eitaa logo
Masoumeh is speaking
141 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
418 ویدیو
4 فایل
حمل و نقل وقایع و فجایع با کیفیت HD. کما فی السابق، مدافع حقوق تمامی دایناسوران فسیل شده، سوخته شده، خورده شده، کشته شده و الباقی وابستگان آن عزیزان دل. امن باشید و امن بمانید. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ijanv87&btn=معصومه.و.دوستان
مشاهده در ایتا
دانلود
Masoumeh is speaking
دلم برای اون خونمون که واقعا خونه بود ولی ما دیگه هیچ‌وقت بهش برنمی‌گردیم خیلی تنگ شده.
ما یه خونه داخل اصفهان داشتیم که من دیوانه‌وار دوستش داشتم و هنوز هم دارم. اون موقع هنوز قرار نبود بیایم قم، و هنوز اصفهان زندگی می‌کردیم. لحظه‌ی سال تحویل سال ۱۴۰۰ اسباب کشی کردیم به اون خونه. یه خونه‌یی بود که ساختش قدیمی بود نسبتا ولی فوق‌العاده روحیه داشت، دوتا اتاق داشت که توی اتاق منو خواهرم یه پنجره‌ی بزرگ بود که می‌شد از توش خونه‌ی همسایه‌رو ببینی🦆 پر از کمد و طاقچه‌های قدیمی بود، هال خونه سه‌تا پنجره توش بود. ما زیاد توی اون خونه نتونستیم زندگی کنیم چون شهریور همون سال قرار شد بریم قم، البته وسایل‌مون اونجا موند چون ما به‌هرحال اخر هفته‌ها میومدیم اصفهان و به یک خونه نیاز داشتیم، آخر هفته‌ها هم که میومدیم توی اون خونه فقط شب می‌خوابیدیم و از صبح تا شب می‌رفتیم خونه‌ی مامان‌بزرگم. من عاشق بن‌بستمون بودم، یه راهروی کوچیک به‌نظر میومد که خونه‌ی آخر خونه‌ی ما بود، البته سمت راست هم یه خونه بود که یه دویست شیش سفید داشت، چندبارم اون همسایه‌مونو دیدیم. زمستونا اتاق به‌شدت سرد بود حتی یادمه با وجود بخاری و پتو یه‌سری شبا با جوراب می‌خوابیدم چون از سرما می‌لرزیدم، اما بازهم من خیلی خوشم‌میومد از اون خونه سال ۴۰۲،‌ اوایلش قرار شد بریم یه جای دیگه. جایی که نزدیک خونه‌ی مامان بزرگم و اینا باشه چون ما کلا بخاطر مامان‌بزرگم و.. میومدیم اصفهان تا بهشون سر بزنیم. من هنوز بابت رفتن از اون خونه ناراحتم چون حقیقتا عاشق اونجا بودم، حتی با وجود اینکه یه‌سری خاطرات تلخ اونجا برام اتفاق افتاد و از رفتن به آشپزخونه توی شبها می‌ترسیدم اما بازهم عاشقش بودم. یه‌سری وقتا وقتی می‌خوایم بیایم قم چون مسیرمون از سمت اون خونه‌س میریم سر کوچه‌مون به در کرمی/قهوه‌ایه خونمون نگاه می‌کنیم و راه میوفتیم اون خونه‌هه واقعا خونه بود، نمی‌دونم چجوری باید توضیحش بدم
دوست یه‌کاره‌ای بودن خیلی جالبه مثلا یکی نقاشیش خوبه قیافه‌تو می‌کشه یکی خوب می‌نویسه، تورو می‌نویسه یکی آشپزیش خوبه، برات غذایی که دوست داری می‌پزه یکی مهربونه، باهات خوب برخورد می‌کنه یکی دلقکه، می‌خندونتت یکی پایه‌س، همه‌چی باهاش کیف میده یکی عاقله، حکم مغزتو داره یکی خوب درک می‌کنه، دیگه لازم نیست پولتو بریزی تو حلق تراپیست و بلا بلا بلا کلا دوست داشتن جالبه
زهرا بزرگ‌نشو، نرگس توام بزرگ نشو خواهشا وحشت دارم از بزرگ شدنتون
اگر بزرگ بشید دیگه نمی‌تونم بهتون فحش بدم اه
هدایت شده از پرایوت سید .
باید بگم که آخر این هفته سال اول دانشگام‌ تموم میشه =)
تو و دانشگاهت باهم غلط کردید
فردا شب فینال اسپانیا و آرژانتین
خواهیم دید چه خواهد شد
و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم
از آنلاین بودن تا برخط شدن فاصله‌ای نیست از اینجا که منم
هدایت شده از Freak