هدایت شده از #رمان های جذاب و واقعی📚
#تلخند
#اندرحکایت_ما
روزی ملا نصرالدین غرق در عالم تلفن همراهش بود که همسر وی بر بالای سرش قرار گرفت ،اما ملا آنقدر مدهوش عالم مجازی بود که از عالم واقعی غافل مانده بود.
همسر ملا که از حال شوهرش سخت نالان شده بود ،دندانی بهم سایید و در یک چشم بهم زدن گوشی را از دست ملا قاپید و گفت : بگذار ببینم چه در این ویرویرک داری که اینچنین از خود بی خودت نموده...
ملا با دهانی باز ،همسرش را نگاه می کرد و هر چه تقلا نمود تا گوشی را باز پس گیرد، نتوانست...
همسر ملا یکی از صفحات مجازی شویش را باز کرد و با دیدن عنوان صفحه ،زهر چشمی از ملا گرفت و گفت : چشمم روشن از کی تا به حال تغییر نام داده ای نامت از ملا نصرالدین به «رستم دستان» رسیده و آن خر لنگ یک چشممان هم شده «رخش»؟!
ملا به دنبال جوابی دندان شکن بود که ناگاه فریاد همسرش بلند شد ، گویا صفحه ای دیگر از عالم مجازی شویش را باز کرده بود ، همسر ملا با چشمانی از حدقه بیرون زده ، فریاد برآورد : تغییر شخصیتت کم بود که اینجا تغییر جنسیت هم داده ای؟ نامت را گذاشتی «روشنک» و عکس گلی زیبا بر پروفایلت نقش بسته؟
آخر مرد ، سنی از تو گذشته ،ماجرای این صفحات چیست؟
ملا با خجالت سرش را پایین انداخت و گفت : آن رستم و رخش به من حس خوبی می داد...مردم با این نامها به چشمی دیگر به من نگاه می کردند ،تو را به جان من ، این دلخوشی را از شویت نگیر..
و آن روشنک هم ترفندی بود تا دنبه های گوسفندی را که تو آب کردی و مدتها در خمره مانده بود ،با قیمتی گزاف به اسم کرم ضد چروک به ملت بفروشم ، آخر با نام فریبنده روشنک ،کلی جذب مشتری داشتم...
همسر ملا دندانی به هم سایید و گفت : آخر چرا کلاه به سر ملت گذاشتی و پیه ی گوسفند را به جای کرم ضد پیری قالب آنها کردی، از خدا بترس از خدا بترس که عاقبت بدی گریبانگیرت خواهد شد.
ملا با لحنی حق به جانب گفت : براستی که محصول ما طبیعی ست و شرف دارد به آن واردات بلاد غرب که معلوم نیست چه در آن می کنند که با استفاده از آن برای یک ساعت جوان می شوی و برای یک عمر سرطان پوست می گیری ،به خدا که من کسب روزی حلال می کنم ،اگر مثل خواجه الماس، همین همسایه نخراشیده و بدهیبت و آبله روی بغلیمان بودم چه میکردی هاا؟
خواجه الماس با دو من سبیل پشت لبش ،نامش را گذاشته «کاترینا» و عکسی از دختران بلاد خارجه بر پروفایلش نهاده و طبق اخباری که دارم روزانه گوش صدها پسرک جوان و خام و ساده لوح را میبرد و پول آنها را با ترفند و نازهای زنانه به جیبش همی فرو میریزد و آن جوانان بیچاره نمی دانند که در پس عکس کاترینا، خواجه الماس زشت رو با کله ی تاسش، پناه گرفته....
همسر ملا با شنیدن این داستان های قبیح ، با خشم گوشی ملا را به زمین کوبید ،به طوریکه در یک آن به چندین قسمت تقسیم شد و سپس آهی از دل برکشید و دستانش را بالا برد و گفت : خدایا جوانان ما را از شر عالم مجازی برهان و به آنان بصیرتی عطا فرما تا عالم واقعی را به فضایی مجازی و دروغین نفروشند....
وملا با حسرتی زیاد به تکه های تلفنش خیره شده بود و با خود زمزمه میکرد: دنیایم را نابودی نمودی زن....
واین حکایت ها ادامه دارد...
📝حسینی
💦🌧💦🌧💦🌧
@bartaren
هدایت شده از رفاقت با شهدا
4_607315432285668139.mp3
3.44M
❣ شهیدی که نگذاشتند وارد بهشت شود!!!
#واعظ استاد رفیعی 🎤
🥀🕊🥀🕊🥀
http://eitaa.com/joinchat/3469017138C966326f2fc
🕊 @baShoohada 🕊
🛶ساختِ قایقِ نجات با چوبِ پوسیده!
بعضی وقتها توجیهات، مقدس میشود؛ بطوریکه حتی رنگ و بوی قرآن میگیرد؛ یعنی کارها با آیههای قرآن یا روایات توجیه میشوند.
به شخصی گفتند چرا نماز نمیخونی؟ گفت: تو قرآن نوشته لاتَقرَبو الصَّلاة (به نماز نزدیک نشوید) بهش میگی در ادامهی همون آیه نوشته: لاتَقرُبو الصَّلاة و اَنتُم سُکاری (در حالِ مستی به نماز نزدیک نشوید. نساء/۴۳) میگه ما همین ابتدا رو رعایت کنیم، کلّی کار کردیم! اگرچه این یک طنز بود؛ اما چنین افرادی در واقعیت هم وجود دارند؛ اینان هر قسمت از دین را که با تمایلاتشان سازگار باشد، میپذیرند و بقیه را کنار میگذارند.
