه سلطنتی انگلیس این اتفاق را پوشش حداکثری داد.
**کلینیک سینا اطهر
آتشسوزی جنگلها از حیث منابع طبیعی خسارتبار بود ولی حادثه آتش سوزی و انفجار کلینیک سینا اطهر تهران با 19کشته می توانست موج منفی بدتری را به جامعه تزریق کند بنابراین رسانههای معاند بیکار ننشستند.
ادامه 👇
انفجار های مشکوک
فاز دیگر عملیات روانی، موضوع انفجارهایی است که در بخشی از آنها شائبه عمد هم وجود دارد.
انفجار در پارچین
5تیرماه 99 بود که خبر انفجار همراه با نوری شدید در شرق تهران به خبر اصلی رسانهها تبدیل شد.
سخنگوی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در این باره گفت که «این صدا مربوط به انفجار یک مخزن گاز در منطقه عمومی پارچین بوده و تلفاتی نداشته است.
وی افزود: «یک مخزن گاز در منطقه عمومی پارچین منفجر شد که این انفجار توسط عوامل آتشنشانی و اطفاء حریق کنترل و مهار شد و به لطف خدا هیچ تلفاتی نیز به همراه نداشته است».
رسانههایی چون بیبیسی اما به راحتی از این حادثه عبور نکردند و تا توانستند بر آن پر و بال دادند.
فراوانی پرداخت رسانهای کانال تلگرامی بیبیسی حاکی از این است که این خبر نیز مورد پرداخت جدی این شبکه قرار گرفته است. این اما اولین انفجار نبود.
انفجار شرق تهران اما اولین انفجار نبود و در روزهای آتی نیز این روند ادامه داشت.
پنجشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۹ بود که خبری مبنی بر انفجاری شدید در یکی از سوله های تاسیسات هستهای نطنز مخابره شد.
بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران روز یکشنبه ۱۶ تیر ۹۹ تأیید کرد که آتشسوزیها میتواند توسعه و تولید سانتریفیوژهای پیشرفته را برای یک زمان متوسط کند.
همچنین سازمان انرژی اتمی یکشنبه (۱۵ تیر ۱۳۹۹)، تأیید کرد که حادثه نطنز «خسارات قابل توجهی» به بار آورده که روند نصب تجهیزات گریز از مرکز در این سایت را در «میان مدت» با تأخیر روبرو میکند.
به زودی گمانهزنی هایی مبنی بر احتمال یک اقدام خرابکارانه توسط رژیم صهیونیستی یا عناصر دیگر ضد انقلاب نقل محافل رسانهای شد و در همین راستا روزنامه نیویورک تایمز روز 13تیرماه در مطلبی مدعی شد که اسرائیل عامل انفجار نطنز بوده است.
این خبر که به ظاهر از سوی یوسیکوهن رییس موساد منتشر شده بود، مورد حمله آویگدور لیبرمن قرار گرفت و مقامات صهیونیست سعی کردند به نوعی دامن خود را از این اشتباه بزرگ احتمالی پاک کنند.
ورای ماهیت این انفجار، نقش این انفجار در تکمیل پازل ناامنسازی فضای روانی کشور، در این پروژه نیز به وضوح قابل مشاهده است.
*شایعات انفجار
شایعه انفجاری در گرمدره و شهر قدس
بامداد جمعه 20تیر خبری مبنی بر شنیده شدن انفجاری شدید در منطقه غرب تهران حوالی گرمدره و شهر قدس منتشر و بزودی تبدیل به یکی از مهمترین اخبار شد.
لیلا واثقی فرماندار قدس اخبار این انفجار را شایعهای بیش ندانسته و در توضیح گفت: «هیچ انفجاری در شهرقدس و حتی گرمدره کرج اتفاق نیفتاده و قطعی برق مربوط به روبهروی بیمارستان ۱۲ بهمن در ساعت ۲۲ شب گذشته به مدت ۵ دقیقه بوده است».
حتی گزارشهایی از مردم حاضر در این منطقه نیز حاکی از این بود که کسی صدای انفجار نشنیده است ولی در واقع این بمب خبری یکی دو روز رسانههای بیگانه بود.
**انفجار در کارخانه فولاد میبد یا مجتمع هستهای؟!
روز سهشنبه ۱۷ تیرماه انفجاری در مجتمع اورانیوم میبد حوالی یزد در شبکههای مجازی خبرساز شد اما سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی آن را تکذیب کرد.
