eitaa logo
معاونت تهذیب دارالعلم آیت الله اعتمادی
69 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
389 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
244.pdf
112.9K
هر روز با قرآن و عترت 📚 ✅برخی دعاهای قرآنی ✏️در خواست اعتراف به گناه و طلب آمرزش 🗓1399/09/29 🌹 @nedaye_tahzib ☘️tahzib-howzeh.ir
🍂سلسله مباحث: شماره 18 🌺1️⃣ شاخص‏ها و ملاك‏های كلی 🌺 5- پرهیز از تشبه به نااهلان (قسمت دوم) تشبه به نااهلان موجب تقویت جبهه باطل، تبلیغ فرهنگ و تأیید روش آنان است. این كار باعث می‏شود فرد خود را موافق شیوه آنان نشان دهد، كار آنان را به رسمیت شناسد، به آنان اظهار محبت و ارادتی كند، خیال آنان را از عدم پذیرش و احساس ناهنجاری آسوده نماید و روش آنان را عادی و بهنجار و طبیعی جلوه دهد. همان‏گونه كه تشبه به فاسقان و نااهلان بد است، تشبه ظاهری به نیكان و پاكان هرچند انسان مبتلا به كاستی‏های باطنی باشد، خوب و پسندیده است. حضرت علی علیه‏السلام فرمود: إِنْ لم‏تَكنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلاَّ أَوْشَك أَنْ یكونَ مِنْهُمْ؛ اگر اهل بردباری و حلم نیستی، دست كم خود را به حلم و حوصله وانمود كن كه كمتر كسی خود را به گروهی شبیه گرداند و از آنها نشود. (نهج البلاغة، حكمت 207. ) شاید به همین جهت بوده كه وجوب امر به معروف و نهی از منكر حتی در صورتی كه انسان خود بدان عامل نیست، ساقط نمی‏شود؛ یعنی حتی اگر انسان در باطن، اهل معروف و تارك منكر نیست باید با ظاهر خود جبهه معروف را تقویت سازد و از حضور او بهره‏ای برای جبهه باطل فراهم نیاید. این موضوع درباره روحانیان و عالمان دین به مراتب مهم‏تر و حساس‏تر است. فعل طلبه به جهت نسبتی كه با دین دارد و آگاهی كه از دانش دین كسب كرده، معمولاً حجت تلقی می‏شود. غالبا كسی به خود جرأت نمی‏دهد رفتار طلبه را حمل بر معنای خلاف كند. این جرأت نداشتن از سر ترس و احتشام نیست، بلكه خضوع طبیعی انسان در مقابل مقام علم است؛ یعنی انسان به صورت طبیعی در مقابل دانشمندان و كارشناسان یك رشته خاص كرنش می‏كند و اگر نظر مخالفی داشته باشد، ابتدا خود را تخطئه می‏كند. به این ترتیب، نقش طلبه در تعاون بر برّ و تقوا یا اثم و عدوان بسیار بیشتر از دیگران است. حضور طلبه ـ خصوصا با لباس روحانیت ـ در یك محیط، به معنای تأیید آن محیط است و در سكوت او نشان رضا و تقریر دیده می‏شود. به این ترتیب، طلبه با رفتار و سكوت خود در معرض بدعت‏گذاری قرار دارد؛ زیرا عمل او به پای دین نوشته می‏شود . شاید به سبب همین گستره اختیار و نقش ویژه بوده كه امام علی علیه‏السلام درباره روحانیان و عالمان دین فرموده است: زَلَّةُ العالِم تُفسِدُ عَوالِمَ؛ اشتباه عالمان، عوالم را تباه می‏كند (غررالحكم، حدیث 232. ) هم‏چنین می‏فرماید: زَلَّة العالِمِ كانكِسار السّفینةِ تَغرِقُ وَ تُغرِقُ مَعَها غَیرَها؛ اشتباه عالمان، مانند شكسته شدن كشتی است كه هم خودش به آب فرو می‏رود؛ هم دیگران را با خود غرق می‏كند. (همان، حدیث 233. ) ادامه دارد... 🌹 @nedaye_tahzib ☘️tahzib-howzeh.ir