همانندِ همان کسانی که دستِ امامشان که میخواست آنها را وارد کشتیِ نجات کند، رد کردند، چون با امام بودن در آن زمان به نفعشان نبود؛ اما با مالی که به نامِ اسلام به جیب زده بودند قایق پوسیدهشان را سروسامان دادند و سرانجام غرق شدند.
به عنوان مثال میگویند کارهای خوب، گناهان را پاک میکند؛ مثلاً نماز نمیخوانند ولی صدقه میدهند. (غافل از اینکه بعضی گناهها آنقدر بزرگاند که باعث نابودی همه چیز میشوند) بالاخره باید انتخاب کرد: چون در کرب و بلا بیطرفان بیشرفانند. تاریخ همان است حسینی و یزیدی.
▪️ اگر میخواهی در آخرالزمان اهلِ نجات باشی، باید دستَت در دستِ امام زمانت باشد..
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨
#در بيان صفات خداوندی
1⃣خداشناسی
♦️سپاس خداوندی را، بی آنكه ديده شود شناخته شده، و بی آنكه انديشه ای به كار گيرد آفريننده است، خدايی كه هميشه بوده و تا ابد خواهد بود، آنجا كه نه از آسمان دارای برجهای زيبا خبری بود، و نه از پرده های فرو افتاده اثری به چشم می خورد، نه شبی تاريك و نه دريايی آرام، نه كوهی با راه های گشوده، نه دره ای پر پيچ و خم، نه زمين گسترده، و نه آفريده های پراكنده وجود داشت. خدا پديدآورنده پديده ها و وارث همگان است، خدای آنان و روزی دهنده ايشان است، آفتاب و ماه به رضايت او می گردند كه هر تازه ای را كهنه، و هر دوری را نزديك می گردانند. خدا، روزی مخلوقات را تقسيم كرد، و كردار و رفتارشان را برشمرد، از نفسها كه می زنند، و نگاه های دزديده كه دارند، و رازهايی كه در سينه ها پنهان كردند. و جايگاه پديده ها را در شكم مادران و پشت پدران تا روز تولد و سرآمد زندگی و مرگ، همه را می داند. اوست خدايی كه با همه وسعتی كه رحمتش دارد بر دشمنان سخت است و با سختگيری كه دارد رحمتش همه دوستان را فرا گرفته است، هر كس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه می كند، و هر كس دشمنی ورزد هلاكش می سازد، هر كس با او كينه و دشمنی ورزد تيره روز ش كند، و بر دشمنانش پيروز است، هر كس به او توكل نمايد او را كفايت كند، و هر كس از او بخواهد، می پردازد، و هر كس برای خدا به محتاجان قرض دهد وامش را بپردازد، و هر كه او را سپاس گويد، پاداش نيكو دهد.
2⃣ اندرزهای حكيمانه
♦️بندگان خدا، خود را بسنجيد قبل از آنكه مورد سنجش قرار گيريد، پيش از آنكه حسابتان را برسند حساب خود را برسيد، و پيش از آنكه راه گلو گرفته شود نفس راحت بكشيد، و پيش از آنكه با زور شما را به اطاعت وادارند، فرمانبردار باشيد، بدانيد همانا آن كس كه خود را ياری نكند و پنددهنده و هشداردهنده خويش نباشد، ديگری هشداردهنده و پنددهنده او نخواهد بود.
📜 #نهج_البلاغه، #خطبه90
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨
﷽
🌿🌹🌿چه زیباست توبه درجوانی
💠فردی محضر امام علی علیه السلام آمدند و ۳ سوال از ایشان پرسیدند:
سوال اول:
از کجا بفهمم که خداوند عبادات مرا پذیرفته است؟
حضرت فرمودند علامت قبولی عبادات این است که راه به عبادات جدید پیدا میکنی و میل به آنها پیدا میکنی.
واجبات که واجب است ولی در مستحبات تا اشتیاق نباشد،انسان سوی آن نمیرود.
یک سری کارهای مستحبی را داری انجام میدهی،که به گوشت میرسد فلان کار مستحبی هم هست و آن را نیز انجام میدهی. حال و حوصله عبادت پیدا میکنی. این نشانه قبولی طاعات است.
سوال دوم:
از کجا بفهمم که خداوند گناهان مرا بخشیده است؟
فرمودند که گناه حال عبادت و مناجات را از تو میگیرد،اگر دیدی بعد از معصیتی روحیه و حال عبادت پیدا کردی،دلیل بر این است که خداوند گناهان گذشته تو را بخشیده است
سوال سوم:
از کجا بفهمم خداوند مرا نبخشیده است؟
فرمودند:
اگر دیدی هر روز از گناهی به گناه تازه تری روی می آوری دلیل بر نبخشیدن گناهان است و این دو بیت شعر از حضرت را درخاطر خود بسپارید:
تا دیده گهت کتاب عرفان باشد
تا تکیه گهت عصای برهان باشد
در هجر جمال دوست تا آخر عمر
قلب تو دگرگون و پریشان باشد
🍃
✨🍃 @takhooda ✨
#آرامبخش
🌿🌺ناراحت شدن دست مانیست
اماناراحت ماندن دست ماست
پس اجازه ندهیم حرفهاورفتارکسی ما را آزرده خاطرنگه دارد
و فکرکردن مابه تلخی رفتاراولحظات و روزمان راازمابگیرد
🌼🌿یکی از اسامی خداوند غفور است
میبخشد و نادیده می گیرد
چه زیباست ما هم ،هم نام او شویم
ببخشیم و ندید بگیریم
هر انکس که ما را می آزارد.
😍رسیدن به خدا آسان است.
او همین جاست در قلب بی کینه ما...
💗خداوندا ما را از تاریکی های
کینه،حسد،زودرنجی،انتقام،خشم....
بیرون بیاور
🌻🌿و به روشنایی وجودت ما را به،آرامش و شادی برسان
#یا غفور
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