زیرزمین
یه ایستگاه رادیویی که گویندش ظاهرا از نظر روانی ثبوت اقدام و فراخنای اسلوب معادله تانژانت بر سینوس نداره ولی در عوض نصف شب سر از مسئله علم پیشین خدا و اختیار انسان درمیاره. از وقتی جنگ ها پشت سر هم شروع میشن تصمیم گرفت بره توی زیرزمین فعالیتش رو ادامه بده. برای میان برنامه قسمتی از یه کتابی رو میخونه اما همیشه نصفهست چون کتابای زیر زمین نصفشون سوخته. موجش خوب گرفته نمیشه باید تلاش کرد تا بهش برسی. مخاطباش هم یا آدم خستهاین که دنبال حل تناقضات متافیزیکین یا آدمایی که اومدن یه چیزی بخونن و الان دارن به انتخابای زندگیشون شک میکنن
Pale Silence
یه ایستگاه رادیویی شبیه روز آفتابی بعد از یه شب برفی همچی آروم و روشن به نظر میرسه ولی کسی از سرمای شب قبل خبر نداره. گویندش بین گربه ها مطالعه های اجباری و گذروندن زندگی در رفت و آمده. لچیزی از پشتصحنه نمیگه و یه کلبه کوچیک داره که ازش برنامه های ساده پخش میکنه. مخاطب ها وسط یه پشت بومبرفی نشستهن و دارن گوش میدن، هر کدوم داستان های متفاوتی هستن
Viva
یه ایستگاه رادیویی سیاسی که بین شوخی با جبهه مخالف حرفای رندوم و بحثای دینی با کارشناس و خستگیای آخر شب مدام موج عوض میکنه. گویندش گاهی از اتفاقات تلخ هم میگه گاهی هم با یه شوخی سیاسی کل فضای شبکه رو به هم میریزه. مخاطباش آدمایین که از سر کار برگشتن و دارن یه شام آماده توی یخچال رو گرم میکنن تا بخورن، در حینش رادیو رو روشن میکنن تا ببینن چه خبره
نعیم
یه ایستگاه رادیویی با عقاید استوار که بین روایت خاطرات انقلاب و رزمندهای شهید پخش آهنگای قدیمی و شوخیای بهموقع در حرکته. گویندش اهل برنامههای خشک و رسمی نیست حتی وسط جدی ترین روایت ها هم یه جوری طنز رو وارد ماجرا میکنه. گاهی هم صرفا یه تیکه کوچیک از یه کتاب رو میگه. معمولا ساعت ۱۲ ظهر پخش میشه و فرکانسش هم خوب گرفته میشه. مخاطب ها معمولا خانواده هایین که وسط یه ظهر آفتابی توی یه خونه قدیمی جمع شدن و در حین ناهار رادیو گوش میدن
آدم معمولی
یه ایستگاه رادیویی از جنس آدمای معمولی که بین غر زدن به کنکور و درس یهو بحث رو میکشونه سمت علم و فهم دین. گویندش نه ادعای عجیب بودن داره، نه میتونه از یاد گرفتن دست بکشه انگار باور داره آدم هرچقدر هم عمرش رو پای دانستن بذاره باز چیزی برای فهمیدن باقی میمونه. و خب، البته مسیر آسونی نیست گاهی کم میاره. مخاطباش آدمایی هستن که بعد از یه ظهر کاملا خسته کننده و شاید گرم نشستن پای رادیو که بشنون دقیقا فقط خودشونن که دچار سردرگمی میشن، یا حتی یه گوینده هم دچارش میشه؟
روحا
یه ایستگاه آروم توی سکوت شبای پنجشنبه. یه جایی بین نوای مداحیای پراکنده آهنگای رندوم و شعرایی که انگار برای خلوت شب ساخته شده گویندش کم حرف و کم پیداست اما حضورش یه نظم داره. معمولا مخاطب ها، آدمایی هستن که شب خوابشون نمیبره و صرفا نیاز دارن به یه چیز تسکین دهنده
مرهق