/ اندیشه قرآنی امام خامنه ای (مدظله العالی) ❇️📚«طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» قسمت سوم / تحلیل آیت الله احمد عابدی ❇️ ——————————-👇👇👇👇 تحلیل آیت الله احمد عابدی (استاد سطح خارج قم) درباره کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن (قسمت اول): 🔅فضای فکری و فرهنگی پیدایش کتاب طرح کلی کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن و مطالبی که در این کتاب بیان شده برای زمانی است که پرچمدار اندیشه و تفکر اسلامی، مصر و الأزهر بود. شاید شما هیچ‌کدام آن زمان نبودید. دو سه جمله میگویم که ببینید در چه حال و فضایی این کتاب نوشته شده است. حدوداً سالهای دهه‌ی پنجاه و حتی شاید ده سال قبلش، حدوداً دهه‌ی چهل، الأزهر در دنیا خیلی مهم بود و هر وقت صحبت از نظر اسلام در موضوعی مطرح میشد، میگفتند ببینیم الأزهر چه میگوید. تفسیر المیزان در آن شرایط نوشته شد. یک بار من عرض کردم اگر کسی خواست ببیند تفسیر المیزان چه‌موقع و در چه شرایطی نوشته شده است، سن من را در نظر بگیرد. من متولد سی‌ونه هستم. سال ۱۳۳۹ یعنی در دهه‌ی چهل، شروع نگارش تفسیر المیزان است. فردی به علامه‌ طباطبایی گفت: چرا شما در المیزان مدام «قیل» میگویید و یک نقل قول که میخواهید بکنید گوینده‌ی آن نقل قول را نام نمیبرید، مدام «قیل فلان» میگویید، بعد هم جواب میدهید؟ علامه‌ طباطبایی رضوان‌الله‌علیه میفرماید: آن زمان که من این تفسیر را می‌نوشتم متأسفانه در دنیا شیعه به بی‌سوادی معروف و الأزهر به‌عنوان عالم و دانشمند مطرح بود. آن موقع اگر من میخواستم بگویم الأزهر چه میگوید و جوابش این است اصلاً کسی باور نمی‌کرد. مجبور بودم که اسم نیاورم و با لفظ «قیل» مطرح کنم، مراد من هم از این «قیل» همان حرفهای رشید رضا، محمد عبده، سید قطب و دیگر دانشمندان الأزهر است. آن زمان این‌گونه بوده که هرکس میخواست بگوید علم یا فکر، اندیشه و تفکر، باید میگفت که الأزهر چه میگوید. این نه فقط در خارج از کشور ایران، بلکه داخل کشور هم همین‌گونه بود. به‌عنوان مثال اگر همین کتاب‌فروشی‌های قم را که جستجو میکردید، نوع کتابهایی که در قم بود، کتابهای چاپ مصر و مروج فکر مصر بود. مثلاً بهترین و شاخص‌ترین کتابها در آن زمان، همین دایرهالمعارف فرید وَجدی بود که آن زمان این کتاب خیلی مطرح بود یا مثلاً‌ تفسیر «الجواهر» طنطاوی شاخص بود. این تفسیر الآن جایگاهی ندارد، فکر نمیکنم حتی یک نفر حداقلّ در کشور خودمان، الآن به این تفسیر مراجعه بکند. ولی این‌قدر که الآن تفسیر حضرت آیت‌الله جوادی آملی حفظه‌الله یا تفسیر المیزان، بحمدالله در کشور جایگاه دارد؛ آن‌زمان این جایگاه را در ایران و در قم، تفسیر طنطاوی داشت. یعنی این‌قدر تفکر مصر و الأزهر مهم بود که یک عالم حوزوی جلد اول تفسیر الجواهر را ترجمه کرد. این خیلی مسأله‌ی مهمی بود. امروز اگر به یک نفر بگویید برای تفسیر به رأی یک مثال بزن، مثال خیلی روشن آن «الجواهر» طنطاوی است. یعنی چیزی را که ما امروز، تفسیر به رأی میگوییم و مصداق بارز تفسیر به رأی است، آن زمان به ترجمه‌اش روی آوردند. شرایط فکری، اینگونه بود. آن زمان، در الأزهر دو تا مسأله خیلی مهم بود. یکی مسأله‌ی زن و دیگری جهاد. شاید بیشترین کتابهایی که در الأزهر می‌نوشتند راجع به حقوق زن و نظام حقوق زن و مسائلی بود که از نظر دین اسلام مربوط به زن هست و دوم کتابهایی که راجع به جهاد است. سپس این کتابهای راجع به جهاد مبنای همین تفکر وهابیّت عربستان قرار گرفت، ولی آن زمان