eitaa logo
Why am I me?
482 دنبال‌کننده
756 عکس
199 ویدیو
13 فایل
شاید یه تیکه از اتاق های ذهنم خوش اومدی گل من؟ @Radioactiv_SN اینجا صراحتا سطح خشونت و بی وجودی دشمن رو بیان میکنیم @Radioactiv_SNn چنل اصلیم ~ https://eitaa.com/joinchat/2921924299Cde952c272f چنل موضوعات شبانه
مشاهده در ایتا
دانلود
و اما بهاءالله بعد از مرگ باب بین پیروانش اختلاف افتاد یکی از چهره‌های مهم، میرزا حسینعلی نوری بود که بعدا لقب بهاءالله رو گرفت اون گفت همون شخصیه که باب وعده داده بود و پیامبر جدیدی از طرف خداست از همینجا بابیه کم‌کم تبدیل شد به آیین بهائی حکومت قاجار اون رو تبعید کرد اول بغداد بعد استانبول بعد ادرنه و در آخرش عکا که اون زمان جزو امپراتوری عثمانی بود بهاءالله بیشتر کتابای مهم خودش رو توی همین دوران نوشت
ولی خود بهاءالله زندگیش هم مهمه پس اونم‌ میگم
بهاءالله سال ۱۱۹۶ توی تهران به دنیا اومد پدرش از رجال دربار قاجار بود و خونوادش وضع مالی خوبی داشتن وقتی باب در سال ۱۲۲۳ ادعای خودش رو مطرح کرد بهاءالله هیچ‌ وقت شخصا باب رو ندید اما از طریق نامه و پیرواش با افکارش آشنا شد و خیلی زود به یکی از چهرهای مهم بابی‌ ها تبدیل شد چون هم پول و نفوذ خانوادگی داشت هم بین بابی‌ ها احترام زیادی پیدا کرده بود بعد از درگیریای بابیا با حکومت و اعدام باب سال ۱۲۲۹ فشار روی پیرواش شدید شد و دو سال بعد چندتا بابی تصمیم گرفتن ناصرالدین‌شاه رو ترور کنن ترور شکست خورد و حکومت شروع کرد به دستگیری گسترده بابی‌ ها
بهاءالله هم دستگیر شد با اینکه هیچ مدرکی پیدا نشد که که توی نقشه ترور دخالت داشته باشه اون رو به زندانی به نام سیاه‌ چال تهران انداختن چند ماه بعدم چون مدرکی علیهش پیدا نشد، آزادش کردند اما اجازه موندن توی ایران رو هم ندادن حکومت قاجار اون رو به بغداد که اون زمان جزو امپراتوری عثمانی بود تبعید کرد
بغداد نقطه عطف زندگیش شد بابی‌ ها بعد از مرگ باب کاملا پراکنده شده بودن بعضیا ناامید شده بودن بعضیم با هم دعوا داشتن. بهاءالله کم‌کم دوباره اونارو دور هم جمع کرد و عملا رهبر غیررسمی جنبش شد اما اینجا یک اتفاق جالب افتاد بهاءالله یه دفعه همه رو ترک کرد و حدود دو سال به کوهای کردستان رفت
وقتی برگشت بغداد نفوذش حتی بیشتر شده بود این نفوذ باعث اختلاف با برادر ناتنیش میرزا یحیی صبح ازل شد طبق وصیت باب صبح ازل ظاهرا جانشین اون محسوب میشد ولی خیلی از پیروان عملا از بهاءالله پیروی میکردند اختلاف این دوتا کم‌کم شدید شد و بابی‌ها دو دسته شدن ازلیا یا همون پیروان صبح ازل بهائیا که پیروان بهاءالله بودن
سال ۱۲۴۲ درست قبل از اینکه دوباره تبعید شه بهاءالله توی یه باغی نزدیک بغداد که بعدا باغ رضوان بهش گفته شد به یه عده‌ای از نزدیکاش گفت همون شخصیه که باب وعده اومدنشو داده بود از اینجا آیین بهائی به عنوان یه دین دونستن (که نیست) عثمانیا اون رو اول به استانبول و بعدم به ادرنه فرستادن توی ادرنه اختلافش با صبح ازل به اوج رسید و هر کددم جداگانه پیرو خودشانو داشتن تهش دولت عثمانی تصمیم گرفت هر دوتارو از هم جدا کنه
صبح ازل رو به قبرس فرستادن بهاءالله رو به عکا توی فلسطین عثمانی تبعید کردن یه شهری که اون زمان به خاطر آب‌ و هوای بد و بیماریایش معروف بود و معمولا زندانیای سیاسی رو اونجا میفرستادن اوایل زندگیش توی عکا سخت بود یعنی زندانی بودن و رفت‌وآمد محدود بود و چند نفر از همراهاش بخاطر بیماری مردن اما کم‌ کم محدودیتا کمتر شد
بهاءالله اجازه پیدا کرد بیرون شهر زندگی کنه و توی همین دوران بیشتر کتاباشو نوشت مثل کتاب اقدس که مهمترین کتاب احکام بهائیاست یکی از کارای عجیبشم این بود که برای پادشاها و رهبرای جهان نامه نوشت مثل ناپلئون سوم ملکه ویکتوریا تزار روسیه سلطان عثمانی و حتی ناصرالدین‌شاه
بهاءالله تا آخر عمر توی همون منطقه عکا زندگی کرد و سال ۱۲۷۱ همون نزدیکای عکا مرد بعد از مرگش طبق وصیت خودش رهبری به پسرش عبدالبهاء رسید
اما بهائیا به چی اعتقاد دارن؟ بهائیا میگن خدا یکیه و در طول تاریخ پیامبرای مختلف برای هدایت انسانا فرستاده مثل حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت محمد، زرتشت و... به عقیده اونا بهاءالله هم یکی از همین پیام‌آورای الهی بوده و دین الهی بتدریج توی دورهای مختلف کاملتر شده اونا خودشونو صلح گرا میدونن نماز و روزه و ازدواج و احکام مخصوص خودشونم دارن
مرکز جهانی بهائیا توی حیفاست روابطشون با اسرائیل هم خوبه و چون مرکز اداری و چیزای بهائیا داخل خاک اسرائیل امروزی قرار گرفته رهبران بهائی با اسرائیلیا همکاری میکنن