هدایت شده از خانه هنر ࣪˖ ִֶָ ✧
دیگه حتی حالم از آهنگامم به هم میخوره...
#همین_حوالی
از آن پس دیگر با غم نجنگیدم؛کنارش نشستم،
مثل دو مسافری که میدانند تا پایان راه، هیچ یک از دیگری جدا نخواهد شد.
اندࢪاحوالاٹ
نمیگذرد!
نمیدانم شاید هم میگذرد؛
اما در پس این گذر از من چه باقی خواهد ماند؟
اندࢪاحوالاٹ
هدایت شده از خانه هنر ࣪˖ ִֶָ ✧
بعضی وقت ها حالت یجوره که نه میتونی بخندی نه گریه کنی نمیدونی اصلا چته فقط میخوای دراز بکشی وسط اتاق و همینجوری بمونی
#از_این_حرفا
هدایت شده از نسل سرد!
هیچکس من واقعیم رو نمیشناسه؛
هیچکس نمیدونه من چند دفعه تو اتاقم نشستم و زار زدم، و چندین بار امیدم رو از دست دادم، چند هزار دفعه مأیوس شدم. هیچکس روحش هم خبر نداره که چند بار مجبور شدم جلوی ترکیدن بغضمو بگیرم، چند بار و چند دفعه احساس کردم که دارم جا میزنم و بهخاطر بقیه خودمو جمع و جور کردم.
هیچکس از فکرهای توی سرم خبر نداره وقتی حالم بده و ناراحتم و اینکه چقدر وحشتناک و دردناکن.
یه وقتهایی قویترین آدما همونایی ان که با وجود تموم خطاها و اشتباهات بقیه محبت میکنن، و تنها زمانی که واقعاً غصه میخورن زمانیه که تو خلوت خودشونن، و با چیزهایی دست و پنجه نرم میکنن که هیچکس هیچ تصوری ازشون نداره.