هدایت شده از محسن مجتهدزاده « شیخ قمی »
24.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔶همستر بهانه است،اصل نظام نشانه است !!!!!!!
➖ همستر کوین قرار است چه نقشی در انتخابات ریاست جمهوری ایفا کند؟
✅به کانال شیخ قمی بپیوندید
➖➖➖➖
سخنرانی کامل | حمایت مالی
🆔 @Tablighgharb
هدایت شده از گلچین برترین ها 😍
6.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥همستر، از راه نرسیده، ۱۸ قربانی گرفت!
🔻زارعپور وزیر ارتباطات:همستر بازی جدیدی است که پشت آن چیزی نیست، مردم به آن دل نبندند.
📚خواهی نشوی رسوا، عامل به سه آیت شو !
شخصی به عبد الله بن عباس گفت: میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم. ابن عباس پرسید: شروع کرده ای؟ گفت: تصمیم دارم. ابن عباس گفت: مانعی ندارد؛ اما مواظب باش که سه آیه تو را رسوا نسازد! آن شخص گفت: کدام سه آیه؟ ابن عباس گفت: یکی این آیه که میگوید: «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ» [۳] ؛ آیا تو اطمینان داری که از مخاطبان و نکوهش شدگان این آیه نیستی؟ آن شخص گفت: نه، آیه دوم را بگو. ابن عباس گفت: آیه ی دوم این است که میگوید: «لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ، کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ [۴] »، نسبت به این آیه چه طور؟ آیا مطمئن هستی که از توبیخ شدگان این آیه نیستی؟ آن شخص گفت: نه، آیه سوم را بگو. ابن عباس گفت: آیه ی سوم، گفتار خدای تعالی به نقل از عبد صالح حضرت شعیب ( (علیه السلام) ) است که به مردم چنین گفت: «وَمَا أُرِیدُ أَنْ أُخَالِفَکُمْ إِلَی مَا أَنْهَاکُمْ عَنْهُ [۵] »: آیا از اهل این آیه هستی؟ آن شخص گفت: نه، ابن عباس گفت: بنابراین اول از خودت شروع کن [آن گاه به نصیحت کردنم. ص: ۴۴
[۳]: بقره / ۴۴، ترجمه: آیا مردم را به نیکی دعوت میکنید، اما خودتان را فراموش میکنید؟
[۴]: صف / ۲-۳. ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی میگویید که عمل نمی کنید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی کنید!
[۵]: هود / ۸۸، ترجمه: من هرگز نمی خواهم چیزی که شما را از آن باز میدارم، خودم مرتکب شوم.
📙[هزار و یک حکایت اخلاقی]
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨
📚حکایت بسیار زیبا و آموزنده؛
عاقبت صبر و تحمل در برابر بداخلاقی
علامه طهراني در كتاب نورملكوت قرآن مي فرمايد:
يكروز در طهران، براى خريد كتاب به كتاب فروشى رفتم، مردى در آن أنبار براى خريد كتاب آمده، آماده براى خروج شد كه ناگهان در جا ایستاد و گفت: حبيبم الله. طبيبم الله،یارم....
فهميدم از صاحب دلان است که مورد عنایت خاص خداوند قرار گرفته،گفتم: آقاجان! درويش جان!
انتظار دعاى شما را دارم.چه جوری به این مقام رسیدی؟
ناگهان ساکت شد،گریه بسیاری کرد،سپس شاد و شاداب شد و خندید.
گفت: سید! شرح مفصلی دارد.
من مادر پيرى داشتم، مريض و ناتوان، و چندين سال زمين گير بود.
خودم خدمتش را مینمودم؛ و حوائج او را برميآوردم؛غذا برايش ميپختم؛ و آب وضو برايش حاضر ميكردم؛ و خلاصه بهر گونه در تحمّل خواسته هاى او در حضورش بودم.
او بسيار تند و بداخلاق بود. ناسزا و فحش ميداد؛ و من تحمّل ميكردم، و بر روى او تبسّم ميكردم.
