یکی نیست بگه
آخه دختر مگه مجبوری اول صبحی بری وسط باغچه گل که ساعتها اسیر بشی 😑
#لعنت_به_حساسیت_بهاری
ولی خوب نمیشد از اون صحنه گذشت،
انقدرررر عکسا خوب شدن که هربار گالری رو باز میکنم نیشم تا بناگوش باز میشه 😁
چندبار اومدم بیخیال بشم و نرم سمتشون چون میدونستم عاقبت اینجوری میشم ولی مدتهاست که یه قانون جدید برای خودم گذاشتم:
اگه کاری یا چیزی رو دوست دارم و میدونم با گذشتن ازش، هی قراره حسرت بخورم و ایکاش بگم. بجاش سریع یه بالا پایینی توی مغزم میکنم و اگه تبعات بد و غیرقابل جبرانی برام نداشته باشه حتما انجامش میدم. ☺️
⚠️ اون بخش تبعات بد و غیرقابل جبران رو در نظر بگیرید.
(بعدا اون دنیا یقه منو نگیرید بگید تقصیر تو بود و ما بخاطر حرف تو فلان کار رو انجام دادیم!)
مثلا اون قابی که صبح دیدم اونقدر برام زیبا و وسوسهبرانگیز بود و تا چند دقیقه با خودم در حال کلنجار بودم که برم و حساسیت بعدش رو به جون بخرم یا بیخیالش بشم؟
باتوجه به شناختی که از خودم دارم میدونستم اگه بیخیالش بشم بعدا هربار که از اونجا رد بشم و گلها نباشن یا موقعیت عکاسی اینجوری برام جور نشه هی میخوام بگم کاش اون موقع عکس رو میگرفتم و حالم گرفته میشه.
ولی الان یک عدد انسانِ خوشحال و راضیام،
با انجام همین کار کوچیک، بقیه کارای روزم رو پرانرژیتر و با یه انگیزه متفاوت انجام دادم و خواهم داد.
حساسیتمم نهایت چند ساعتی هست و با خوردن قرص حل میشه. 🙂
✨ از این دلخوشی و کارای به ظاهر کوچیک راحت نگذرید!
همیناست که حال آدم رو خوب میکنن، باعث میشن تا نگاهمون به مسیر زندگی تغییر کنه و تصمیمهای بزرگتر و بهتری بگیریم. 🌸
امشب اولین باری بود که تنها اومدم تجمع و تابهحال متوجه این نکته نشده بودم که همیشه یکی همراهم بوده...💔🥺
وقتی وسط خوندن و لذت بردن از شعرهای اصیل و پرمفهوم
یهو با این #پدیده مواجه میشی!
تَمامِ مَن
وقتی وسط خوندن و لذت بردن از شعرهای اصیل و پرمفهوم یهو با این #پدیده مواجه میشی!
حالت من بعد از خوندن این متن: 🤢