3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهترین زمان ممکن رسیدم.
شلوغ نبود، میتونستم یه دل سیر اونجا باشم و خلوت کنم.
اون موقع که رسیدم فقط همین چند وسیله اونجا بودن
پرده، گلیم و تک مهری که روی جایگاه بود.
بالاخره منم تونستم روزی روی این گلیمهای (فرش) آبی حسینیه بشینم.
ولی اون رویایی که داشتم کجا و الان کجا!
شنیدن صدای برخورد میلگرد و جابجایی وسایل پشت پرده حالم رو بد میکرد.
همش ذهنم میرفت اون سمت و به این فکر میکردم که شدت تخریب چقدره بوده...
آدمای زیادی میومدن و میرفتن ولی من چیزی که زیاد داشتم زمان بود.
تازه رسیده بودم و جایی غیر از اینجا نداشتم که برم و یه دل سیر همهی حرکات رو نگاه کردم و سعی کردم همه چیز رو به خاطر بسپارم.