اون نشان پادشاهی گریفیث و بلند پروازی هاش تهش باعث نابودی زندگی خیلیا شد از جمله گاتس و کاسکا
اما برزرک یه درس مهم داشت
اینم این بود که رویا پروازی بد نیست. اما اگر خیلی غرق اون بشی و وسواس بگیری روی رویاهات همه چیز تهش به نابودی کشیده میشه
دقیقا همین توی زندگی واقعی هست
کسایی دارن کشتار و جنگ رو پیش میبیرن که هدفشون رسیدن به خواسته هاشونه اونم به هر قیمتی. پس خیلی دور از ذهن نیست
گاتس بعد از خیانت گریفیث باز هم تونست خودشو بسازه و دوستای جدیدی پیدا کنه
این خیلی جالب بود که بعد اون همه اتفاق وحشتناک باز هم رشد کرد. خیلی قشنگ بود این موضوع
و حتی کاسکا هم که از گاتس حتی بدتر و وحشتناک تر ضربه خورد بالاخره تونست سلامت روانشو به دست بیاره
یعنی میشه حتی بعد همچین چیزایی خودتو ترمیم کنی. لزوما قرار نیست برای همیشه فرو بپاشی و از بین بری
به هر حال گریفیث میتونست راحت تر و بهتر عمل کنه نیازی نبود اون همه آدم قربانی کنه چون میخواد تبدیل به فمتو بشه
میتونست با همون پادشاهه ارتباط بگیره و صبر کنه
ولی خب افراط آدم رو نابود میکنه
برای فهمیدن بهائیت باید اول برگردیم به ایران دوره قاجار حدود ۱۸۰ سال پیش.
اون زمان ایران وضعیت خوبی نداشت جنگای سنگین با روسیه، از دست رفتن بخشایی از کشور و فقر، بیماری، حکومت ضعیف، فساد اداری و اختلافای مذهبی باعث شده بود خیلی از مردم احساس کنن اوضاع به آخر خط رسیده بین بعضی از علما و مردم هم این باور وجود داشت که شاید ظهور امام مهدی نزدیک باشه
همین فضا باعث شد افراد مختلف ادعاهای مذهبی جدید مطرح کنن
اما اول باید بابیه رو بشناسیم.
سال ۱۲۲۳ یه جوونی از شیراز به اسم سیدعلیمحمد شیرازی اعلام کرد که باب هست یعنی اولش گفت راه ارتباط با امام زمانه اما کمکم ادعاهاش گستردتر شد و گفت ماموریت الهی داره و کتابایی هم نوشت.
یه عدهای حرفش رو قبول کردن و شدن بابی.
ولی بیشتر علمای شیعه این ادعاها رو مخالف عقاید اسلامی دونستن و حکومت قاجار هم احساس کرد این جنبش ممکنه باعث آشوب بشه در چند نقطه بین بابیا و نیروهای حکومت درگیری مسلحانه پیش اومد مثل قلعه طبرسی و نیریز و زنجان. هر دو طرف تلفات دادن و نهایتا حکومت این شورشارو سرکوب کرد
سال ۱۲۲۹ باب در تبریز اعدام شد
دو سال بعد چندتا بابی تندرو برای انتقام قصد ترور ناصرالدینشاه رو داشتن ولی موفق نشدن بعد از اون حکومت سرکوب شدیدی علیه بابی ها انجام داد