7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍نفـــــــــس گرفت، زندگــــــــــیم
@tarbino 🌱
می گفت:
به فقرا صدقه دهید
چون حق آنهاست در دست شما
به همراهان قرض کنید
که حق دوستی را باید ادا کرد
به ثروتمندان هدیه دهید
که محبت بین شما را افزون می کند
#بخشندگی
#تجربه_تربیتی
🌀خانم مربی عزیز، اگر واقعا نام «مربی» را با خودت یدک میکشی، قبل از هر چیز باید امنیت روانی کودک را حفظ کنی، نه اینکه آن را مخدوش کنی.
🌀دختر هشتسالهای را (در کلاس آموزش نقاشی)مسخره کردهای فقط چون روسری دارد و گفتهای: «تو چرا حاجخانم شدی؟»
این رفتار نه حرفهای است، نه اخلاقی، نه تربیتی.
🌀سلیقه، فرهنگ و پوشش خانوادگی یک کودک بازیچه جهل و تمسخر هیچ مربیای نیست. اگر تربیت میفهمی—که در عمل معلوم شد نمیفهمی—بدان که احترام گذاشتن به تنوع فرهنگی اولین شرط کار با کودک است.
@tarbino | تربیــــــــــــت نو 🪴
کانون علمی مشاوره اسلامی
موسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا علیه السلام برگزار میکند:
🔰 نشست سوّم؛
🔹 موضوع کرسی علمی _ترویجی :
«تحلیل روانشناختی جایگاه و کارکرد خانواده در نگاه اسلام و نظریههای روانشناسی»
ارائهدهنده:
🔸اقای هادی فلاح
- دانش پژوه سطح سه مشاوره اسلامی
ناقد:
🔸استاد سیدابوالفضل قدّوسی
- دکتری روانشناسی عمومی
🕰 زمان: سه شنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۴
ساعت ۱۵:۱۵ الی ۱۶:۱۵
🏠 مکان: قم، پردیسان، موسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا علیه السلام، طبقه اول، تالار شهید صدر (ره)
🔸لینک مجازی:
https://bbb03.dte.ir/rooms/wig-o2m-lzl-kok/join
امروز روز علامه طباطبایی است.
کسی که (ما که باشیم که او را دوست داشته باشیم) ما را جدا تربیت کرد با آثارش، و حضورش در دنیای ما...
:: @tarbino 🌱
محمد حسین (پسرم) دیگه یاد گرفته هر وقت میریم حرم، خودش از مزار آیت الله موسوی اردبیلی و خوانساری عبور میکنه و علامه رو زیارت میکنه...👇🏻👇🏻👇🏻
✳️درایت علامه :
💥 آیت الله مصباح یزدی (ره)🔻
1️⃣ با آقای دانش آشتیانی [از شهدای هفتم تیر] ... رفتیم خانه مرحوم علامه طباطبایی. گفتم: ... حضرت عالی اجازه بدهید [دکتر شریعتی] بیاید نزد شما و اشتباهاتش را برای او توضیح بدهید. پذیرفتن اشتباهاتش از مثل شما برای او عار نیست. علامه طباطبایی فرمودند: تابستان گذشته که من مشهد بودم، بعضی از دوستان ایشان می خواستند او را بیاورند نزد من که با هم صحبت کنم و من ایشان را نصیحت کنم و تذکراتی به او بدهم، من فکر کردم که هیچ فایده ای ندارد. چون ایشان اگر بخواهد شریعتی باشد، دست از افکارش بر نمی دارد و اگر بخواهد دست از افکارش بر دارد، دیگر شریعتی نیست. او آدمی نیست که دست از افکارش بردارد. من مطمئن هستم که دست از افکارش بر نمی دارد و بنابراین از این ملاقات سوء استفاده خواهد کرد. من که همه جا نیستم که بگویم چه بود و چه شد، منعکس می شود که رفت و فلانی هم نتوانست قانعش کند و نتیجه مثبتی ندارد.
2️⃣ باز من اصرار کردم که آقا احتمال نمی دهید که لااقل اشتباهاتش کمتر شود و جلوی مفاسد بزرگ تر گرفته شود. آنچه را که گفته و روی آن پافشاری کرده، گذشته. به فرمایش شما بعید است که از حرف های گذشته اش دست بر دارد، اما آیا احتمال نمی دهید که بیاید و نزد شما و کمتر در آینده افساد کند؟ باز ایشان تأملی کردند و گفتند: حتی این احتمال هم وجود ندارد. خیلی قاطع [فرمودند] که ملاقات با او فایده ای نخواهد داشت، حتی احتمال ضرر هم دارد.
3️⃣ ما آخرین تیرمان را زدیم و گفتیم که آقا بنا را بگذارید بر استخاره، اگر [دیدید که نتیجه] استخاره خوب است، اجازه بدهید یک جلسه بیاید نزد شما، شاید این جلسه برای اسلام و مسلمین فایده ای داشته باشد، دفع ضرری بشود. گفتند: خوب استخاره کنید. ما قرآن آوردیم و دادیم خدمت ایشان و گفتیم خودتان استخاره کنید. یادم نیست من استخاره کردم یا ایشان. به هر حال آیه ای آمد و کلمه «بُعد» در آن بود که مرحوم علامه گفتند: این هم استخاره! دیگر دهان ما بسته شد، خداحافظی کردیم و آمدیم بیرون ...
✍️ منبع: (متن پیاده شده نوار مصاحبه مؤسسه امام خمینی با آیت الله مصباح؛ به نقل از گفتمان مصباح، تألیف رضا صنعتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،چ۲، ۱۳۸۹، ص ۲۲۱ - ۲۲۴)
🌹هر ساله تعهد کردم یک مجلس به نام و یاد حضرت زهرا سلام الله علیها تو منزل بگیرم. روضه خانگی خیلی اثر داره، خیلی برکت داره. برکت در مال دفع بلاها و... و قدم اول اینه که ساده و کم جمعیت شروع کنیم، حداقلش میشه مامان و بابا و بچه ها + یک روضه خوان.
و از همه مهمتر برای بچه های شما چقدر ظرفیت تربیتی ایجاد می کنه و بچه ها با عشق میان کمک و شما بدون چک و چونه یه قدم بزرگ برای آدم شدن و هدایت شدن فرزندت برداشتی!
@tarbino | تربیــــــــــــت نو 🪴
#فیلم_گردی
بچه مردم اسم این فیلمه که داستانش مربوط به نوجوانی است که به دنبال مادرش میگرده، این جستجو به خاطر احساس تعلق به خانواده است. اما در مسیر این جستجو این فیلم به چالش های نوجوانی پرداخته و از این زاویه برای من جذاب بود: (قصه فیلم رو لو ندادم که جذابیتش براتون بمونه)
1عشق رمانتیک و اینکه آیا هر دختری را ببینم، همان عشق من است یا نه؟
2پیوستن به منافقین به خاطر جذابیت های آنها و سادگی نوجوان ها
3معنویت و راحت بریدن از تعلقات و اتصال به خدا
4اراده قوی در مسیر هدف
5احیا نام شهدای (بی خانمان)
پ.ن: اینکه این کارگردان با این تیم چنین فیلمی ساخته و در زمین ما بازی کرده، ما بردیم...
@tarbino | تربیــــــــــــت نو 🪴
«غلامــــعلی رشـــــــید»
شهید دفاع مقدس ۱۲روزه
نابغه مسائل استراتژیک
و حل کننده سختترین بن بستها
🌎 کتابخانه او ۶هزارجلد داشت که اکثر آنها را خط به خط مطالعه، اندیشه و نقد کرده بود.
💥سردار رشید کسی بود که همه فرماندهان عالی رتبه، می گفتند ما حرفها و تجربیاتمان را به نسل بعد منتقل کردیم اما سردار #رشید هنوز حرفهای زیادی دارد و تمام شدنی نیست.
🥇فرماندهان این چنینی در هر کجای دنیا خیلی محترمند، چون ثانیه به ثانیه امنیت و آرامش یک ملت به تدبیر و شجاعت آنها وابسته است.
@tarbino | تربیــــــــــــت نو 🪴
📜 #خواندنی
پیر مردی تمام عمرش را
بین بازاروکوچه سر می کرد
هرکسی بار در دکانش داشت
پیر افتاده را خبر می کرد
او که عمری برای نان حلال
گاری اش را به هر طرف می برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
روزی از کوچه که به خانه رسید
همسرش گفت: درد نان داریم
از بد حادثه همین امشب
نان نداریم و میهمان داریم
سال ها با غم تهی دستی
در خفایت اگرچه سر کردی
می رود ابرویمان امشب
دست خالی اگر تو برگردی
باز هم راهی خیابان شد
حجره ها را یکی یکی می دید
هیچ باری نمانده روی زمین
از نگاهش عذاب می بارید
گوشه ای بین کوچه و بازار
با خودش گفت کاش می مردم
خسته ام دیگر از همه از بس
حسرت عمر رفته را خوردم
در همین حال بر زمین خوابید
ناگهان کودکی صدایش کرد
پیر مرد خمیده حیران شد
گیوه را تا به تا که پایش کرد
گفت جانم مرا صدا کردی
زود تر عرضه کن که کارت چیست؟
مس، ملافه، گلیم ، یا قالی
حاضرم من بگو که بارت چیست
پسرک گفت پیش ان کوچه
روضهٔ هفتگی شده برپا
دیگ را از حیاط خانه ما
میتوانی بیاوری آقا؟
پیرمرد از جواب او جا خورد
دیگ نذری روضه را میدید
گاری اش را جلو عقب کرد و
به سیه روزی خودش خندید
یادش افتاد عهد دیرین را
روز اول که گاری اش را برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
پیر مردی که در دوراهی بود
این طرف دیگ نذری بی مزد
آن طرف خانواده اش محتاج
مرگ بر روزگار شادی دزد
دیگ را برد عقل او می گفت
مزد زحمت بگیر و عاقل باش
که در این روزگار جایز نیست
تنگدستی و کار بی پاداش
دل ولی حرف دیگری میزد
عهد دیرین بهانه دل بود
پیرمرد از دلش حمایت کرد
بس که این پیر خسته عاقل بود
دیگ را برد مبلغی نگرفت
دست خالی به خانه بر می گشت
پیر مرد شکسته و تنها
از گذشته شکسته تر می گشت
تا به خانه رسید از بازار
ناگهان مضطرب شد و حیران
پشت در کفش های بسیار و
داخل خانه مملو از مهمان
از لب پنجره نگاه انداخت
میوه های عجیب و رنگارنگ
عطر ناب برنج ایرانی
نالهٔ زعفران در هاونگ
همسرش که ز خانه بیرون رفت
دید مردش نشسته با حیرت
گفت از دست پر رسیدن تو
متحیر شدم خدا قوت
تا تو از خانمان برون رفتی
پیرمردی شریف و گاری کش
دم در آمد و صدایم زد
گفتم از پشت نرده فرمایش؟
بیقرارو شکسته چون مرغی
که پر و بال بر قفس می زد
عطش از چهر اش نمایان بود
تشنه بود و نفس نفس می زد
گفت این خوار و بار را داده است
مادری قد کمان و آزرده
ما بدهکار همسرت هستیم
دیگ نذری برایمان برده
هرکسی که ندارد عشق تورا
تازه فهمیده که نداری چیست
قصه کل عاشقان حسین
قصه پیرمرد گاریچی ست
#رضا_صمدیان
________________
✳️ @m_seraj_ir