این فکر برای مصر بود. در مصر متأسفانه این فکر پدید آمد که مدام شیعه را کافر مطرح میکردند و میگفتند با شیعه بجنگید و شیعه را بکشید. اینها برای آن زمانِ الأزهر است. در برابر الأزهر یک دانشگاه عین‌الشمس هم پدید آمد. دانشگاه عین‌الشمس درواقع تفکر روشنفکریِ مصر در برابر الأزهر بود. لذا اینهایی که توضیح دادم برای شرایط پیدایش این کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» است و حضرت آقا در آن شرایط و آن زمان که فکر جامعه‌ خودمان در قبضه‌ی مصر بود، این کتاب را نوشت. یعنی اگر شما بخواهید دقیقاً ببینید این کتاب اشاره‌هایش به کجاست؛ اشاره به آن حرفهاست و بدون اینکه هیچ کجا اسم ببرد آنها را جواب میدهد. اما عرض کردم مانند المیزان، که المیزان هم بدون اینکه اسم ببرد، آنها را تخطئه میکند و فکر صحیح را ارائه میکند. این نکته‌ی اول بود. ادامه دارد... 🌹 @nedaye_tahzib ☘️tahzib-howzeh.ir
9.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنران: آیت الله میرزا عبدالکریم حق شناس قرآن و انسانیت قرآن به بهترین طریق انسان ها را هدایت می کند. اگر قلب انسان که متصل به عالم ملکوت است بیمار شود جسم او نیز بیمار شده و انسان شکست می خورد. استغفار و تلاوت قرآن می تواند راهی برای رهایی از این بیماری های جسم و روح باشد. ارتباط انسان با قرآن او را از گناهان دور می کند و انسان با ایمان هیچ گاه دست به خطا نمی زند چرا که مجازات او در قیامت بسیار سنگین است. 🌹 @nedaye_tahzib ☘️tahzib-howzeh.ir
🔹مجموعه پوسترهای نمایشگاهی 🔸قرآن در سیره علما، شماره‌ 17 🌹 @nedaye_tahzib ☘️tahzib-howzeh.ir
✅سوره مبارکه ، صفحه324، آیات 25 تا 35 🗓1399/09/30 💐 @nedaye_tahzib 🌱 tahzib-howzeh.ir
هدایت شده از ندای تهذیب
245.pdf
107.2K
هر روز با قرآن و عترت 📚 ✅برخی دعاهای قرآنی ✏️در خواست صبر و عاقبت بخیری 🗓1399/09/30 💐 @nedaye_tahzib 🌱 tahzib-howzeh.ir
هدایت شده از ندای تهذیب
🌸 ولادت با سعادت حضرت زینب(سلام الله علیها) مبارک باد 🌸 🌷 هدیه به پیشگاه حضرت عقیله بنی هاشم سلام الله علیها صلوات 💫 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
هدایت شده از ندای تهذیب
فرارسیدن سالروز ولادت با سعادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها مبارک 💐 @nedaye_tahzib 🌱 tahzib-howzeh.ir
❇️ یکشنبه‌های هفته: ❇️ شماره 17 🌺حضرت زینب (س)، الگوی سبک زندگی مومنانه (قسمت دوم)🌺 شجاعت آن نیروی قلبی است که موجب می گردد که انسان در برخورد با سختی ها و خطرها، دلی استوار و قوی داشته باشد.[1] این نیروی قلبی و صلابت اراده و قوّت روح، سبب می شود که انسان با وجود زمینه های هراس نترسد و خود را نبازد و با غلبه بر مشکلات، تصمیم گیری درستی داشته باشد. آن بانوی باعظمت در مهد شجاعت رشد یافته و از شجاعت حیدری بهره مند بود. ازاین رو «لَبْوَةُ الْهاشِمیَّة؛ شیرزن هاشمی»[2]لقب گرفت. او از قدرت های اهریمنی و ستمگران ترسی به دل راه نمی داد و آزارها او را از اجرای وظایف هدایتی و تربیتی بازنمی داشت. در برابر دشمنان ددمنش، با شجاعت و شهامت، فریادها زد، توبیخ و تحقیرشان کرد و از شمشیر و تهدید و خون آشامی آدمکشان واهمه نداشت. وی در دو مجلس کوفه و شام این قدرت را به نمایش گذاشت. با وجود اسارت نه تنها در مقابل سربازان سفّاک و حیوان صفت ابن زیاد هیچ گاه سستی و ترس به خود راه نداد، بلکه در مجلس ابن زیاد با قدرت به او بی اعتنایی و تحقیرش می کند و او را «فاسق» و«فاجر» معرفی کرد و گفت: «سپاس خدای را که ما را با نبوّت پیامبر«ص» گرامی داشت و از پلیدی ها پاک کرد. همانا فقط فاسق رسوا می شود و بدکار دروغ می گوید و او غیر ماست».