یه ایستگاه رادیویی شلوغ با برنامهای یهویی بحثای سیاسی و مذهبی شوخیای چندتا گوینده و گاهی محتوای مفیدی که لابهلای خستگیا پخش میشه. اما پشت این همه هیاهو انگار دلتنگی عجیبی برای روزهای از دست رفته جریان داره برای آدما و خندها و نسخهایی از خودمون که دیگه دستمون بهشون نمیرسه. فرکانس برای کسایی که هنوز یه گوشه نشستن و دارن به دیوار نگاه میکنن و پیش دیروزهاشون جا موندن
هلدینگ ثبت نشده
یه ایستگاه رادیویی که گویندش از بحث وجود و عدم و نقد اعتماد به قدرتای خارجی میرسه به شعر و فلسفه بعد وسط این همه تناقض با کشف یه کتاب قدیمی ذوق میکنه و برای مخاطب میخونه کتاب رو. برنامهای بیت شوخیای فلسفی و تحلیلای سیاسی و خوشحالیای کوچیکی که شاید برای بقیه بیاهمیت باشن اما روز آدم رو میسازن مخاطباش هم ذهنای کنجکاویان که از هیچ موضوعی به موضوع دیگه میرپن. و معمولا وسط یه کار مهم دارن این ایستگاه رو گوش میدن. اتفاقا فرکانسش هم خوب میگیره
سبزه های پر امید
یه ایستگاه قصهگو با صدایی گرم که شبا برای مخاطبهاش کتاب میخونه. بین پاییزهای دوستنداشتنی و خیابونای بارون زده. گویندش انگار باور داره که گاهی یه آدم یه قصه یا حتی یه خرید کوچیک به عشق کسی میتونه تمام سرمای یه فصل رو قابل تحمل کنه. این موج فقط پاییز ها پخش میشه. یه فرکانسی برای کسایی که وسط پاییز کلی مشکل روی سرشون ریخته اما تصمیم گرفتن رادیو رو روشن کنن تا بشنون
ستاد مبارزه با بیکار ها
یه ایستگاه رادیویی با برنامهایی که از سینما تا دین، طنز و حقطلبی رو در بر میگیره. گویندش گاهی از فیلمی میگه که یه زمانی نجاتش داده گاهی از رویاهای فراموش شدهی آدما و گاهی هم بدون مقدمه ستاد مبارزه با بیکاری راه می اندازه. گوینده تصمیم گرفته که کنار یه کتابخونه شروع به فعالیت کنه. چندباری بخاطر پوشش خبریای که میداده سوالپیچ شده، اما بازم ادامه داد. مخاطبین معمولا از هر قشر جامعه هستن با هر مشکلاتی. هر زمان و هر وقتی رادیو رو روشن میکنن و میرن سراغ این موج تا ببینن این بار بحث با کارشناس و فکت ها به کجا میرسه
دفترچه خاطرات یک گربه خسته
یه ایستگاه که هر دفعه ورفهای از یه دفترچه خاطرات رو میخونه. گویندش از جبر جغرافیایی و آدمای دور از دسترس میخونه، بعد میرسه به روایت های تلخ شهادت و ارادت به شهدا. معمولا آدم غم عجیبی فرا میگیرتش. یه جایی بین دلتنگیای شخصی و تاریخ و ایمان. مخاطب ها، آدمایی هستن که اصلا قرار نبود این ایستگاه رو با رادیو پیدا کنن، اما یکم بعد از اینکه گوش دادن شدن پای ثابتش
هاله هنر
یه ایستگاه بهاری و آروم به اسم هاله هنر که گویندش پشت صدا پنهونه و کسی اون رو به چهره نمیشناسه بلکه به هنرایی که معرفی میکنه و حرفایی که از زیبایی میزنه میشناسنش. هر برنامه یع پنجرهای رو به دنیای تازه باز میکنه که حداقل یکم از هیاهو و سیاست دور بشن. مخاطب ها معمولا کل روز درگیر زندگی بودن، اما از خستگی تصمیم گرفتن یه چیز آروم گوش کنن