این خبر اما چیزی نبود که رسانههای معاند بیخیالش شوند. العربیه رسانه سعودیها علی رغم اطلاعیه سازمان انرژی اتمی از ماهیت این انفجار، تلاش کرد که ضمن مرتبط کردن ان با تاسیسات هستهای میبد، آن را با انفجارهای دیگر این روزها مرتبط کند.
در حالی که یک مسئول آتشنشانی میبد گفت «از اول امسال تا کنون بیش از پنج انفجار و آتشسوزی در کارخانه فولاد میبد رخ داده که بیشتر به دلیل سرریز شدن مواد مذاب و نفوذ آب به جدارههای میانه کوره بوده است»، این رسانه سعودی با درج عکسی از مجتمع هستهای میبد، سعی کرد زنجیره انفجار در سایتهای هستهای کشور را در فضای روانی کشور پررنگ کند.
همان روز و چند ساعت قبل، انفجار مهیبی در کارخانه «سپاهان بُرش» در «باقرشهر» ورامین در جنوب تهران رخ داد که باز به خوراک رسانههای معاند تبدیل شد.
ایراناینترنشنال در گزارشی سعی کرد ضمن انعکاس این خبر، به نوعی آن را با دیگر اتفاقات این روزها مرتبط کند.
قطعنامه شورای حکام علیه ایران
31خردادماه بود که سه کشور اروپایی در یک اجماع سازی علیه ایران توانستند قطعنامهای را به تصویب برسانند که علی رغم غیر الزام آور بودن، به باور برخی کارشناسان، زمینه قطعنامه ای در ماههای آینده است که میتواند تحریمهای جدید و مضاعفی را علیه کشورمان تحمیل کند.
با این تحلیل، فشار مضاعفی بر افکار عمومی در ماه های آتی مفروض است که این فشار با پیوست رسانهای مضاعفتر خواهد بود.
*نامه موسوی خوئینیها
حال در چنین شرایطی است که برخی شخصیتها و جریانات سیاسی از فضای روانی ایجاد شده در جامعه سوء استفاده کرده و خودی نشان میدهند.
نامه محمد موسوی خوئینیها در این شرایط که هم مدام مردم اخبار ناراحتکننده میشن
وند و هم مشکلات زیادی ناشی از معضلات اقتصادی دارند، مصداق بارز یک سوء استفاده سیاسی یا همکاری سیاسی با جریان رسانهای ـ امنیتی خارجی است.
هرچند تجربه نشان داده جنبش سبزی که سال 88 رسما میداندار آشوبهای خیابانی بود و اتفاقا از نزدیکان سیاسی مرد خاکستری اصلاحات نیز هست، هیچ احترازی از بههم ریختگی اوضاع کشور ندارد که هیچ؛ بلکه از آن به عنوان اهرمی برای فشار به مردم و حاکمیت استقبال نیز میکند.
در چنین شرایطی است که خوئینی ها جرات میکند که بنویسد: «بر زبان بسیاری از مردم در کوی و برزن و در برخی محافل و مجالس، سخنانی میرود که از عمق بیاعتقادی و بیاعتمادی نسبت به مدیریت کلان و مدیران کشور حکایت میکند».
عدهای این انتقاد را به نوشته خوئینیها وارد کردند که چرا پیشنهادی برای بهبود امور کشور نمی دهد؟ حال این که به نظر میرسد این نامه درصدد بهبود امور نیست و صرفا قرار است در یک موضع اپوزیسیونی تکمیلکننده پازل رسانهای دشمن بوده و اصلاحطلبان را در جبهه معترضین به وضع موجود قرار دهد؛ این در حالی است که به باور بسیاری از فعالان سیاسی این اصلاحطلبان هستند که باید پاسخگوی نابسامانیهای متعدد چه در حوزه اقتصادی و اجتماعی و چه حوزه سیاست خارجی کشور باشند.
علی رغم اینکه ماهیت تعدد و تراکم اخبار منفی در یکی دوماه گذشته هنوز مشخص نشده، ولی مستمسک رسانههایی شده که تلاش میکنند آن را به سوی یک یاس ملی سوق دهند.
حال، رسانههای داخلی، کنشگران سیاسی داخل کشور و مسئولین کشور هستند که میتوانند با سیاستگذاری دقیق، از اتفاقات بد در آینده پیشگیری کرده یا بر آتش آن بدمند.
@tahllilesiasi
روحالله زم و ثبت دادههای گرانبهای «شبکه نفوذ» در سیستم عامل اطلاعاتی نظام
✳️از بدو ماجرای دستگیری زم روشن بود که بسیار مهمتر از به دام افتادن زم، چارتها و گرافهایی است که از شبکه منابع خبری و ارتباطات داخل سیستمی او در روند بازجوییها رسم خواهد شد.
✳️منابع خبری و ارتباطات داخل سیستمی او، یک گنج عظیم اطلاعاتی و امنیتی برای نظام ایران خواهد بود
⏩⏩ mshrgh.ir/1094637
🆔 @tahllilesiasi
** اگر مقابل ترامپ مقاومت کنیم، جنگ می شود
روزنامه اعتماد در شماره امروز به مناسبت پنجمین سالگرد امضای توافق هسته ای پرونده ای با عنوان «دلواپس برجام» منتشر کرد.
در بخشی از این پرونده، «نادر انتصار» استاد دانشگاه آلابامای جنوبی امریکا در پاسخ به این سوال که «تداوم ریاستجمهوری ترامپ یک احتمال جدی است. تقابل دو سیاست «فشار حداکثری امریکا» و «مقاومت حداکثری ایران» به کجا خواهد رسید؟» گفت: «اگر شاهد ادامه همین روند کنونی باشیم باید بگویم احتمال تقابل نظامی میان دو کشور وجود خواهد داشت، همانطور که اکنون وجود دارد».
انتصار در ادامه گفت: «افرادی مثل پمپئو و دیگر جنگطلبانی که در وزارت خارجه امریکا حضور دارند، میتوانند ترامپ را قانع کنند که اهداف خود را پیش ببرند. بهطور کلی فکر میکنم اگر ترامپ بار دیگر پیروز شود، امکان درگیری با ایران به نحوی بیش از زمانی خواهد بود که یک دموکرات در انتخابات ریاستجمهوری به پیروزی برسد. همانطور که گفتم بزرگترین خطر ترامپ غیرمتعادل بودن اوست».
وی در ادامه تاکید کرد: «ترامپ دوست دارد مذاکره کند و دوست دارد خود را برنده مذاکرات بداند».
چندی پیش «حسین موسویان» عضو سابق تیم مذاکره کننده هسته ای که اکنون ساکن آمریکاست، گفته بود: «اگر ترامپ تسلیم فشار تندروها و تشنگان جنگ شود، ممکن است مسیر تخاصم فعلی او با ایران، منجر به درگیری نظامی هم بشود. چنین وضعیتی نه تنها موجب ویرانی بیشتر منطقه بلکه عواقب بحران کرونا را نیز تشدید خواهد کرد».
«محسن رنانی» از فعالین اصلاح طلب نیز چندی پیش در مصاحبه با روزنامه شرق گفته بود: «بهدلیل پیچیدگی تحولات و مناسبات در آمریکا باید این احتمال را بدهیم که امکان پیروزی ترامپ در انتخابات وجود دارد و او بعد از پیروزی در انتخابات رفتار و موضعش نسبت به ایران بسیار خشن خواهد شد و نباید اجازه دهیم که شرایط بهگونهای رقم بخورد که پس از پیروزی احتمالی او، بحران میان ایران و آمریکا به یک برخورد نظامی سخت منجر شود».
«قاسم محبعلی» از مدیران ارشد وزارت خارجه در دولت اصلاحات نیز پیش از این گفته بود: «هر مناقشهای در جهان در نهایت از دو راه قابل حل و فصل است. یعنی یا باید راه دیپلماسی را برگزید که راهی کمدردسر و کمهزینه است و هر دو طرف مناقشه میتوانند از طریق آن بخشی از منافع خود را تأمین کنند و آرامش برقرار شود یا اینکه به سوی جنگ و درگیری نظامی پیش رفت که آن هم در نهایت یکی از طرفین که ضعیف شده یا شکست خورده میپذیرد که با مذاکره به جنگ پایان دهد. ممکن است که مذاکره نیز شکل نگیرد و طرف شکست خورده به کلی نابود شود».
فعالین اصلاح طلب بارها مدعی شده اند که که نتیجه مقاومت ایران در مقابل خوی سلطه گری و غارتگری آمریکا به جنگ منتهی خواهد شد و در این میان، چاره ای جز مذاکره نیست.
