روی کاغذ داستان خیلی خوب بود و نمیشه گفت اینجوری نیست و فلان
اینکه میکه حکومت متعلق به مردمه و دولت سنتی وجود نداره و مردم مستقیما تصمیم میگیرن جدی خیلی خوبه
ولی در عمل قذافی همچنان بالای هرم قدرت بود و کمیتهای انقلابی و دستگاه امنیتی یه نقش مهمی داشتن یعنی اسم حکومت عوض شدش و نمیگیم نشد ولی قدرت واقعی هنوز هم شدیدا شخصی و متمرکز روی یه شخصیت بود
اینم یکی از تناقضای بزرگ قذافیه
قذافی شدیدا دخالت دولت توی اقتصاد رو بالا برد یعنی ملی سازی کنترل دولتی محدود کردن بخش خصوصی و توزیع درآمد نفتی از ویژگیای اصلی سیستم بودن پول نفت میومد و دولت میتونست
مسکن بسازه و خدمات عمومی بده آموزش گسترش بده درمان رو تأمین کنه سوخت و کالا ها و یارانه بده و پروژهای عظیم راه بیندازه
ولی اقتصاد شدیدا به نفت وابسته موند
یعنی اگر نفت خوب میفروخت دستگاه میچرخید اگر تحریم و بحران میومد دردسر شروع میشد ضمن اینکه سیستم اقتصادی شدیدا دولتی و سیاسی بود و فساد و رانت هم از بین نرفت
اینجا باید یه نکته رو جدی گرفت دوران قذافی برای بعضی از لیبیایی ها واقعا با رفاه بیشتری نسبت به گذشته همراه بودش
مثلا بهداشت و آموزش گسترده شد و دولت خدمات اجتماعی زیادی ارائه میداد و درآمد نفت وارد زندگی مردم شد برای همین وقتی درباره قذافی با یه لیبیایی حرف بزنی ممکنه یکی بگه که دوران قذافی بد بود یکی دیگه بگه که هرچی بود کشورمون امن تر و زندگیمون راحتر بود
هر دوتا روایتش میتونن یه بخشی از واقعیت رو توضیح بدهن مشکل اینجاست که رفاه اقتصادی مساوی با آزادی سیاسی نیست از نظر سیاسی وضع خیلی خفه کننده بود
انتقاد از قذافی میتونست دردسرساز شه و رسانه مستقل خیلی محدود بود سازمانای مستقل اجازه فعالیت واقعی نداشتن و دستگاه امنیتی با مخالفا برخورد میکرد یعنی ممکن بود دولت برات خونه و مدرسه و بیمارستان بسازه ولی اگه میرفتی میگفتی قذافی فلان، یهو متوجه میشدی آزادیبیان چیز دیگه ایه
ولی راجب زندان ابوسلیم نمیشه با شوخی ردش کرد توی زندان ابوسلیم طرابلس و ژوئن ۱۹۹۶ شورش زندانیا اتفاق افتاد بعد نیروهای امنیتی وارد شدن
درباره تعداد دقیق قربانیاش اختلافایی وجود داره اما گزارشای حقوق بشری عدد حدود ۱۲۰۰ زندانی رو مطرح کردن دولت قذافی سال ها اطلاعات کاملی درباره قربانیا و نحوه مرگشون ارائه نکرد و بعدا اصل کشته شدن زندانیا توسط نیروهای امنیتی رو پذیرفت خیلی از خانوادها سال ها نمیدونستن سرنوشت بستگانشون چی شده
و خب ابوسلیم تبدیل شد به یکی از نمادای سرکوب دوره قذافی
اتفاقا همین پرونده بعدا سال ۲۰۱۱ توی بنغازی یه نقش مهمی پیدا کرد خانوادهای قربانیای ابوسلیم از اولین گروهایی بودن که علیه حکومتش اعتراض کردن
قذافی فقط داخل لیبی نمیموند اینجا دیگه قذافی وارد فاز من فقط رهبر کشورم نیستم کل منطقه باید خبر داشته باشه شد پول نفت داشت ارتش داشت ایدئولوژی انقلابی داشت پس شروع کرد به حمایت از گروها و جنبشای مختلف توی آفریقا و خاورمیانه از فلسطینیا و گروهای مختلف عربی گرفته تا گروهای انقلابی و مسلح توی نقاط مختلف
لیبی توی دههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به یکی از بازیگرای خیلی خیلی فعال و دردسرساز آفریقا و خاورمیانه تبدیل شد اسنادشم نشون میده که دهه ۱۹۷۰ دخالت لیبی توی لبنان و سودان و مصر و تونس و اوگاندا خیلی بیشتر شده
