هدایت شده از زندگی سحابی بیش نیست
بنظر من ظهور تونگ تونگ تونگ سهور هم احتمالش وجود داره
برای جنگیدن با این پرنده سفیده
حالا اینکه تونگ تونگ تونگ سهور به چه شکل ظهور میکنه اینو نمیدونم
Why am I me?
بنظر من ظهور تونگ تونگ تونگ سهور هم احتمالش وجود داره برای جنگیدن با این پرنده سفیده حالا اینکه تو
تحلیل های جناب منعم رو یادداشت برداری کنید
ولی به دور از شوخی متوجه نمیشم چرا دارن حرفام رو به تمسخر میگیرن
یک مسئله جدی رو داشتم بررسی میکنم و توضیح میدادم و بله، خودم هم جاهایی شوخی کردم اما لپ کلامم واقعا جدی بود
نه خرافات گفتم نه شایعه و نه چیزی از این قبیل، صرفا یک توضیح ساده بودکه نمیدونم دقیقا کجاش بامزه بود و طنز
هدایت شده از زیرزمین
شیطان در ادبیات رمانتیک و پسارمانتیک غرب، به نماد آزادی مشهوره، جایی که نویسندگان به جای اینکه اون رو موجودی شرور، بدجنس و بیرحم ببینن، قهرمانی عصیانگر علیه اقتدار مطلق به تصویر میشکن، مهمترین نمونهی این نگاه داخل کتاب بهشت گمشدهی جان میلتون دیده میشه که بخشی ازشون رو براتون گذاشتم و منجر میشه که نویسندهی این کتاب الهامبخش فیلسوفان و نویسندگان ازادیخواه زیادی باشه، توی ادبیات رمانتیک قرن 17 تا 19 نویسندگان اروپایی شیطان رو نه یک نیروی بیرحم بلکه یک قهرمان ازادیطلب معرفی میکنن، کسی که علیه اقتدار خدا میایسته و خواهان آزادی اراده هست
برای مثال جان میلتون داخل کتاب بهشت گمشده، شیطان رو طوری به تصویر میکشه که شخصیتی کاریزماتیک، سخنور، شورشی و اهل رقابته و حتی یک شعار بزرگ داره:
"بهتر است در جهنم فرمانروا باشم تا در بهشت خدمتکار"
همین جمله بعدها تبدیل به نماد آزادی فردی در برابر قدرت مطلق میشه و این برداشت بعدها توسط فیلسوفانی مثل ویلیام گادوین تقویت میشه و یک جنبهی سیاسی بزرگ پیدا میکنه.
حالا چرا شیطان و نماد آزادی؟
دلایل زیادی وجود داره، اما بزرگترین دلیل:
چون انتخاب و ارادهی فردی رو به دستور الهی ترجیح میده و در ادبیات شخصیتهایی که علیه نظم موجود در اون وضعیت میایستن، اغلب نماد آزادیخواهی میشن.
با این نگاه:
شیطان در یک مرحله، سعی میکنه به خواستهی خودش پایدار باشه تا خواستهی خدا و اینجاست که از دستور سرپیچی میکنه و تا ابد در دوزخ گرفتار میشه اما حتی در اون لحظه هم کوتاه نمیاد و برای آزادی خودش میجنگه.
هدایت شده از زیرزمین
خیلی از شیطانپرستها مثل شیطانپرستهای لاوی حتی لزوما موجودی ماورایی یا یک تعریف کلاسیک از شیطان یا به قولی ابلیس رو باور ندارن و نماد مقابله با ادیان سامی میدوننش و به گفتهی خودشون با ادیان سامی مشکل دارن چون جلوی بعضی از غرایز انسانی وایمیسته پس شیطان (ابلیس) نماد آزادی براشون محسوب میشه.
و بله این مستقیما از شیطانپرستی میاد.
هدایت شده از زیرزمین
سامی هم اگه نمیدونید چیه همون ادیان غربی[اسلام، مسیحیت و یهودیت]هستن
اصل این برداشت از همون اول یه اشتباه مفهومی داره که عصیا رو با آزادی یکی گرفتن. اینکه یه موجود علیه یه قدرت سرکشی کنه خود به خود معنیش این نیست که آزادی خواهه. دزد هم علیه قانون می شوره قاتل هم علیه نظم موجود می ایسته ولی خب قرار نیست فردا مجسمشون رو به عنوان نماد آزادی بسازیم. آزادی یعنی آدم بتونه اراده کنه و مسئول انتخابش باشه نه اینکه صرفا هرچی قدرت بالاتر گفت نه بگی و بعد اسم این لجبازی رو بذاری آزادی.
مشکل تصویر شیطان آزادیخواه دقیقا همینه. توی این روایت شیطان حتما دنبال رهایی انسان نیستش که، دنبال اثبات خودش در برابر خداست. یعنی مرکز ماجرا آزادی انسان نیست بلکه اراده من در برابر اراده دیگریـه. این دوتا خیلی با هم فرق دارن. اگه من فقط چون از دستور تو بدم میاد هر کاری دلم خواست بکنم این الزاما آزادی نیستش ممکنه صرفا اسارت خودخواهی باشه. آدم میتونه اونقدر برده غرور خودش باشه که حتی حاضر بشه برای ثابت کردن من تسلیم نمیشم خودش رو نابود کنه
حتی اون جمله معروف بهتر است در جهنم فرمانروا باشم تا در بهشت خدمتکار هم بیشتر از اینکه فلسفه آزادی باشه فلسفه قدرت و خودبزرگ بینیه. دقت کن که نمیگه بهتره انسان آزاد باشه تا برده، میگه ترجیح میدم خودم فرمانروا باشم. یعنی مسئله فقط فرار از سلطه نیست مسئله اینه که خودش جای صاحب سلطه قرار بگیره این دوتا زمین تا آسمون فرق دارن یکی میگه هیچکس نباید مالک اراده دیگری باشه اون یکی میگه من نمیخوام زیردست باشم ترجیح میدم خودم بالا باشم. دومی آزادی خواهی نیست صرفا عوض کردن جای تخت و تاجه