به اذعان اندیشکده ها و تحلیلگران غربی، آمریکا در شرایط فعلی به شدت در موضع ضعف قرار دارد. وضعیت بغرنج آمریکا در مواجهه با بحران کرونا و استمرار اعتراضات ضدنژادپرستی در ایالت های مختلف، بیش از پیش بکارگیری گزینه نظامی علیه ایران توسط آمریکا را نامعتبر کرده است.
از سوی دیگر در مسئله ایران و آمریکا، در یکسو حاکمیتی قرار دارد که اساس و بنیانش بر غارتگری، زورگویی، چپاول، جنایت و تقویت تروریسم است و در سوی دیگر حاکمیتی قرار دارد که اساس و بنیانش بر استقلال، عزت، اقتدار ملی، خودباوری، تکیه بر توان داخلی و مبارزه با تروریسم است.
بنابراین توافق میان این دو هیچگاه به نتیجه «برد-برد» نخواهد رسید. برجام، نمونه آشکار نتیجه توافق میان ایران و آمریکاست. در یکسو دولت ایران، با این وعده که تمامی تحریم ها لغو خواهد شد، محدودیت های گسترده ای در صنعت هسته ای ایجاد کرد. اما در نهایت، هسته ای رفت ولی تحریم ها باقی ماند.
منبع:مشرق
🆔 @tahllilesiasi
*سردرگمی اصلاح طلبان و معضلی به نام «کارنامه غیرقابل دفاع»
روزنامه آرمان در گزارشی نوشت: «مسائل متعددی باعث شده تا جریان اصلاحات نتواند آنطور که باید و شاید کنش فعالی در عرصه سیاست عملی داشته و در رویکردها نیز از وحدت و انسجام لازم برخودار باشد. موید این سخن نیز اظهارنظر بسیاری از اصلاحطلبان است مبنی بر اینکه از بعد از انتخابات اسفند ۹۸ تاکنون هنوز نتوانستهاند خود را بازیابی کنند و هنوز در همان شرایط باقی ماندهاند».
این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: «عملکردهای بعضا انتقادآمیز نهادهای بالادستی همچون شورایعالی سیاستگذاری، انتقادات به رویه عملکرد اصلاحطلبان همچون فراکسیون امید مجلس، شورای شهر و حتی دولت و مهمتر از آن ریزش سرمایه اجتماعی و رویگردانی مردم از این جریان مجموعا موجب شده تا اصلاحطلبان در نوعی سرگشتگی و سردرگمی بهسر ببرند و به عبارت دیگر نتوانند برنامهریزی دقیق و منسجمی برای آینده سیاسی خود ارائه دهند. آنچه مسلم است نهادهای بالادستی همچون شورایعالی سیاستگذاری دیگر توانایی هدایت و اجماع بخشی اصلاحطلبان را ندارند».
چندی پیش «محسن هاشمی» رئیس شورای شهر اصلاح طلب تهران گفته بود که در سه سال اخیر- از زمان روی کارآمدن اصلاح طلبان در شهرداری و شورای شهر تهران- علیرغم موجود بودن امکانات لازم، حتی یک کیلومتر مترو هم در تهران ساخته نشده و علاوه بر این حتی یک دستگاه اتوبوس نیز به ناوگان حمل و نقل پایتخت افزوده نشده است.
کارنامه اصلاح طلبان در مجلس دهم نیز به شدت منفی و غیرقابل قبول است. برای همین بود که این طیف علیرغم حضور ۴۳ کاندیدا برای ۳۰ کرسی در حوزه انتخابیه تهران، حتی نتوانست سرلیست خود را نیز وارد مجلس کند. مجید انصاری سرلیست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس تنها حدود ۷۰ هزار رای داشت. این در حالی است که قالیباف به عنوان سرلیست جریان اصولگرا حدود یک میلیون و سیصد هزار رای داشت.
کارنامه دولت نیز- که دربست در اختیار اصلاح طلبان است- نیاز به توصیف ندارد. وضعیت فعلی دلار، سکه، خودرو، مسکن، لوازم خانگی، مرغ؛ تخم مرغ و...گویای این واقعیت است که دولت روحانی نتوانسته کارنامه قابل قبولی به افکارعمومی ارائه کند.