قذافی هم علاقه عجیبی به اتحاد کشورای عربی داشت با مصر و سوریه، تونس، مراکش و کشورای دیگه پروژهای اتحاد مختلف رو امتحان کرد
تقریبا هر چند وقت یه بار میگفت بیاین متحد شیمکشور مقابل هم قبول میکنه
چند وقت بعد میگفتن نه ولش کن این یارو دیوونهست و پروژه میترکید
قذافی توی چاد هم وارد جنگ شد
لیبی بخش شمالی چاد مخصوصا منطقه نوار آئوزو رو مورد مناقشه میدونست و از گروهای مختلف توی جنگ داخلی چاد حمایت کرد سالها درگیر شد و هزینه زیادی داد عاقبتش سال ۱۹۸۷ نیروهای چادی با پشتیبانی خارجی موفق شدن نیروهای لیبی رو عقب بزنن این شکست برای قذافی سنگین بود چون نشون داد ارتش پرخرج لیبی اون هیولایی که تبلیغاتش میگفت نیستش
بعد رسیدیم به دعوای قذافی و آمریکا
رابطه قذافی و آمریکا از همون اوایل بد بود ولی دهه ۱۹۸۰ کاملا رفت سمت دشمنی آمریکا قذافی رو متهم میکرد که از عملیات تروریستی و گروهای مسلح حمایت میکنن آوریل ۱۹۸۶ بعد از بمبگذاری دیسکوی La Belle برلین غربی که توی اون یه نظامی آمریکایی کشته شد دولت ریگان تصمیم گرفت به اهدافی در لیبی حمله کنه آمریکا میگفت شواهدی از دخالت مستقیم لیبی توی عملیات وجود داره آوریل ۱۹۸۶ آمریکا طرابلس و بنغازی رو بمبارون کرد یکی از اهداف محل اقامت قذافی توی مجتمع بابالعزیزیه بود. قذافی زنده موند. اما چند نفر کشته شدن و دخترخوانده خردسال قذافیم طبق گزارش دولت لیبی توی حمله کشته شد ادعاهای مربوط به تلفات و جزئیات حمله محل اختلاف بوده بعد از این حمله قذافی تبدیل شد به یکی از مشهورترین دشمنای آمریکا توی جهان
حالا میرسیم به یکی از بدترین پروندهای بینالمللی لیبی دسامبر ۱۹۸۸ پرواز Pan Am 103 توی اسمون لاکربی اسکاتلند منفجر شد و ۲۷۰ نفر کشته شدن
تحقیقات بعدا دو مأمور اطلاعاتی لیبی ر متهم کرد و پرونده تبدیل شد به بحران بزرگ بین لیبی و غرب سازمان ملل ۱۹۹۲ علیه لیبی تحریمایی اعمال کرد و محدودیتای شدید هوایی و تسلیحاتی و مالی گذاشت لیبی سر همین سالها زیر فشار موند و نهایتا سال ۱۹۹۹ دو مظنون لیبیایی تحویل داده شدن و روند محاکمه آغاز شد. بعد از اون مسیر روابط لیبی با غرب کمکم تغییر کرد تحریمای سازمان ملل سال ۲۰۰۳ برداشته شد
قذافی دهه ۱۹۹۰ فهمید باید یه کم ترمز بکشه و اینجا شخصیت سیاسی قذافی جالب میشه
همون آدمی که دهه ۱۹۸۰ داشت با آمریکا شاخ به شاخ میشد دهه ۲۰۰۰ شروع کرد به عادی سازی رابطه با غرب
چرا؟ چون تحریما اقتصاد رو زده بود
لیبی میخواست دوباره نفت بفروشه سرمایه خارجی بیاوره و از انزوای بینالمللی خارج شه
بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ هم یک اتفاق عجیب افتاد قذافی و غرب توی مبارزه با گروهایی مثل القاعده به هم نزدیک شدن
یعنی دشمن دیروز شد شریک اطلاعاتی امروز دنیا هم گفت باشه
سال ۲۰۰۳ لیبی اعلام کرد برنامهای مربوط به سلاحای کشتارجمعی خودشو کنار میگذاره و با بازرسیای بینالمللی همکاری کرد در نتیجه روابطش با آمریکا و اروپا بهتر شد قذافی حتی با تونی بلر و سیلویو برلوسکونی و رهبران اروپایی رابطه نسبتا نزدیکی پیدا کرد همون قذافیای که یه زمانی برای غرب کابوس بود حالا داشت با رهبرای غربی قرارداد نفتی و تجاری می بست سیاست بینالملله دیگه. یه روز دشمن فردا شریک استراتژیک، پسفردا دوباره دشمن