نمیدونم چطور توضیح بدم ولی دخترا یه سری دخترای دیگه رو میشناسن که اونام چندتا دختر دیگه رو میشناسن که بالاخره میفهمن چیکار کردین.
قبلا به هریپاتر حسودیم میشد
چون میتونست با مارها حرف بزنه!
اما بعدا متوجه شدم
خودم چندسال داشتم اینکارو میکردم!..
بارها این سوال را از خود پرسیدهام:
که اگر به جای چهره ی انسانها
نوای قلبشان را میدیدم،
از میانشان میگریختم؟
یا عاشق میشدم؟
کیی میگیییره جاتو؟
اضطراب عزیزم،اضطراب.
جای خالی هرچیزی رو اضطراب میگیره واسم.
هالووین؟
بیا آدمای زندگیمو برات توصیف کنم،
از اول تا آخر جیغ میکشی فرار میکنی.
اصلا ناراحت نشو که پشت سرت حرف میزنن
اونا دقیقا جایی هستن که باید باشن..
پشت سرت.