تلاطُمگراف☫؛
ته دلم گفتم خانم بسه نمیتونم درد هاتو تحمل کنم من پای برهنه نمیتونم دردت به سرم نکن با دلم اینجوری :
+ نیاز داشتم یکی بغلم کنه ، حسمو خادم فهمید بغلم کرد در گوشم چیزایی گفت که آروم گرفتم ، من با ی جفت دمپایی راهیم کرد برم : )) *
تلاطُمگراف☫؛
+ نیاز داشتم یکی بغلم کنه ، حسمو خادم فهمید بغلم کرد در گوشم چیزایی گفت که آروم گرفتم ، من با ی جفت
+ ی بنده خدایی اومد دنبالم بعد از اون همه سختی بلاخره داشتم به راحتی میرسیدم : )))
تلاطُمگراف☫؛
*
شوکه شدم آخه با شاسی بلند اومدن دنبالم ، انگاری راستی راستی سختی تموم شد :)))
+ خلاصه که امام حسین ( ع ) امتحانم کرد بهم سختی داد اما بعدش ازم خوب پذیرایی کرد : ))) 🥲🫀🤌🏻 ؛
|• اما من خیلی وقت است از کوچه شما گذر نمیکنم راستی رنگ سفید به در خانه شما می آید...
#دست_نویس✍🏻
#خـــاتــون
#دلنوشته