Why am I me?
مشکل دقیقا همین جاست؛ مردم کمتر مصرف کنند شده راه حل اقتصاد؟ مردم اگر سفر نمیرن اگر ماشین کمتر استفاده میکنن و اگر سفرشون رو جمع میکنن اسمش مدیریت جهادی نیست اسمش فشار معیشتیه. اینکه مردم یارانه نگیرن و مثل مردم یمن زندگی کنن قرار نیست ضعف سیاستگذاری اقتصادی رو تبدیل به فضیلت کنه. مردم قرار نیست هزینه ناکارآمدی رو از جیب خودشون بدن تا دولت زبانش دراز بشه. از قاجار تا امروز هر وقت حکومتا از مردم انتظار فداکاری یک طرفه داشتن مردم هم خیلی خوب فهمیدن داستان از چه قراره. مقاومت وقتی معنی داره که مسئول هم سهم خودش از هزینه رو بده نه اینکه نسخه ریاضت برای مردم بپیچه و بعد اسمش رو پیشتازی بذاره اگه قرار باشه هرکس از گرونی و فشار زندگی حرف زد جوابش این باشه که کمتر مصرف کن پس دقیقا مسئولیت دولت کجای این معادلهست؟ این حرف خودش علیه خودشه. میگی مردم از گرونی و وضعیت معیشت ناله دارن بعد راه حلت اینه که یارانه نگیرن ماشین سوار نشن سفر نرن و هزینه زندگیشون رو نصف کنن؟ خب اگه مردم باید نصف کنن دولت دقیقا قراره چه چیزی رو اصلاح کنه؟ از اون طرف میگی مردم جانفدا. جانفدایی یعنی مردم هرچه کمتر بخورن و کمتر مصرف کنن تا دولت بتونه مقابل دشمن زبونشو دراز کنه؟ انتقال هزینه از دولت به مردمه
و تناقض اصلی همینجاست که وقتی مردم از فشار اقتصادی حرف میزنن جوابشون کمتر مصرف کن نیست چون اگر با نصف کردن خرج مردم اقتصاد درست میشد لابد تا الان با نصف کردن سفرهها مشکل اقتصاد حل شده بود.
مردم قرار نیست تاوان ضعف اقتصاد رو بدن و بعد بابت تحمل هم طلبکار هم بشن. فداکاری وقتی معنا داره که از بالا تا پایین دوطرفه باشه نه اینکه فقط مردم باید مثل یمن زندگی کنن. یوسف پزشکیان!