_ خاله! خاله!
+ جونم؟
_ بفرمایید...
خیلی نمک اومد جلو و این لقمه رو بهمون داد.
+ ممنونم عزیزدلممم.
یه خندهی بامزه کرد، چندبار تند تند پلک زد و با لحن جذابی گفت:
_ نوش جونتون، هدیهی جمکرانه.
#شگفتانه
➕️ برایِ #امام
تو را با عاشِقانت میشناسم
تو را با همرهانت میشناسم
جهان بعد از تو دیگر فرق کرده
تو را با نوجهانت میشناسم
نوای عشق و آزادی تو بودی
تو را با شعرهایَت میشناسم
هنوز عطر تو در این خاک مانده
تو را با حُب به ایران میشناسم
اگر معنا در این عالَم نیابَم
تو را، روح خدا را، میشناسم...
#امام_خمینی
#زین_اب
@heyraaan
_ وضو داری؟
+ آره، چرا؟
_ بیا این تسبیح رو بگیر، تربت اصل کربلاست، تبرکه، باهاش ذکر بگو تا بعد بهت دربارهش بگم.
عاشق تسبیحهای گِلیام و همیشه این مدلی میخرم؛ هروقت آروم و قرار ندارم، دستم میگیرم و ذکر میگم، مثل آب روی آتیش میمونه برام و آرامش عجیبی بهم میده.
به این فکر میکردم که چقدر رنگ سبز روی اون مهرهها نشسته و چقدر خوشگله!
منتظر شنیدن حرفش بودم که گفت:
_ هدیهی آقا مجتبیست. با هزینه شخصی خودشون خریداری شده تا به گروههای فعال هدیه بدن و به اعضای گروه ما هم دادن، وای فاطمه باید اون لحظه میبودی و میدیدی چقدر حال و هوای همه تغییر کرده و عوض شده بود.
گفتم حتما با خودم بیارمش تا شما هم ببینید و باهاش ذکر بگید.
شوکه شدم، اشک تو چشمام جمع شده بود، نمیدونستم باید چکار کنم؟ تسبیح رو تو مشتم گرفتم، بوش میکردم و روی قلبم میذاشتم. برای سلامتی آقا دعا میکردم و دائم شکر خدا رو میگفتم که بهترین دوستها رو نصیبم کرده تا آرزو به دل نمونم...
#الهی_الحمدالله
#دوستِ_خوب_تمام_ماجراست
قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلاَّ ما كَتَبَ اللَّـهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَى اللَّـهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
بگو: «دچار هر حادثهای شویم، قطعاً خدا بهنفعمان مقدّرش کرده است؛ چون او همهکارۀ ماست. بله، مؤمنان باید فقط به خدا توکل کنند.»
توبه - ۵۱
#پناهِ_همیشگی
لطفا برای خوشبختی و عاقبتبخیری یکی از عزیزترین آدمهای زندگیم دعا کنید.
لحظاتی دیگه داره عروس میشه 😍❤️
تَمامِ مَن
سادات قشنگمونم عروس شد 🩷
سختترین بخش امروز این بود که باید
عروس شدن عزیزترین و قشنگترین آبجیمو از پشت قاب گوشی نگاه میکردم.
😢❤️