هدایت شده از موسسهکارآگاهیبلانت
فقط اندکی، تخته سنگ زمان رو هل میدن.
Masoumeh is speaking
پسر مهمونمون وقتی اومد تو خونه رفت تو اتاقهارو کامل دید زد، وجب به وجب سالنو نگاه کرد بعدم رفت تو
پسره قبل از اینکه از خونمون بره رو کرد به مامانش گفت کاش دختر بودم مثلاینا(به منو ابجیم اشاره کرد)مامانش گفت چرا ؟ گفت پدرم داره درمیاد، میفهمی؟ نه تو پسر نیستی بفهمی. اگر دختر بودم نازم میکردن
خونه رو جارو زدم، گاز و تمیز کردم، ظرفازو شستم در و دیوار و سابیدم، اتاقمم دستهی گل کردم الانم دارم شام درست میکنم
با اولین خواستگار مستقیم خونهی شوهر
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنده امسال وقتی فکر میکردم مثل سه سال راهنمایی زینب سادات بغل دستیمه، ولی زینب سادات هنرستان بود و من دبیرستان.