برای همین بود که «صادق زیباکلام» فعال سیاسی اصلاح طلب چندی پیش اذعان کرد: «انتخابات دوم اسفند ۹۸ نقطه پایان رسمی اصلاحطلبان بود. نهبهواسطه آن که بخش قابلتوجهی از نامزدهای اصلاحطلب تایید صلاحیت نشدند، بلکه بیشتر بهواسطه آنکه حتی اگر نامزدهای این جریان تاییدصلاحیت هم شده بودند، آنان بخت و اقبالی در آن انتخابات نداشتند.مشکل اصلی اصلاحطلبان آن بود که بیش از دو سال میشد بدنه اجتماعیشان را از دست داده بودند، اما نمیخواستند این واقعیت تلخ را بپذیرند. افول جریان اصلاحطلب از بعد از مجلس دهم و تشکیل فراکسیون امید آغاز شد. انتخابات ۲۹ اردیبهشت ۹۶ و نحوه عملکرد آقای روحانی در دولت دومش، روند فروپاشی جریان اصلاحات را سرعت بخشید».
همانطور که رسانه های اصلاح طلب اذعان کرده اند، این طیف اکنون با معضل کارنامه غیرقابل دفاع مواجه است و این مسئله فعالین اصلاح طلب را سردرگم کرده است
منبع:مشرق
🆔 @tahllilesiasi
به هدفمان رسیدیم و دیگر با نظام قهر نیستیم!
محمود میرلوحی، فعال چپ و عضو شورایعالی سیاستگذاری اصلاحطلبان به تازگی در اظهاراتی که سایت اعتمادآنلاین آنها را منتشر کرد در اشاره به بلبشوی موجود در نهاد موصوف گفته است: اینکه آقایان موسوی لاری یا عارف از شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان کنار رفتهاند، دلیلی برای جداییشان از جبهه اصلاحات نیست و به همین دلیل نمیتوان آنها را به خاطر جدایی از شورای عالی، از اصلاحطلبان جدا دانست.
او میافزاید: تاکید من این است، شورای عالی فقط در ظاهر با حالت قهرآلود روبهرو است. مهم این است اصلاحطلبان چون دل در گروی کشور و مردم دارند و از سختیها خسته نمیشوند، همانطور که از سال ۷۶ تلاش و به خوبی خودشان را به مردم ثابت کردهاند، کماکان در عرصه حضوری جدی خواهند داشت. یعنی همانطور که رد صلاحیتهای سال ۷۸ و اتفاق سال ۸۸ اصلاحطلبان را مایوس نکرد، هیچ مساله دیگری آنها را به حاشیهنشینی نمیرساند.
*میرلوحی تجاهلالعارف کرده و اصلاحطلبان با تحریم انتخابات مجلس یازدهم؛ نه ظاهرا که واقعا با انتخابات قهر کردند.
و این فاجعه سیاسی و جنایت در حق مردم و نظام که با تحقق هدف شریرانه "کاهش مشارکت در انتخابات" همراه شد نیز با بزک کردن و مصاحبه رسانهای رفع و رجوع نخواهد شد...
در بحث اظهارات میرلوحی همچنین باید اشاره کرد که او ناخواسته به بحران بزرگ شکل گرفته در پیرامون شعسا یعنی "چرایی تحریم انتخابات مجلس یازدهم" اشاره کرده است.
بحرانی که با تصمیم همین شورا و امضای شخص "محمدرضا عارف" دامن اصلاحطلبان را گرفت و حالا آنها را در آستانه خروج دسته جمعی از فرایندهای دموکراتیک نظام قرار داده است.
خروجی که برخی از آنها همچون شخص میرلوحی به آن افتخار میکنند و آنرا پیغامی به شورای نگهبان میدانند و عدهای دیگر مثل کارگزارانیها با آن مخالفاند و ابراز میدارند که قصد خروج از نظام را ندارند.
در میان این دو طیف نیز البته "هسته سخت" اصلاحات قرار دارد که معتقد به عامالبلوی بودن شرایط جامعه است و به بروز یک فتنه بزرگ میاندیشد.
در تلاطم امواج بحرانهای پیشگفته البته کارنامه به شدت ضعیف دولت آقای روحانی نیز همچون وزنهای به پای اصلاحطلبان بسته شده و امکان حرکت مطلوب را از آنها ستانده است.
برخی معتقدند یگانه راه نجات اصلاحطلبان در بلبلشوی کنونی، عذرخواهی از ساحت مردم و اشاره به "مثبتات رقیب" در انتخابات آینده برای حل مشکلات مردم است.
منبع: مشرق
🆔 @tahllilesiasi