من حتی نمیخواهم زخمهایم درمان شوند
فقط میخواهم..
دیگر زخمی تازه از آشنای عزیزی نخورم.
روزهایی که نباید بی تو میگذشت،
بی تو گذشت.
شب هایی که نباید با خیالت میگذشت،
با خیالت گذشت.
دیگر آمدنت مرا زنده نمیکند.
میدونستم برمیگرده،
میدونستم پشیمون میشه،
همینطورم شد!
بعد از مدتها دست از پا درازتر برگشت،
نوتیف پیامش که افتاد رو گوشیم
دیگه با ذوق پیامشو باز نکردم..
دیگه مثل قبل ساعتها تو چتش نخوابیدم
دیگه برای حرف زدن باهاش مشتاق نبودم،
دیگه مثل گذشته همه کارامو به خاطرش کنسل نکردم
نوتیف پیامشو رد کردم،
کارمو انجام دادمو وقتی حوصلم گرفت جوابشو دادم؛
میدونی چیزی به اسم عشق و اعتماد تو من مرده بود.
بعضی وقتا خیلی دیره برای جبران!
برای عذرخواهی:)...