انسان مدرن بیشتر از هر زمان دیگهای امکان انتخاب داره ولی دقیقا به همین دلیل بیشتر هم سرگردونه چون ازش خواستن خودش برای زندگیش معنا بسازه بدون اینکه بدونه اصلا معنا رو باید کجا پیدا کنه. هی انتخاب میکنه هی مقصد عوض میکنه هی نسخه جدیدی از زندگی رو امتحان میکنه اما یه جایی میفهمه که زیاد بودن انتخابا به معنی دونستن مسیر نیست. آدم وقتی ندونه به کجا تعلق داره هر جایی براش موقته حتی اگه بهترین جای دنیا باشه
مسئله اینه که چرا هیچجا دیگه برای خیلیا حس رسیدن نداره چون رسیدن قبل از اینکه یه اتفاق بیرونی باشه یه مسئله وجودیه. تا وقتی آدم ندونه ریشهش کجاست و بودنش قراره به چه حقیقتی وصل بشه تمام مقصدای دنیا فقط ایستگاهایین که یه مدت توشون میمونه و بعد دوباره راه میافته. شاید تنها چیزی که واقعا باید پیداش کنیم نسبت درستمون با همون حقیقتیه که ازش اومدیم و در نهایت به سمتش برمیگردیم. از این منظر هدف نهایی شناختن ریشه وجود و برگشتن به خداست. بقیه چیزا هرچقدر هم مهم به نظر برسن وقتی از این ریشه جدا بشن دیر یا زود معنای خودشون رو از دست میدن
هدایت شده از یک آدمِ اینجوری.
من واقعا اینطور استایل هارو دوست دارم ولی بچه ها من پول ندارم
Why am I me?
واقعا با وایبت میخوره وای
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا