eitaa logo
تمیم 🎒
113 دنبال‌کننده
249 عکس
211 ویدیو
0 فایل
فـــقط‌حــیدر‌امـیر‌المــومنین‌اسـتـــ✨ ‌ ‌ شـیعه آنـ نیستـــ دمـــ از آیـه و تــفسیر زنـد شـیعه آنـ استـــ که لبخـنـد بـه شــمشیر زنـد⁦⁦⁦⁦ ‌ ‌ «نَصْرٌ‌ مِنَ‌اللَّهِ‌ وَفَتْحٌ‌ قَرِيبٌ»
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🔸 عاقبت شیرینِ این «مرگ بر آمریکا» گفتن‌ها چه خواهد بود؟🔸 🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 ▫️ ، همین و آن است. لعن، اذن دخول است. وقتی می‌روید به حرم امام رضا (ع) و در بسته است، اگر لعن بکنی، در باز می‌شود. سامسونت شما یک رمز دارد که تا این شماره را نزنید، درش باز نمی‌شود. لعن، این شمارۀ رمز است. اگر همۀ خیرات در «سلام» است، به آن کسی که لعن نمی‌کند ربطی ندارد، چون او نمی‌تواند درِ سامسونت را باز بکند. این صد تا لعن در زیارت عاشورا، رمز سامسونتِ رحمة‌الله است. اگر کسی توانست از صمیم قلب لعن کند، در باز می‌شود و هرچه هم بخواهد در آن هست. اما اگر کسی از ته دل لعن نکند و آن را جدی نگیرد، این رحمت نصیبش نمی‌شود. ▫️ امام به ما یاد داد که بگوییم «مرگ بر شاه». وقتی مردم از صمیم دل گفتند «مرگ بر شاه»، موفق شدند که به امام بگویند «سلام بر تو». شما چه زمانی توانستید به امام(ره) سلام بکنید؟ وقتی که قبل از ورود امام به کشور در دوازده بهمن، صد بار مرگ بر شاه گفته بودید. گاهی هر شب، بیش از هزار بار «مرگ بر شاه» گفته بودید تا توفیق «سلام بر امام» پیدا کردید. ▫️ اگر جای پایش سفت شد و گرفت، (ع) پشتش می‌آید؛ همچنانکه «مرگ بر شاه»، «سلام بر امام» را در پی داشت. قرآن می‌فرماید: (فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطّٰاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللّٰهِ فَقَدِ اِسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ اَلْوُثْقىٰ). «عروة الوثقی» امام زمان (ع) است. اما استمساک (چنگ زدن) به عروة الوثقی شرط دارد. می‌گوید: اول کفر به طاغوت داشته باش (فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطٰاغُوتِ ...). تمام این مبارزات، همه‌اش کفر به طاغوت است.
ابوبصیر گفت: به امام صادق(ع)عرض کردم: شیعیانت را برایم توصیف کن. فرمود: شیعیان‌ما مثل سگ‌پارس نمی‌کنند، پاچه‌دیگران را نمی گیرند و مانند کلاغ طمعکار نیستند.
کارد به استخوان‌ رسیده بود عمروعاص به معاویه گفت: بیا و‌ قرآن‌ها را به‌ نیزه‌ کن شاید‌ جواب داد؛ اما دعا کن جاهل ها در لشکر علیﷺ زیاد باشند! عمروعاص روزگار ما اینترنشنال است؛ فقط دعا کنید جاهل ها، در میان ما زیاد نباشند... | راه، همان راه علیﷺ است
از اشک شما ارض و سما باریدند بر آه شما انس و ملک نالیدند گفتند همه “فدای اشکت آقا” تصویر شما را شهدا بوسیدند آقا خودتان حضرت خورشید هستید از نور شما ستاره ها تابیدند در مجلس خوبان شهدا هم بودند اما همگان گرد شما چرخیدند از اول و از آخر مجلس، شهدا آقای جهان سید علی را چیدن..