[3] شجاعت و شهامت آن بانوی با عظمت در مقابل یزید و دهن کجی ها و بد زبانی های او، بار دیگر شجاعت حیدری را به نمایش گذاشت. فرمود: «اگر فشارهای روزگار مرا به سخن گفتن با تو واداشته[بدان که] قدر و ارزش تو در نزد من ناچیز است، ولیکن سرزنش و توبیخ تو را بزرگ می دانم.»[4] آری، حضرت زینب«س» چنان یزید سرمست را به ذلت کشاند که او را پشیمان کرد و مردم نیز چهره پلید یزید را شناختند. یزید را دشنام دادند و لعن کردند و به اهل بیت«ع» روی کردند و یزید مجبور شد جنایت و قتل امام حسین«ع» را به گردن ابن زیاد بیندازد و او را لعن کند.[5] حضرت زینب«س» حضور هفت معصوم[6] را درک کرد و در تمام ابعاد ولایتمداری (معرفت امام، تسلیم بی چون و چرا بودن، معرفی و شناساندن ولایت، فداکاری در راه آن و...) سر آمد بود. ولایتمداری یعنی تابع امر امام زمان خود بودن، به گونه ای که تمام اعمال و حرکات و تصمیمات فرد، مورد رضایت امام زمانش باشد. ازاین رو حضرت زینب«س»، خانه و زندگی راحت و فرزندانش را برای انجام رسالت عظیم ولایتمداری فدا کرد. چون او با چشمان خود مشاهده کرده بود که چگونه مادرش خود را سپر بلای امام زمان خویش(علی«ع») کرد و خطاب به ولی خود گفت: «علی جان! جانم فدای جان تو و جان و روح من سپر بلاهای جان تو، یا اباالحسن! همواره با تو خواهم بود. اگر تو در خیر و نیکی به سر بری با تو خواهم زیست و اگر در سختی و بلاها گرفتار شوی، باز هم با تو خواهم بود.»[7] و سرانجام جان عزیزش را در راه حمایت از امامت و ولایت امام علی«ع» فدا کرد و شهیده راه ولایت گردید. حضرت زینب«س» درس ولایتمداری را از مادر بزرگوارش آموخت و آن را به زیبایی در کربلای معلّی به منصه ظهور رساند. آن بزرگوار چه در دوران امام حسین«ع» و چه در دوران امام سجاد«ع» سر تا پا تسلیم امامت بود. حتی در لحظه ای که خیمه گاه را آتش زدند، یعنی در آغاز امامت امام سجاد«ع» نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: «ای یادگار گذشتگان... خیمه ها را آتش زدند ما چه کنیم؟» فرمود: «علیکن بالفرار؛ فرار کنید».[8] از همه مهم تر اینکه آن بانوی بزرگوار در چندین مورد تا پای جان از امام سجاد«ع» حمایت و دفاع کرد.[9] پی نوشت: [1] مجمع البحرین، واژه شجع. [2] زیارت نامه حضرت زینب «س» [3] بحارالانوار، ج 45، ص 154 - 115. [4] همان، ص134. [5] سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، تاریخ الخلفاء، محقق حمدی الدمرداش، ریاض، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۲۵ه.ق، ص158. [6] پیامبراکرم«ص»، امام علی «ع»، حضرت فاطمه«س»، امام حسن«ع»، امام حسین«ع»، امام سجاد«ع» و امام باقر«ع». [7] دشتی، محمّد، نهج الحیاة (فرهنگ سخنان فاطمه علیهاالسلام)، قم، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین«ع»، 1372ه.ش، ج2، ص147. [8] بحارالأنوار، ج45، ص58. [9] همان، ص46. 💐 @nedaye_tahzib 🌱 tahzib-howzeh.ir