وقتی برگشت بغداد نفوذش حتی بیشتر شده بود
این نفوذ باعث اختلاف با برادر ناتنیش میرزا یحیی صبح ازل شد طبق وصیت باب صبح ازل ظاهرا جانشین اون محسوب میشد ولی خیلی از پیروان عملا از بهاءالله پیروی میکردند
اختلاف این دوتا کمکم شدید شد و بابیها دو دسته شدن
ازلیا یا همون پیروان صبح ازل
بهائیا که پیروان بهاءالله بودن
سال ۱۲۴۲ درست قبل از اینکه دوباره تبعید شه بهاءالله توی یه باغی نزدیک بغداد که بعدا باغ رضوان بهش گفته شد به یه عدهای از نزدیکاش گفت همون شخصیه که باب وعده اومدنشو داده بود
از اینجا آیین بهائی به عنوان یه دین دونستن (که نیست)
عثمانیا اون رو اول به استانبول و بعدم به ادرنه فرستادن توی ادرنه اختلافش با صبح ازل به اوج رسید و هر کددم جداگانه پیرو خودشانو داشتن
تهش دولت عثمانی تصمیم گرفت هر دوتارو از هم جدا کنه
صبح ازل رو به قبرس فرستادن
بهاءالله رو به عکا توی فلسطین عثمانی تبعید کردن
یه شهری که اون زمان به خاطر آب و هوای بد و بیماریایش معروف بود و معمولا زندانیای سیاسی رو اونجا میفرستادن
اوایل زندگیش توی عکا سخت بود یعنی زندانی بودن و رفتوآمد محدود بود و چند نفر از همراهاش بخاطر بیماری مردن
اما کم کم محدودیتا کمتر شد
بهاءالله اجازه پیدا کرد بیرون شهر زندگی کنه و توی همین دوران بیشتر کتاباشو نوشت مثل کتاب اقدس که مهمترین کتاب احکام بهائیاست
یکی از کارای عجیبشم این بود که برای پادشاها و رهبرای جهان نامه نوشت مثل ناپلئون سوم ملکه ویکتوریا تزار روسیه سلطان عثمانی و حتی ناصرالدینشاه
بهاءالله تا آخر عمر توی همون منطقه عکا زندگی کرد و سال ۱۲۷۱ همون نزدیکای عکا مرد
بعد از مرگش طبق وصیت خودش رهبری به پسرش عبدالبهاء رسید
اما بهائیا به چی اعتقاد دارن؟ بهائیا میگن خدا یکیه و در طول تاریخ پیامبرای مختلف برای هدایت انسانا فرستاده مثل حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت محمد، زرتشت و...
به عقیده اونا بهاءالله هم یکی از همین پیامآورای الهی بوده و دین الهی بتدریج توی دورهای مختلف کاملتر شده
اونا خودشونو صلح گرا میدونن
نماز و روزه و ازدواج و احکام مخصوص خودشونم دارن
مرکز جهانی بهائیا توی حیفاست
روابطشون با اسرائیل هم خوبه و چون مرکز اداری و چیزای بهائیا داخل خاک اسرائیل امروزی قرار گرفته رهبران بهائی با اسرائیلیا همکاری میکنن
اینکه بهائیت سر یه مسئله سیاسی شکل گرفت و مشکلات و بدبختیای مردم
توی دوره ای هیچکس نه سواد داشت و نه چیزی فقط در به در دنبال راهی بودن گه از این وضع خلاص بشن
Why am I me?
اینکه بهائیت سر یه مسئله سیاسی شکل گرفت و مشکلات و بدبختیای مردم توی دوره ای هیچکس نه سواد داشت و نه
و واضحه که مسئله چیزی جز مزخرف نبود