هدایت شده از اشتباه.
قصد دارم یه تقدیمی تقدیمتون کنم😟
این پیامو توی چنلتون فور بزنید تا یه تیکه از لیریک یه آهنگ + دوتا عکس از محتوای سررسیدهام (نقاشی یا متن) بهتون تقدیم کنم 🗽
تگ هاتون رو به ظرفیت تموم مشتی ارسال کنید، اگه چنل ندارید آیدی خودتون رو برام بفرستید
ظرفیت و لیمیت و این مسخره بازیا نداریم انشاءالله هرچی خدا بخواد و تا جایی که در توانم قرار بده🙌
عقیل برادر امیرالمومنین است، سیدرضی در نهج البلاغه مطلبی را دربارهی عقل نقل میکند که دارای اشکال است. او مینویسد: وقتی عقیل نزد امیرالمومنین آمد تا سهم بیشتریبخواهد، صورت فرزندانش از گرسنگی سیاه بود و خود از گرسنگی میلرزیدند. ممکن است اشکال شود که چرا امیرالمومنین به برادر خود که فرزندانش از گرسنگی درحال مرگ بودند، کمکی نکرد؟
گویا در نقل این بخش دقت کافی نبوده و با بررسی اخبار معلوم میشود که ماجرا اینگونه بودهاست:
عقیل به امیرالمومنین گفت: من از بنیهاشم و برادر تو هستم. حاکمان پیش از تو تا میتوانستند به خویشان خود عطا میکردند و اگر شما صد هزار درهم به من بدهی، مشکلات خود را حل میکنم.
بعضی از عطایا به برخی افراد دورهی پیش از امیرالمومنین ارقامی نجومی داشت. آنان به دلیل خویشاوندی، عطاهای فراوانی به اشخاص میکردند، مثلا پسردایی یا پسرخالهی حاکم دریافت ویژه از بیتالمال داشت یا به حکومت سرزمینی گماشته میشد. پیشتر به مواردی از این دست اشاره شد.
عقیل نیز از حضرت صد هزار درهم تقاضا کرد که معادل حقوق سالیانهی دویست نفر نظامی در آن زمان بود. در نقلی آمده است که امیرالمومنین در پاسخ به عقیل فرمود: شخصی در بازار هست که اوضاع مالی خوبی دارد، میخواهی شبانه به بازار برویم و از مغازهی او دزدی کنیم؟ عقیل از این سخن بسیار تعجب کرد. حضرت فرمود: میخواهی دست مرا به دزدی از بیت المال همهی مسلمان آلوده کنی. از این رو میگویم از آن بازار دزدی کنیم زیرا دزدی از یک نفر بهتر است.
درخواست عقیله تقاضای ویژه بود، زیرا او توقع داشت که چون از بنی هاشم است و برادرش حاکم شده، سهمی هم برای او در نظر بگیرد. این موضوع از معظلات اصلی حکومت امیرالمومنین بود.
- قبلهی کعبهزاد، جلد اول.