تَمامِ مَن
موقع پیاده شدن راننده اسنپی گفت: _ نتتون رو برای اینا هدر ندید. از اونجایی که نظرش اندازهی پشیزی ا
جا داره دوباره این بنده خدا رو ببینم و بگم:
هع! 😏
هنوز به لحظات بازی فکر میکنم، تپش قلب میگیرم.
فکر کنم همه چندتا سکته ناقص رو تجربه کردیم.
ای جگر گوشه من ای پسرم
هیچ دانی که چه آری بِسَرَم؟
مَرو اینگونه شتابان زِ بَرَم
لَختی آهسته، من آخر، پدرم
من نگویم مَرو اِی ماه برو
لیک قدری بَرِ من راه برو
#حضرت_علی_اکبر
#جگر_گوشهی_بابا