شخصی نزد سقراط آمد و گفت: میدانی راجع به شاگردت چه شنیده ام؟
سقراط پاسخ داد: لحظه ای صبر کن
آیا کاملا مطمئنی که آنچه که می خواهی بگویی حقیقت دارد؟ مرد: نه، فقط در موردش شنیده ام
سقراط: آیا خبرخوبی است؟ مرد پاسخ داد: نه، برعکس.
سقراط: آیا آنچه که می خواهی بگویی، برایم سودمند است؟ مرد: نه واقعا
سقراط: اگر می خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد، نه خبر خوبی است و نه حتی سودمند است، پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟
مراقب نقل قولهایمان باشیم.
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨
#قوم عاد، ثمود و رأس را بشناسیم.
🍃قوم عاد، همان قوم هود نبی (ع) است که در سرزمین احقاف یا در سرزمین یمن کنونی زندگی میکردند.
🍂قوم ثمود، همان قوم حضرت صالح (ع) است که در سرزمین وَادیالقُری بین مدینه و شام (عراق کنونی) زندگی میکردند.
🍃اصحاب قوم الرأس قومی بودند که درخت صنوبری که "یافث" پسر نوح غرس کرده بود را میپرستیدند. خداوند پیامبری از بنیاسرائیل فرستاد تا آنها را اصلاح کند، او نفرین کرد و آن درخت خشک شد. پیامبر را در چاهی انداختند و این قوم در 12 شهر در کنار رودی به نام رأس" زندگی میکردند.
🌏هر سه قوم به فرمایش قرآن به سبب نافرمانیشان در برابر خدا و پیامبرشان نابود شدند.
#داستان ها و پندهای اخلاقی
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨
#یک_آیه_یک_درس 1
✍در آیه 6 سوره منافقون دقت کنیم:
✨📖✨ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (6 - منافقون)
⚡️فرقی برایشان نمیکند (ای پیامبر) چه تو برایشان استغفار کنی و چه نکنی، خداوند هرگز آنها را نمیبخشد، بدرستی که خدا گروه فاسقین را هدایت نمیکند.
❄️حضرت حق بجای اینکه بگوید، ای پیامبر! اگر برای فاسقین دعا کنی من ردّ میکنم و نمیپذیرم، چه جمله زیبایی بکار برده است که با بکاربردن کلمه مساوی، هم احترام مخاطب و احترام متکلّم را حفظ کرده است.
🔥برخی عادت دارند کلمه منفی بکار ببرند. جایی با دوستی مهمان رفتیم، سؤال کردم فلانی چطور بود؟ لب و لوچهای ترش کرد و گفت: بد نبود. این جمله معنی میدهد خوب بود، ولی برخی عادت دارند کلمه خوب را بر زبان نمیتوانند بیاورند.
🌖روزی با دوستی به خانه دوست دیگر مهمان رفتیم، میزبان ماشین را در کوچه تنگی پارک کرد. دوستم گفت: اینجا خطر داره، احتمال هست کسی به ماشین ما در هنگام ردّشدن بزند. اما میزبان گفت: نگران نباش من همیشه این کار را میکنم. وقتی بعد شام خواستیم از منزل خارج شویم، دیدیم آینه ماشین را شکستهاند. میزبان گفت: از بس تو نفوس بد زدی و به دلت بد راه دادی این اتفاق افتاد. به میزبان گفتم: نظر تو خوب است ولی به نظر من این اتفاق میخواست بیفتد و ایشان به اندازهای دل پاکی دارند که این اتفاق بر دلشان افتاده بود. پس باید مثبتاندیشی را یاد بگیریم.
#داستان ها و پندهای اخلاقی
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨
🔴ذبح شدن ابلیس به دست حضرت مهدی (عج) در مقابل مسجد کوفه:
«الکاظم (علیه السلام)- عن إِسْحَاقَبْنِعَمَّارٍ قَال: سَأَلْتُهُ عَنْ إِنْظَارِ اللَّهِ تَعَالَی إِبْلِیسَ وَقْتاً مَعْلُوماً ذَکَرَهُ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ* إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ قَالَ الْوَقْتُ الْمَعْلُومُ یَوْمُ قِیَامِ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فَإِذَا بَعَثَهُ اللَّهُ کَانَ فِی مَسْجِدِ الْکُوفَهًِْ وَ جَاءَ إِبْلِیسُ حَتَّی یَجْثُوَ عَلَی رُکْبَتَیْهِ فَیَقُولُ یَا وَیْلَاهُ مِنْ هَذَا الْیَوْمِ فَیَأْخُذُ بِنَاصِیَتِهِ فَیَضْرِبُ عُنُقَهُ فَذَلِکَ یَوْمُ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ مُنْتَهَی أَجَلِهِ.»
