ִֶָ تَــلـاطـــُم◠◠🌊 ִֶָ
_
گویی هر نوشته از وجودت بر می اید
تنت شعری میشود بر خطی که کشیده ام
تو جوهری میشوی برای نوشتن
و قلم این میان کم است|♡
نقش مزار من کنید؛
این دو سخن که شهریار
با غم عشق زاده و✨
با غم عشق داده جان...|♡
مثل خاراندن یک زخم؛
پس از خوب شدن
یاد یک عشق
عذابی است که لذت دارد...!☁️
اسم خود را حذف کردم
از صف اهدای عضو
قلب عاشق ها
که دیگر قابل پیوند نیست|♡