بهمين جهت عيال اختيار نكردم، با آنكه از سنّ من چهل سال ميگذشت. زيرا نگهدارى عيال با اين اخلاقِ مادر مقدور نبود ...
بهمین خاطر به نداشتن زوجه تحمّل كرده، و با آن خود را ساخته و وفق داده بودم.
گهگاهى در أثر تحمّل ناگواريهائى كه از مادرم به من میرسيد؛ ناگهان گوئى برقى بر دلم ميزد، و جرقّه اى روشن میشد؛ و حال بسیارخوشی دست ميداد، ولى البته دوام نداشت و زود گذر بود.
تا يك شب كه زمستان و هوا سرد بود و من رختخواب خود را پهلوى او و در اطاق او پهن میکردم تا تنها نباشد، و براى حوائج، نياز به صدا زدن نداشته باشد.
در آن شب كه من كوزه را آب كرده و هميشه در اطاق پهلوى خودم ميگذاشتم كه اگر آب بخواهد، فوراً به او بدهم،
ناگهان او در ميان شب تاريك آب خواست.
فوراً برخاستم و آب كوزه را در ظرف ريخته، و به او دادم و گفتم: بگير، مادر جان!
او كه خواب آلود بود؛ و از فوريّت عمل من خبر نداشت؛ چنين تصوّر كرد كه: من آب را دير داده ام؛ فحش غريبى به من داد، و كاسه آب را بر سرم زد.
فوراً كاسه را دوباره آب نموده و گفتم: بگير مادر جان، مرا ببخش، معذرت ميخواهم!
كه ناگهان نفهميدم چه شد...
إجمالًا آنكه به آرزوى خود رسيدم؛ و آن برق ها و جرقه ها تبديل به يك عالمى نورانى همچون خورشيد درخشان شد؛ و حبيب من، يار من، خداى من، بانظر لطف و عنایت خاصش به من نگاه کرد و چیزهایی از عالم غیب شنیدم و اين حال ديگر قطع نشد؛ و چند سال است كه ادامه دارد.
📒نور ملكوت قرآن(ج1) ، ص: 141 با اندكي تلخيص
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨
هدایت شده از نایت کویین
AUD-20200731-WA0015.mp3
3.32M
🎧 #صوت
👤 #استاد_عالی
🏆 عظمت روز عرفه
👌 #پیشنهاد_دانلود
♻️ #نشر_دهید
🔥 http://eitaa.com/joinchat/1758068790Cb493204a3a
📚مناجات نامه📚
خدايا!
به كه واگذارم ميكني؟
به سوي كه ميفرستيام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي بگردانند؛
يا به سوي غريبان و غريبهگان تا گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا ميخواهند و خواريام را طلب ميكنند؟
من به سوي ديگران دست دراز كنم؟
در حالي كه خداي من تويي و تويي كارساز و زمامدار من.
اي توشه و توان سختيهايم!
اي همدم تنهاييهايم!
اي فريادرس غمها و غصههايم!
اي ولي نعمتهايم!
اي پشت و پناهم در هجوم بيرحم مشكلات!
اي مونس و مأمن و ياورم در كنج عزلت و تنهايي و بيكسي!
اي تنها اميد و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگي!
اي كسي كه هر چه دارم از توست و از كرامت بيانتهاي تو!
تو پناهگاه مني؛
تو كهف مني؛
تو مأمن مني؛
وقتي كه راهها و مذهبها با همه فراخيشان مرا به عجز ميكشانند و زمين با همه وسعتش، بر من تنگي ميكند، و...
اگر نبود رحمت تو، بيترديد من از هلاكشدگان بودم ...
و اگر نبود محبت تو،
بيشك سقوط و نابودي ، تنها پيشروي من بود.
📚 قسمتهایی از دعای زیبای عرفه امام حسین (ع)
📚 به قلم دکتر شریعتی
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