eitaa logo
Why am I me?
493 دنبال‌کننده
784 عکس
205 ویدیو
15 فایل
شاید یه تیکه از اتاق های ذهنم خوش اومدی گل من؟ @Radioactiv_SN اینجا صراحتا سطح خشونت و بی وجودی دشمن رو بیان میکنیم @Radioactiv_SNn چنل اصلیم ~ https://eitaa.com/joinchat/2921924299Cde952c272f چنل موضوعات شبانه
مشاهده در ایتا
دانلود
مائوئیسم مائو گفت مدل مارکس و لنین رو نمیشه عینا توی چین پیاده کرد چون چین اون موقع جامعه‌ای عمدتا روستایی بود نه صنعتی مثل اروپای قرن نوزدهم پس مائو روی دهقانا و روستاها تأکید خیلی بیشتری گذاشت و جنگ چریکی و انقلاب روستایی رو به بخش مهمی از مدل خودش تبدیل کرد کومله اولیه و بعضی گروه‌های چپ ایرانی هم تحت تأثیر همین تفکر بودن
آنارشیسم آنارشیستا میگن اصلا چرا باید یه قدرت مرکزی بالای سر همه باشه؟ اونا با دولت متمرکز و سلسله‌ مراتب اجباری مشکل دارن و معمولا دنبال جامعه‌ ای هستن که مردم خودشون از طریق انجمنا و شوراها، تعاونی‌ها و اجتماعات محلی امور رو اداره کنن یه تصور رایج اینه که آنارشیسم یعنی هرکی هر غلطی خواست بکنه. نه. ایده اصلیش بی‌دولتیه نه بی‌قانونیه. البته انواع مختلف آنارشیسم وجود داره از آنارشیسم کمونیستی گرفته تا آنارشیسم فردگرا و آنارکو-سندیکالیسم
لیبرتارینیسم لیبرتارین‌ها از یه جهت به لیبرال‌های کلاسیک نزدیکن ولی اکثرا خیلی بیشتر روی آزادی فردی و محدود کردن دولت پافشاری میکنن نسخه اقتصادیشون معمولا طرفدار بازار آزاد و مالکیت خصوصی و مالیات و دخالت کمتر دولته نسخهای افراطیتر حتی میگن دولت باید تقریبا فقط کارای خیلی پایه مثل دفاع و دادگستری رو انجام بده تفاوتش با آنارشیسم اینه که لیبرتارین‌ها لزوما خواهان نابودی کامل دولت نیستن
ملی‌گرایی یا همون ناسیونالیسم اینجا محور اصلی دیگه طبقه اقتصادی نیست بلکه ملته. ناسیونالیست میگه هویت و استقلال و منافع ملت باید اهمیت زیادی داشته باشه مثلا میتونه بگه قبل از اینکه چپ یا راست باشیم، ایرانی هستیم اما ناسیونالیسم مدلای مختلف داره. یکی ممکنه فقط روی استقلال سیاسی و منافع ملی تأکید کنه یکی ممکنه به قومیت و زبان و تاریخ مشترک اهمیت بده یکی هم میتونه تبدیل به ملی‌گرایی افراطی تبدیل شه پس هر ناسیونالیستی فاشیست نیست این دوتا رو نباید قاطی کرد
پوپولیسم (اسمش خنده داره برام) پوپولیسم یه ایدئولوژی کامل مثل کمونیسم نیست بیشتر یه روش سیاسیه. پوپولیست معمولا جامعه رو اینطوری تعریف میکنه که مردم واقعی در مقابل نخبگان فاسد میتونه از چپ بیاد یا راست پوپولیست چپ ممکنه بگه کارگر و مردم فقیر در برابر سرمایه‌دارا و بانکدارا پوپولیست راست ممکنه بگه مردم عادی در برابر سیاستمدارای فاسد و مهاجران و نخبگان جهانی. پس پوپولیسم رو نمیشه صرفا چپ یا راست حساب کرد. اونا خیلیم روی ملت و قشر ضعیف تاکید دارن و به همین دلیل گاهی سو استفاده هم میشه
