با چشم اشکی، گلویی سرشار از بغض آنچه که حول افکارم می گردد؛ قابل نوشتن نیست
فقط میتوانم به زبان بیاورم که حالم خراب است انقدر که اگر کمی ادامه دهم روح از تنم پر میکشد.
#Y
نه در طلبِ توجه، نه در هراسِ قضاوت؛ اینجا صرفاً ادامهی سکوتیست که به نوشتن پناه آورده؛ اگر مهمانِ این چند خط شدی، آرام بخوان؛ بعضی از این واژهها با تکهای از جان نوشته شدهاند.اگر چیزی از #Y ومحتوای اینجا با خود میبرید، حسش را ببرید نه آنها را...