تو از همه ی دردام خبر داشتی!..
ولی به جای اینکه مرهم باشی ترجیح دادی ی درد به دردای قبلیم اضافه کنی.
وقتی تلاش میکنی برای برگردوندن صمیمت از دست رفته ، یه بار دیگه متوجه میشی که چرا از دست رفته بود .
از خودش دور شده بود، گاهی اوقات تو آینه غریبهای رو میدید که با هم تو یه اتاق زندگی میکردن.
وقتی من درحال غرق شدن بودم،
تو آب بیشتری اضافه کردی؛
پس هیچ فرقی با بقیه آدمایی که میشناختم نداشتی.
–طَنینْ|Tanin–
پارسال دوست امسال تو دیگه عجب حرومزاده ای بودی ما نمیدونستیم.
ایندفعه دقیقا منظورم خودتی.