تلنگر👌
⛅️در میان تمام خریداران حضرت یوسف علیه السلام تنها نام دو نفر در تاریخ باقی مانده است؛
یکی همسر عزیز مصر زلیخا
و دیگری پیرزنی که با کلاف نخی برای خرید پسرک زیبای کنعانی به بازار آمده بود...
به او گفتند پیرزن با کلاف نخی به خرید کالایی بدین گرانبهایی آمده ای؟!
خریداران او کسانی مثل زلیخا همسر عزیز مصر هستند...به تو نمیفروشندش!برو...
گفت این کلاف نخ همه دارایی من است؛
من با تمام دارایی ام به خرید او آمده ام
بگذارید بگویند فلانی هم خریدار آن پسرک زیباروی کنعانی بوده...
و میبینی که نام همین پیرزن ماندگار شده است...
"مهم نیست که برای به دست آوردن دل امام زمان شخصیت بزرگی باشی!
مهم این است که با تمام سرمایه وجودی ات به سمت یوسف زهرا "عجل الله تعالی فرجه الشریف" گام برداری.
"اللهم عجل لولیک الفرج"
#وقف_هادی
https://eitaa.com/Vaqf_hadi
#ناخن_گرفتن_در_روز_پنجشنبه
💠قال أبو عبد الله علیه السلام من قص أظافیره یوم الخمیس وترک واحدة لیوم الجمعة نفی الله عنه الفقر
💚امام صادق علیه السلام فرمود:
🔮هر که ناخنهایش را روز پنجشنبه کوتاه کند و یکی را برای جمعه باقی بگذارد خدا فقر را از او برطرف میکند.
📚الخصال - ص 623
#وقف_هادی
https://eitaa.com/Vaqf_hadi
📚 داستان_زیبای_بهلول_عاقل
#تلنگر
روزی هارون الرشید بهلول را خواست و او را به سمت نماینده ی تام الاختیار خود به بازار بغداد فرستاد و به او گفت:
اگر دیدی کسی به دیگری ظلم و تعدی میکند و یا کاسبی در امر خرید و فروش اجحاف میکند همان جا عدالت را اجرا کن و خطا کار را به کیفر برسان.
بهلول ناچار قبول کرد و یک دست لباس مخصوص مُحتسبان پوشید و به بازار رفت.
اول پیرمرد هیزم فروشی دید که هیزمهایش را برای فروش جلویش گذاشته که ناگهان جوانی سر رسید و یک تکه از هیزمها را قاپید و بسرعت دور شد. بهلول خواست داد بزند که بگیریدش که جوان با سر به زمین افتاد و تراشه ای از چوب به بدنش فرو رفت و خون بیرون جهید. بهلول با خود گفت: حقت بود.
راه افتاد که برود، بقالی دید که ماست وزن میکند و با نوک انگشت کفه ترازو را فشار میدهد تا ماست کمتری بفروشد.
بهلول خواست بگوید چه میکنی؟ که ناگهان الاغی سررسید و سر به تغار ماست بقال کرد و بقال خواست الاغ را دور کند تنه الاغ تغار ماست را برگرداند و ماست بریخت و تغار شکست.
بهلول جلوتر رفت و دکان پارچه فروشی را نگاه کرد که مرد بزاز مشغول زرع کردن پارچه بود و حین زرع کردن با انگشت نیم گز را فشار میدهد و با این کار مقداری از پارچه را به نفع خود نگه میدارد.
جلو رفت تا مچ بزاز را بگیرد و مجازاتش کند ولی با کمال تعجب دید موشی پرید داخل دخل بزاز و یک سکه به دهان گرفت بدون اینکه پارچه فروش متوجه شود به ته دکان رفت.
بهلول دیگر جلوتر نرفت و از همان دم برگشت و پیش هارون رفت و گفت:
محتسب در بازار است و هیچ احتیاجی به من و دیگری نیست....
#وقف_هادی
https://eitaa.com/Vaqf_hadi
#سیل_صلوات
💚رسول اکرم ص :
کسي در روز جمعه صد مرتبه صلوات بفرستد ، خدا ۶۰ حاجت او را براورده مي نمايد که ۳۰حاجت ان مربوط به دنيا و ۳۰ حاجت مربوط به اخرت است.
📚ثواب الاعمال وعقاب الاعمال.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
#جمعه
#صلوات
#وقف_هادی
https://eitaa.com/Vaqf_hadi
#خدا_وجود_نداره!!!!
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت.
آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردندوقتی به موضوع خدا رسیدند؛
آرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:میدونی چیه! به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.
آرایشگر گفت: چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم. همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت: نه آرایشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر گفت: نه بابا! آرایشگرها وجود دارند موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.
مشتری تاکید کرد: دقیقا نکته همین است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمی گردند.
برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.
#صلوات
#تلنگــر
#وقف_هادی
https://eitaa.com/Vaqf_hadi
هدایت شده از خاطرات آمرین
#به_عمل_کار_برآید...
پشت چراغ قرمز بودم🚦
موقع اذان ظهر بود.
این آقا، خیلی ساده، یه کارتن پهن کرد روی چمنها...
جانمازش رو از توی پلاستیک بیرون آورد و پهن کرد روی کارتن...
بعد هم وایساد به گفتن اذان با صدای بلند... 🔊
توی عمرم اگه به یکی غبطه بخورم این افسر پلیسه...
💬 رضا بینام
💠 این کار؛ از نمونه های زیبا و بسیار تاثیرگذار امربهمعروف هست.
نوشتهی بالا برای تبلیغ امر بهمعروف و نماز نبوده بلکه ناشی از حس خوبی بوده که در فرد ایجاد شده...
💠 از امروز سعی کنیم هرجا که هستیم؛ سرکار، مهمانی، پارک، جاده، خیابان و... با هر مشغله ای و توی هر جمعی؛ موقع نماز اول وقت همه چیز رو کنار بذاریم و نماز اول وقتمون رو جلوی جمع بخونیم.
همینکه توی مشغلهها و درگیریهامون؛ نماز رو اول وقت بهجا بیاریم؛ خودش یه دنیا حرف داره و مطمئنا خیلی تاثیر گذاره. نگران نباشید ریا هم نیست!!
آقایون اگر بتونن مثل نمونه بالا با صدای بلند اذان هم بگن که دیگه نور علی نور میشه.👌
#نماز_اول_وقت
#امر_به_معروف_عملی
#پلیس_راهنمائی_رانندگی
شما هم به آمرین بپیوندید🔻🔻
@khaterate_aamerin
@Fars_plus
🌷بسم الله الرحمن الرحیم
با توکل به اسم اعظمت یاالله
خدایا بزرگ و توانا تویی
رحیم و رئوف و یکتا تویی
پر از مهری و بخشش و مغفرت
که ما قطره هستیم و دریا تویی
🌷الهی به امید لطف و کَرم تو
سلام مهربانان صبح تون بخیر وشادی
#وقف_هادی
https://eitaa.com/Vaqf_hadi