هدایت شده از فاطمه حق شناس
ایران سرزمین شیر زنان🇮🇷
هدایت شده از رادیو محمدعلی
ظهر بود. رفتم یه جا سمت بازار شهرمون. یه چنتا هموطنِ خوشتیپ تو صنف رنگ فروشا باز بودن. سلام و احوال کردم و نگاهشون خیره بود به کفشای خاکی و صورت زخمی و دستای پینه بسته از پشت و رو و عجله ای که داشتم. گفتن الانم مگه ساختمون رنگ میکنن؟ گفتم همه چی رنگ میکنیم. تا چی دلت بخواد؟ خندید بنده خدا! گفت کارگر کجایی؟ گفتم کارگر شمام! فندقی تر خندید و گفت زنده باشی داداش! ملیح ترین و دخترونه ترینشو باید میگرفتم. گفت خب بگو عزیز چی میخوای؟ گفتم بهترین رنگ صورتی جهان، ملیح ترین و در عین حال دخترونه ترینشو میخوام! گفت یجوری توصیف میکنی انگاری اتاق دختر خودتو میخوای رنگ کنی! گفتم دخترم؟! اومم! دختر عزیزم. سینه صاف کردم. به خودم اومدم گفتم حالا دیگه. خب چی میدی بهم؟ گفت از اینا دارم. کشید بیرون. تست هم نداشت. گفتم همونیه که میخوام؟ گفت آره. واسه دیوار میخوای یا وسیله خاصی؟ گفتم یه چیزی که هم دخترم خوشش بیاد هم رنگش با آتیش و داغ شدن نپره! بنده خدا پراش از عجیب بودنم ریخته بود. کارتو کشیدم و خداحافظ. برگشتم بهش گفتم: داداش نا امید نشیا...! ابرو تو هم کرد و نگاه خیره و دستی تکون دادم و رفتم. رسیدم شهر! طاقت فرساتر از شلیک، رسیدن به شهرامونه! بچه ها نماز میخوندن. آروم شروع کردم به رنگ زدن. انقدر خوشگل شد که حد نداشت. «قربونت بشه بابایی! چشم فداتشم. دردت به جونم. صورتی هم میدیم بالا برات. تو فقط امر کن عزیز دلم. زانوهات نلرزه ها! اکه زدن نترسیا. اینا هیچی نیستن. تو خدا رو داری. بابایی رو داری. کاش تو دختر من بودی بابایی. همون روزای اول آسمونی شد. بچمو نتونستم خاک کنم. چیزی ازش نبود. عروسکاش بودن. دلم برای بویِ لاکِ دست بچم تنگ شده. خودمم براش میزدم. آخ! بابایی!» رنگ زدنش تموم شد. برگشتم دیدم بچه ها پشتمن! هم میخندن و هم بغض دارن. گفتن حاجی ببریم؟ گفتم مختصات هدف استیبله؟ گفتن بله حاجی جان، کل منطقه رو صورتی میکنه. گفتم تقدیم شما. فقط ذکر یا رقیه س یادتون نره ها! این یکی خیلی سفارشیه، واسه دختر باباست! موشک رو بردن! تو دلم گفتم کاش ما کربلا بودیم! کاش....
آیت الله شهید سید حسن مدرس: « اگر یک کسی از سر حد ایران، بدون اجازه‌ دولت ایران،پایش را بگذارد در ایران، او را با تیر می‌زنیم و هیچ نگاه نمی‌کنیم که کلاه پوستی سرش است یا عمامه یا شاپو!! بعد که گلوله خورد و مُرد، اگر ختنه شده بود بر او نماز می خوانیم و او را دفن می‌کنیم و الا که هیچ...» [مشروح مذاکرات مجلس چهارم، استیضاح مستوفی، ص۱۹۸]
هرچی آقا خامنه‌ای بگه! بگه بجنگید، می‌جنگیم! بگه آتش‌بس، می‌گیم بس! بگه بمیرید، می‌میریم! بگه زندگی کنید، زندگی میکنیم! ما سربازیم آقا.. @ir_tavabin