اون اول گفتم که قرار بود بریم منزل شهید اسماعیلی من اصلا نمیدونستم این بنده خدا کیه و حتی مزارش رو هم ندیده بودم.
آخرای صحبتمون فهمیدم که همکار آقا رضا که باهم شهید شدن همین آقای اسماعیلی بودن و ایشونم یه پسر کوچولو دارن.
وقتی از مادر شهید برای اینکه عکس بگیرم اجازه گرفتم. توجهم به چند تا برچسب ریز روی در جلب شد، وقتی که خیلی نزدیک میشدی میفهمیدی از اون برچسب کوچولوهاست که عکس و اسم این دو تا رفیق شهید و همکار روش چاپ شده.
چقدر این مادرها عجیبن! مطمئنم دلش نیومده کنار عکس پسرش، برچسب آقا #مجتبی_اسماعیلی رو نزنه...
روایت شهید #رضا_علی_بیگی
بخش هفدهم
جالبه که خونهی هر شهیدی میریم، اسم شهدایی که یکی دو روز قبل رفتیم یا قراره بعد از اینجا بریم میاد، مثل یک پازل بهم متصلند.
و من واقعا خوشحال ترینم که برای قرار فردا، منزل شهید اسماعیلی، ایشون رو تا حدودی میشناسم ❤️
موقع خداحافظی دلم از تنهایی مادر گرفت، فهمیدم منزل خواهرشون دعوت بودن ولی بخاطر ما نرفتن هرچی اصرار کردم که بیاید تا اونجا برسونیمتون قبول نکردن.
خداحافظی و رفتن خیلی سخت بود، تا کنار شیشه اومدن و راهنماییمون کردن که از روبرو هم راه بازه و میتونیم بریم. دوباره به این اشاره کردن که اگه مستقیم برید سر کوچه عکس و اسم پسرمو میبینید.
گفتم اصلا از قصد قراره همون طرفی بریم که عکس رو ببینیم.
تا زمانی که به پیچ برسیم، وسط کوچه وایستاده بودن و ما رو با نگاهشون بدرقه میکردن.
پ.ن: عکس خوبی میشد ولی چون آقای همسایه زمان بدی رو برای آشغال بیرون بردن انتخاب کرد، دقیقا جلوی قامت مادر شهید اومد و عکس به فنا رفت.
روایت شهید #رضا_علی_بیگی
بخش آخر
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما نیاز به باشگاه رفتن و جلو بازو زدن نداریم؛
اگه هرشب چندبار "بزن که خوب میزنی" رو بذارن تا آخر جنگ همه خودمونو ساختیم😎💪
برنامه صبح منزل شهیدِ خلبان #محمد_رحیمیان بود.
وقتی همه رسیدن، باهاشون تماس گرفتیم تا بریم داخل که گفتن متاسفانه صبح حال مادر شهید بد شده و رفتن بیمارستان، خانومشون هم رفتن گلزار و نیستن.
داغ، تازهست و تحملش سخت.
امیدوارم زودتر آرامش و صبری که همهی خانوادههای شهدا ازش میگن به دل این خانواده هم بشینه.
لطفا برای آرامشِ دلِ این خانواده دعا کنید و هر کدوم پنج تا صلوات براشون بفرستید.🤲
زمان:
حجم:
64.4K
داخل اسنپ که بودم، آهنگ حسبیالله چاوشی پخش میشد و از اون موقع تا الان همش این تیکهی آهنگ توی ذهنم تکرار میشه:
صبر چگونه میکنی
بر این همه جفا علی
بعض چگونه میخوری
یاد بده به ما علی