غمانگیزترینغروبکربلا:
عمـهجانتماممخدراتوبچههاراسوارِمحملکرد،
آنگـاهکهدیدتنهاشده،سربهچوبهبهمحملگذاشت
چــشمانشرابستویادشافتادمدینهعباسع-و
علیاکبرع-چگونهزانوهایشانراگذاشتندتاسوار
شود؛ آنلحظهاشکغربتازچشمانِخانومجــاری
شد.!
نــگاهیبهسـویعلقـمهونگاهیبهسمتقتلگاه...
+عبــاسم؛ کجاییجـانِخواهر..کجاییکهببینی
زیــنبتبیکسیاورشدهیــکمحرمینیـستمرا
یاریکند؛ برخیزغیرتالله...
+علیاکبرم؛ عمهجانکجاییدستانِعمهرابگیری
کجاییببینیعمهاترابهاسارتمیبرند...
تلاطُمگراف☫؛
وبدأتحکـایـةزینبس ..
هیئت تمام شد ، همه رفتند و تو هنوز . .
بالای تل نشسته و خون گریه میکنی ./
اُمالمصائب،زینبس-۶۹
تلاطُمگراف☫؛
مادرت گفت "بُنَیَّ" همه جا ریخت بهم . . -شبجمعهءمحرمالحرام١٤٤۸./
ما را نمیبری به حرم ؟
قهر کردهای ؟ .. :)
-شبجمعهء./۱۲۸