دموکراسی مسیحی این یکی مخصوصا توی اروپا مهم بوده میگه دموکراسی و اقتصاد بازارو قبول داریم ولی سیاست باید با ارزشای مسیحی و خانواده و جامعه و مسئولیت اجتماعی هم هماهنگ باشه از نظر اقتصادی معمولا نه کاملا سرمایه‌ داری افسارگسیختست و نه سوسیالیستی یه چیزی وسط این دوتاست
احزاب سبز اینا اولویت اصلیشون محیط زیست و تغییرات اقلیمی، انرژی پاک و توسعه پایدار و معمولا حقوق اجتماعی و آزادیای مدنیه خیلی از احزاب سبز از نظر اقتصادی چپ یا میانه‌چپ محسوب میشن ولی اصل ماجرا محیط زیسته
فمینیسم سیاسی فمینیسم هم یه جریان واحد نیست فمینیستای لیبرال بیشتر دنبال برابری حقوقی زن و مرد هستن فمینیستای سوسیالیست و مارکسیست ارتباط نابرابری جنسیتی با اقتصاد و طبقه اجتماعی رو پررنگتر میبینن فمینیسم رادیکال ساختارای اجتماعی و قدرت مردانه رو مسئله اصلی میدونه. پس وقتی میگیم حزب فمینیست باید ببینیم دقیقا کدوم نوع فمینیسم
فاشیسم اینجا دیگه قضیه خیلی متفاوت میشه فاشیسم معمولا روی ملت و رهبر و قدرت، نظم، نظامی‌گری و وحدت اجباری جامعه تأکید میکنه فاشیست‌ها بیشتر با لیبرالیسم و دموکراسی پارلمانی و مارکسیسم دشمنی دارن. توی فاشیسم فرد قرار نیست خودش رو بالاتر از ملت یا دولت قرار بده برعکس باید فرد باید خودش رو در خدمت ملت و دولت قرار بده موسولینیِ ایتالیا نمونه کلاسیکشه
نازیسم نازیسم نسخه آلمانی خیلی افراطی فاشیسم بود که توسط آدولف هیتلر و حزب نازی شکل گرفت علاوه بر دیکتاتوری ملی‌گرایی افراطی و نظامیگری یه عنصر مرکزی و بسیار مهم داشت اونم نژادپرستی بود نازی‌ها معتقد بودن انسان‌ ها از نظر نژادی برابر نیستن و نژاد آریایی رو برتر میدونستن. نتیجه این ایدئولوژی رسید به سرکوب و جنگ جهانی دوم و کلی چیز دیگه پس نازیسم رو نباید صرفا فاشیسم آلمانی‌ و تموم شده در نظر گرفت. نژادپرستی بخش مرکزی ایدئولوژی نازی بود
سلطنت‌طلبی یا مونارشیسم سلطنت‌طلب‌ها طرفدار وجود پادشاه یا ملکه به‌عنوان رأس حکومت هستن ولی این هم مدلای مختلف داره توی سلطنت مشروطه مثل بریتانیا پادشاه عمدتا نماد کشوره و قدرت سیاسی واقعی دست دولت و پارلمانه. در سلطنت مطلقه پادشاه قدرت سیاسی بسیار بیشتری داره پس سلطنت به خودی خود یعنی دیکتاتوری نیست اما در عین حال میتونه دیکتاتوری هم باشه. و مشکل اصلیش اینکه مردم حق دخالت ندارن
تئوکراسی تئوکراسی یعنی حکومت بر اساس اقتدار و قوانین دینی توی این مدل دین فقط یه موضوع شخصی نیست بلکه ساختار سیاسی و قانونی حکومت هم شدیدا با مذهب گره خورده جمهوری اسلامی ایران یکی از نمونه‌هایی محسوب میشه که ساختار سیاسیش عناصر جمهوری و انتخاباتی رو با نهادای دینی و ولایت فقیه ترکیب کرده بنابراین دقیقتره که دربارش از یه نظام جمهوری اسلامی با ساختار دینی حرف بزنیم نه اینکه همه ویژگی‌هاشو با یه کلمه خلاصه کنیم. ماها تئوکراسی محسوب میشیم ولی خیلی عمیقه