و کاش بودی
تا دستایِ سردم میونِ دستای گرمِ پناهت میگرفتی میفهمیدم منم مأمنی تو زندگیم دارم((((:🥲💔.
*حالا نه ، آن وقتی که دلت تنگ است و کسی نیست پایِ حرفهایت بنشیند و از بغضت گریه کند یادِ من میافتی...*
*! امروز نه ، آن شبی که دلت دیوانگی میخواهد و کسی را پیدا نمیکنی که تا صبح پابهپایت خیابان را گز کند و وسطِ زمستان با گلویِ گرفته کنارت بستنی بخورد یادِ من میافتی !*
*این روزا که دورت تا دلت بخواهد شلوغ است که نه ، آن وقتی که دست دراز میکنی و گرمی دستی را حس نمیکنی ، که سرانگشتان کسی خیسی گونههایت را لمس نمیکند یاد من میافتی !*
*یادِ کسی که غمت غمش بود ، یادِ کسی که شانه به شانهات تا ته دنیا هم میآمد ، یادِ کسی که دلیلِ تمام خوشی و خوشبختیهایت بود ...*