در عمق تاریکی دوران میتوان در عشق رقصید و از سیاهی ها دور شد .
حالا که عشقی نیست من در تاریکی ها تنها قدم میزنم ، تاریکی با من حرف میزند.
از حس عجیب بغض میگوید.
نمیتونم بابامو بغل کنم
ب مامانم توضیح بدم که چمه
دوستامم که تو درد خودشونن
گم میشم تو خودم و اینو کسی نمیبینه:)..
من خوبم.
من خوبم.
من خوبم.
من خوبم.
من خوبم.
من خوبم.
من خوبم.
من خوبم.
من خوبم.
کسایی ازمون توقع دارن که خوب و سرحال باشیم که خودشون عامل اصلی بیماری اعصاب و روانمونن
واقعا مسخرست...