«امام کاظم (علیه السلام)- اسحاقبنعمّار گوید: از امامکاظم (علیه السلام) دربارهی زمان معیّنی که خداوند متعال به ابلیس مهلت داده است و آن را در کتابش بیان کرده و فرموده: «فَإِنَّکَ مِنَ المُنْظَرِینَ* إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمعْلُوم» پرسیدم. حضرت فرمود: «آن زمان معیّن، روز قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؛ زمانیکه خداوند او را بر میانگیزد، در مسجد کوفه است و ابلیس آمده و درحالیکه به دو زانو نشسته میگوید: «وای از اینروز»! در آنروز حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) موی جلویپیشانی ابلیس را گرفته و گردنش را خواهد زد. آنروز، روز و وقت معیّن و پایان زندگی ابلیس است».
📗تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۷، ص۴۹۸
📗بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۷۶
📗العیاشی، ج۲، ص۲۴۲
📗دلایل الإمامهًْ، ص۲۴۰
📗منتخب الأنوارالمضییهًْ، ص۲۰۳
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨
📚#پاداش_به_قدر_خلوص
مردی میگوید: برای جهاد و جنگ با کفار از خانه خارج شدم، در راه به مردی برخوردم که توبره میفروخت. با خود گفتم: خوب است این توبره را بخرم، هم از آن استفاده کنم و هم به فلان محل که رسیدم میفروشم و سودی نیز خواهم برد. شب در عالم خواب دیدم دو فرشته از آسمان فرود آمدند، یکی به دیگری گفت: اسامی مجاهدان را ثبت کن و شروع کرد به نوشتن، گفت: بنویس این مرد به تماشا آمده، دیگری را گفت بنویس برای تجارت آمده. یک نفر دیگر را نیز دستور داد که بنویسد از روی ریا و خودنمایی در جنگ حاضر شده، در این هنگام به من رسید، گفت: بنویس این مرد هم برای تجارت آمده. من التماس کردم و گفتم: به خدا قسم من سرمایه ای ندارم که تجارت کنم، تجدید نظری در تشخیص خود بدهید. گفت: مگر آن توبره را برای سود نخریدی؟! گفتم: من تاجر نیستم، منظورم جهاد بود نه تجارت، شروع کردم به گریه. گفت: پس بنویس به عنوان جهاد آمده؛ اما بین راه توبره ای برای سود خریده، خداوند هر طور خواست درباره اش حکم خواهد کرد.
📙پند تاریخ ۲۰۵/۵-۲۰۶ ؛ به نقل از: نزهة المجالس ۴/۱.
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨
📚 #حکمت_پروردگار
امام باقر علیه السلام فرمود:
یکی از پیامبران بنی اسرائیل عبور می کرد، دید مرد مؤمنی در حال جان دادن است، ولی نصف بدنش در زیر دیواری قرار گرفته، و نیمی در بیرون دیوار است، و پرندگان و سگها بدن او را متلاشی کرده اند و می درند، از آنجا گذشت، در مسیر راه خود دید یکی از امیران ستمکار آن شهر مرده است، جنازه او را بر روی تخت نهاده اند و با پارچه ابریشم کفن نموده اند، و در اطراف تخت، منقل هائی نهاده اند که بوی خوش عودهای خوشبو از آنها برخاسته است. آن پیامبر به خدا متوجه شد و عرض کرد: خدایا من گواهی می دهم که تو حاکم و عادل هستی و به کسی ظلم نمی کنی، این مرد 'مرد اولی' بنده تو است و به اندازه یک چشم به هم زدن، برای تو شریک نگرفته، مرگ او را آن گونه 'با آن وضع رقبت بار' قرار دادی و این 'امیر' نیز یکی از بنده های تو است که به اندازه یک چشم به هم زدن به تو ایمان نیاورده است؟ 'آن چیست و این چیست؟' خداوند به او وحی کرد: ای بنده من! همان گونه که گفتی حاکم و عادل هستم و به کسی ظلم نمی کنم. آن 'مرد اولی' بنده من، نزد من گناهی داشت، مرگ او را با آن موضوع قرار دادم تا مجازات گناه او این گونه انجام گیرد، و وقتی که مرد، هیچ گونه گناهی در او بجای نماند، ولی این بنده من 'امیر' که کار نیکی در نزد من داشت، مرگ او را با چنین وضعی قرار دارم، تا پاداش کار نیک او را داده باشم و هنگام مرگ نزد من هیچگونه نیکی و طلب نداشته باشد.
📙 اصول کافی، جلد ۲ ، ص۴۴۶ ، باب عقوبه الذنب ، حدیث ۱۱
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